در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بوسه میزنم بر دستهایت که وقتی حسرت را در چشمان دلبندت دیدی که آرزوی نوازش دستهای زمخت و پینه بستهات را داشت.
میبینم... کمرت خمیده، چون راست قامتیات را بیچشمداشت برای آسودگی فرزندانت به روح سر و گونهات هدیه دادی.
موهایت که در جور پرههای آسیاب زندگی سپید شدهاند، چه بیصدا مرا با حکایت رنج و درد سالیان سال مشقت، خجلت زده میکند.
روزت را چگونه باید تبریک گفت وقتی کلمات در مقابل عظمت سکوتت، لبخند شیرینت، نگاه آرزومند و چشمهای پرمهر و لبریز از عشقت به ناتوانی رسیدهاند؟
با چه تحفهای میتوان خط غبار جاده زندگیات را که با همه ملالتهایش برای پروریدن جگر گوشههایت عمری بر آن تاختهای از پیکرت پاک و رد پایش را تیمار کرد؟
با چه نگاهی میتوان به چشمانت نگریست و افتخار کرد به قد خمیدهات که در مسیر گریز از لقمه مفت و مال حرام کمانی شده؟
تنها بر دستانت بوسه میزنم و خاک راهت را که همواره راهمان را از راه بلا ایمن ساخته به چشم میکشیم و یادت را همیشه در خلوت خیالمان سبز میکنیم.
بنفشه رضایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: