در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هر چند این کار برای همه افراد یک خانواده مهم و حتی خوشایند است، اما سوالاتی نظیر «امروز چه کسی باید از او نگهداری و نیازهای او را تامین کند؟» یا «سایر کارهای وی چگونه انجام خواهد شد؟» همیشه مطرح میشوند. این موضوع ممکن است برای شما هم پیش بیاید. برخورد صحیح با این سوالها نقش مهمی در زندگی چنین خانوادههایی دارد.
اما نخستین سوال:
معلولیت چیست؟
ناتوانی و معلولیت در حقیقت به وضعیت یا شرایطی اطلاق میشود که اختلال قابل توجهی نسبت به شرایط معمول و استاندارد فرد یا گروه داشته باشد.
انواع مختلف این ناتوایی میتواند شامل اختلالات جسمی و ذهنی باشد، آنچنان که باعث کاهش توانایی فرد برای انجام فعالیتهای روزمرهاش شود.
در طول تاریخ و در کشورها و اقوام مختلف، افراد مشهوری بودهاند و هستند که ناتوانیهایی داشتهاند، ولی این عوامل آنها را از حرکت باز نداشته است. پس اگر شما هم معلولیتی دارید بدانید که تنها نیستید.
بسیاری افراد معلول از جمله هنرمندان، دانشمندان و... علاوه بر اداره زندگی خود، کمکهای زیادی هم به جامعه کردهاند.
هلن کلر از معروفترین نمونههای فردی معلول و در عین حال موفق است. او که نابینا و ناشنوا بود، توانست به مراتب بالایی از موفقیت دست یابد، هم او که امروز یکی از چهرههای موفق جهان به شمار میآید. این قبیل افراد کم نیستند و میتوانید آنها را در هر رده و گروهی بیابید.البته میلیونها نفر نیز در جامعه حضور دارند که معروف نبوده، اما معلولیت خود را پذیرفته و با غلبه بر ناتوانی ظاهری، زندگی موفق و خوبی را میگذرانند. پس بدانید که شما تنها نیستید و باید بر این شرایط غلبه کنید.
وقتی فردی پس از یک سانحه دچار معلولیت میشود، به طور حتم روزهای سختی بر او و البته خانوادهاش خواهد گذشت. او با تغییرات زیادی روبهرو میشود؛ چه فردی و چه اجتماعی. در چنین شرایطی تقریبا کل زندگی فرد دستخوش دگرگونیهایی میشود و مهمترین نکته این است که او باید با شرایط جدید کنار بیاید.
یکی از افرادی که در دهه چهارم زندگی خود، از ناحیه کمر فلج شده بود با تاکید بر این که باید زندگی کرد و به سوی سلامت پیش رفت، اینگونه بیان میکند:شما باید متوجه و مراقب اتفاقاتی باشید که برای روح و جسم و زندگی اجتماعیتان روی میدهد و در هر حال به سوی سلامتی پیش بروید، وقتی فردی بتازگی با این مشکل دست و پنجه نرم میکند، به طور قطع برای هیچ کدام از این تغییرات آمادگی ندارد. اما باید ماند و زندگی کرد.
پرستاری از فرد ناتوان
اگر شما هم جزو کسانی هستید که از فردی معلول پرستاری و نگهداری میکنند، حتما از اهمیت این کار آگاه هستید. اما این وظیفه آنگاه خطیرتر میشود که شما هم در بیرون از خانه کار کنید و هم در منزل مسوولیت نگهداری از فردی را به عهده داشته باشید. به طور حتم این وضعیت تبعاتی در پی خواهد داشت.
همه میدانند که کار کردن خارج از خانه و پرستاری از شخصی ناتوان و معلول در خانه، کاری طاقت فرساست. البته این شرایط به میزان احتیاج فرد معلول نیز بستگی دارد.
گاهی فرد ناتوان، توانایی مراقبت از خود را داشته و شما تنها در آماده کردن غذا و حمل و نقل به او کمک میکنید. اما همیشه هم اینطور نیست و در برخی موارد فرد معلول، پرستاری 24 ساعته اعضای خانواده را میطلبد.
اما آنچه مسلم است این که در هر صورت و با هر شرایطی باید تمام کارها انجام بگیرد و هدف نهایی در این شرایط، کارهای شخصی خودتان و نگهداری از فرد معلول به بهترین نحو ممکن است.
پس در گام اول بیاموزید خود را با کارها منطبق سازید. شاید این مرحله به خودی خود بسیار سختتر از آنچه گفته میشود، باشد. اما چارهای نیست و باید با کارهای منزل همراه شوید.
شاید بهترین و نخستین ابزار در این راه را صبر و شکیبایی باشد، هرچند این شرایط برای شما و فرد معلول هر دو سخت است. او نیز باید به این وضعیت عادت کند؛ اینکه شخصی دیگر باید وظیفه نگهداری از او را به عهده بگیرد.
در مورد سادگی کارها هم خودتان را گول نزنید. کار منزل به خودی خود سخت است و نگهداری از فردی ناتوان این دشواری را دو چندان میکند. پس (برای خود) تعیین کنید که هر روز چه مقدار کار را باید و میتوانید انجام دهید. براحتی ممکن است بیش از توان خود کار کنید، بویژه زمانی که از نظر مالی نیز در تنگنا هستید، ولی باید واقعبین باشید.مهمترین عامل تعیینکننده، میزان نیاز فرد به شماست. پس با توجه به آن، حجم کار خود را مشخص کنید و بدانید که در زمانهایی هم باید از افراد دیگر درخواست کمک کرد. زمانی که این پرستاری به کار زیادی نیاز دارد، شاید نتوانید به تنهایی از پس آن بربیایید، بنابراین از اعضای خانواده و دوستان خود کمک بگیرید. حتی اگر کسی اطراف شما نیست، به فکر استخدام فردی برای کمک باشید.همیشه بدانید که نباید خود را بیش از حد توانتان خسته و دچار مشکل کنید، فرد معلول چه پدر و مادر شما باشد، چه فرزند یا خواهر و برادر شما یا هر کسی که به شما پناه آورده، به شما و کمکهایتان نیاز دارد، اما شما هم باید سر پا و سر حال باشید تا بتوانید به او کمک و از او حمایت کنید.
فرزند ناتوان و سالم؛ در کنار یکدیگر
خانوادههایی که هم فرزندان ناتوان و هم سالم دارند، نمونهای از خانوادههای موفق هستند، چرا که اگر بتوانند به فرزندان خود به بهترین شکل ممکن همراه با تعادل رسیدگی کنند، نشانه موفقیت آنان است. آنها با مسائل عادی سایر خانوادهها درگیر هستند، اما زندگیشان به طور قطع با آنها متفاوت خواهد بود. گروهی از این خانوادهها بخوبی شرایط را مدیریت میکنند، اما برخی نیز مشکلات خاصی دارند که میتواند هر فردی را در خانواده تحت تاثیر قرار دهد و حتی به مدرسه و زندگی اجتماعی آنها نیز وارد شود.
نمونههایی از مشکلات معمول میان این خانوادهها میتواند موارد زیر باشد:
- خواهر و برادرها میتوانند نسبت به هم حسادت بورزند. به همین دلیل آنها میتوانند یکدیگر را اذیت کنند یا موجب ناراحتی هم شوند.
- بچهها ممکن است احساس کنند که نیازهای عاطفی آنها پاسخ داده نمیشود و در خانه احساس ناراحتی و رنجش داشته باشند.
- کودکان ممکن است تصور کنند که با آنها غیرمنصفانه برخورد شده و از اینرو مشکلات رفتاری میان آنها بروز کند.
- حتی گاهی خواهر و برادر، ممکن است از وضعیت خواهر یا برادر معلول خود احساسی مانند شرمندگی داشته باشند و از اینرو زیاد از او حمایت نکنند.
در چنین خانه و خانوادههایی ممکن است جر و بحث و اختلافنظر بیشتر از میزان عادی باشد. در نتیجه سطح استرس افراد، افسردگی و مشکلات خانوادگی هم افزایش مییابد، اما خانوادههایی نیز هستند که با این شرایط بخوبی کنار آمدهاند و فرزندانشان در کنار هم بخوبی زندگی میکنند.
این مورد به مدیریت خانه و برنامهریزی برخورد با بچهها برمیگردد که با توجه به فرهنگ و مسائل مختلف هر خانواده، راهکار خود را میطلبد.در پایان این مطلب، خواندن این مورد هم ... چیزی نگویم بهتر است؛ خودتان بخوانید.
زوج جوان بیصبرانه و با اشتیاق در انتظار تولد فرزندشان بودند. آنها نقشههای زیادی برای آینده او داشتند، اما نخستین دیدار با کودک، بعد از تولدش آنها را کاملا شوکه و متعجب کرد.
کودکی که حالا فرزندشان نامیده میشد، بیدست بود و پاهایی کوتاه داشت. این به واقع چیزی نبود که آنها در انتظارش بودند.
دکتر، قهرمانانه تلاش کرده بود تا نوزاد و مادر هر دو سالم بمانند. با این حال آنها فکر میکردند که چنین بچهای بهتر است بمیرد، پس او را تنها گوشه اتاق رها کردند تا بمیرد، اما «چت» زنده ماند. در حقیقت او شکوفا شد.
پزشکان به والدین چت گفته بودند که فرزندشان هیچ وقت نمیتواند راه برود، ولی او ثابت کرد که حتی دکترها هم میتوانند اشتباه کنند.
حالا او میگوید: «من از زندگیای که به من داده شده است، لذت میبرم.»
او با وجود مشکلاتی که دارد از زندگیاش راضی است، هرچند زیاد نمیتواند راه برود. او از ویلچر استفاده میکند، برای تایپ کردن از پاهایش کمک میگیرد و همه این کارها برای او عادی شده است. چت به همه ثابت کرد که ناتوانی هیچگاه نمیتواند زندگی را نابود کند.
نیلوفر اسعدی بیگی
منابع: family-friendly-fun.com
Ehow.com
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: