‌ با شعله قهرمانی مجری برنامه سیمای خانواده

چهره و کلام آرام، اساس ‌اجراست

اشاره: شعله قهرمانی یکی از قدیمی‌ترین مجریان تلویزیون است. می‌گوید بسیار تصادفی وارد این حرفه شده، اما رفته‌رفته به کارش علاقه‌مند شده است. او نزدیک به 22 سال است که مجری برنامه‌های مختلف سیماست و 10 سال به طور مستمر برنامه سیما‌ی خانواده را اجرا می‌کند. با این که به گفته خودش هیچ‌گاه دغدغه بازیگری نداشته است، اما بازی کوتاه او را در سریال آشپزباشی نیز شاهد بودیم. با قهرمانی به گفتگو نشستیم تا با او و نظراتش درباره اجرا بیشتر آشنا شویم.
کد خبر: ۳۳۶۳۳۴

معمولا وقتی صحبت از کارهای هنری می‌شود بیشتر مردم به یاد بازیگری یا کارگردانی می‌افتند و کمتر کسی به این نکته می‌اندیشد که اجرای تلویزیونی هم می‌تواند نوعی هنر باشد، شما نظرتان در این باره چیست؟

من هرگز دوست نداشتم بازیگر شوم و هیچ‌وقت به طور جدی به آن فکر نکردم، اما در مورد کار اجرا این طور نبود. از کودکی به این کار علاقه داشتم. مثلا ساعت‌ها جلوی آینه می‌نشستم و شروع به خواندن یک متن می‌کردم و کار مجریان قدیمی را پیگیری می‌کردم.

چه کسی را برای خودتان الگو قرار داده بودید. منظورم همان دوران کودکی است؟

آقای میرفخرایی بشدت روی من تاثیر داشتند. نوع اجرا و گویندگی وی را دوست داشتم. البته یادم است بیشتر اوقات خودم را جای خانم خواجه نوری می‌گذاشتم و کارهای او را تقلید می‌کردم. جالب اینجاست که هم خانم خواجه‌نوری و هم آقای میرفخرایی مجری گروه دانش بودند.

هیچ وقت دوست نداشتید مجری برنامه خاصی باشید. مثلا کودکان؟

با این که بچه‌ها را خیلی دوست دارم ولی هیچ‌وقت حتی در رویاهایم خودم را در کسوت اجرای برنامه کودک نمی‌دیدم.

بعدها که وارد حرفه اجرا شدید چقدر تصورتان با واقعیت هماهنگ بود؟

خیلی متفاوت نبود. تقریبا همان چیزی بود که در ذهنم ساخته بودم. به هر حال فکر می‌کنم مناسب‌ترین شغلی بود که می‌توانستم داشته باشم. احساس می‌کردم شاید هیچ کار دیگری را نمی‌توانستم به این خوبی انجام دهم و از آن لذت ببرم.

اجرا دشواری‌های خاص خود را هم دارد، درست است؟

بله. قطعا همین طور است. البته هر کاری سختی خودش را دارد. من 21 سال است که مجری هستم، ولی هرگز ‌ برایم کسل‌کننده نشده است. نمی‌خواهم بگویم همیشه در کارم نوآوری داشته‌ام، اما همیشه آن را جدی گرفته‌ام.

یکی از فاکتورهای مهم یک مجری اعتماد به نفس است. این مساله را قبول دارید؟

بله، دقیقا همین طور است. اعتماد به نفس یک مجری حتی روی گروه هم اثر می‌گذارد و گوینده خوب کسی است که با وجود اضطرابی که ممکن است داشته باشد با چهره و کلامی آرام مقابل دوربین برود.

شما با اضطراب زمان اجرا چگونه کنار می‌آیید؟

به نوعی عادت کرده‌ام. یکی از تجربه‌هایم این بوده که بتوانم اضطرابم را کنترل کنم.

نمی‌گویم هیچ وقت استرس نداشته‌ام. بارها و بارها برای‌ شروع برنامه‌ها استرس داشته‌ام ولی سعی کرده‌ام آن را کنترل کنم.

آیا تا به حال برایتان پیش آمده است که از مساله‌ای عصبانی ‌و مجبور باشید جلوی دوربین هم قرار بگیرید؟

بارها و بارها این اتفاق برایم افتاده است و بسیار کار مشکلی است، اما شاید مجری باید مثل یک بازیگر بتواند احساساتش را کنترل کند تا بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند و این مساله فکر می‌کنم به نوعی مهارت هم هست که به مرور زمان می‌توان به آن دست پیدا کرد.

شده تا به حال کنترل خودتان را از دست بدهید؟

بله، در سانحه هواپیمای خبرنگاران چون اکثر همکارانم را از دست داده بودم وقتی مقابل دوربین رفتم نتوانستم جلوی اشک‌هایم را بگیرم و حسابی گریه کردم و فکر می‌کنم برای اولین بار هم بود که مقابل دوربین گریه ‌می‌کردم.

کمی هم در مورد سیمای خانواده صحبت کنیم. فکر می‌کنید در این سال‌ها این برنامه چقدر رشد داشته است؟

من فکر می‌کنم سیمای خانواده نوسان‌های زیادی داشته و درست مانند یک بچه رشد آرام و تدریجی‌ داشته است. به هر حال فکر می‌کنم رشد قابل توجه و سریعی نداشته، اما روز به روز بهتر شده است.

علت این مساله را در چه می‌دانید. منظورم نوسان‌های این برنامه است؟

این که رشدش تدریجی بوده به خیلی مسائل ربط دارد. مثلا هر تغییر و تحولی در سازمان قطعا روی برنامه‌ها هم اثر می‌گذارد، چرا که دیدگاه‌ها متفاوت است و از طرفی ایجاد خلاقیت و نوآوری نیازمند آزمون و خطاست. ممکن است ایده یک نفر در برنامه جواب ندهد، اما به مرور زمان می‌توانیم به دیدگاه‌های جدید دست پیدا کنیم.

فکر می‌کنید جای چه آیتم‌هایی در این برنامه خالی است؟

مهارت‌های زندگی. باید ریتم آیتم‌هایمان را کمی تندتر کنیم و در آنها مهارت‌های زندگی را آموزش دهیم. نسل ما قبلا خیلی چیزها را در خانواده می‌آموختند و نسل به نسل هم انتقال می‌دادند ولی امروزه خانواده‌ها چندان وقتی برای دور هم بودن ندارند. بنابراین می‌توانیم از طریق رسانه‌ها آموزش‌های لازم را به مخاطبان بدهیم.

من فکر می‌کنم در این سال‌ها رقابت زیادی هم بین برنامه‌‌های خانواده‌محور سیما وجود داشته است؟

این دیگر به هنر تهیه‌کننده و عوامل برنامه برمی‌گردد که بتوانند مخاطب را جذب کنند. من اشکالی نمی‌بینم که شبکه‌های دیگر هم از این دست برنامه‌ها داشته باشند. از طرفی مخاطب هم حق انتخاب دارد.

معمولا چقدر به متن برنامه اکتفا می‌کنید و چقدر به تجربیات خودتان؟

معمولا در ابتدا با متن و محتوا آشنا می‌شوم و بعد براساس آن، موضوع را مطرح می‌کنم. زیاد هم دوست ندارم متن را دستم بگیرم و طبق نوشته با مخاطبم حرف بزنم. مگر این که سخنی از بزرگان یا شعر خاصی باشد.

شاید مجری باید مثل یک بازیگر بتواند احساساتش را کنترل کند تا بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند و این مساله فکر می‌کنم به نوعی مهارت هم هست که به مرور زمان می‌توان به آن دست پیدا کرد

از قبل در مورد موضوع برنامه فکر می‌کنید یا خیر؟

خیر، دوست دارم در فضای برنامه قرار بگیرم تا ببینم چه اتفاقی قرار است بیفتد.

چرا معمولا مجریان ما از سلام و علیک‌های کلیشه‌ای و معمولی استفاده می‌کنند؟

تا حدی حرف شما را قبول دارم، اما همیشه هم تکراری نیست. مثلا شما وقتی وارد منزل‌تان می‌شوید به اهالی خانه سلام می‌کنید که شاید نحوه ارائه آن کلیشه‌ای به نظر برسد، اما این را قبول دارم که کار اجرا نیازمند نوآوری‌ها و خلاقیت‌های تازه است. من خودم سعی می‌کنم از ادبیات گرانمایه‌مان بهره بگیرم، ولی شما در نهایت مقابل دوربین قرار می‌گیرید و در منزل یا یک جای معمولی و عادی نیستید، اما این دلیل نمی‌شود که بخواهیم رفتار غیرمتعارفی را انجام دهیم. چون در این صورت مخاطب هم راضی نیست و مورد سوال قرار خواهیم گرفت. اجرا چند مشخصه اصلی دارد که یکی از آنها داشتن اطلاعات بالا و سواد کافی است. من باید بدانم برای چه قشری قرار است اجرا کنم و براین اساس کارم را ارائه کنم.

فکر می‌کنید طی این 22 سال چقدر توانسته‌اید نبض مخاطبانتان را به دست بگیرید؟

این را باید از مخاطبم بپرسید، اما فکر می‌کنم آنها را می‌شناسم و می‌توانم با آنها ارتباط برقرار کنم. ضمن این‌که باید بگویم ما مخاطبان فوق‌العاده باهوش و نکته‌سنجی داریم.

همین مخاطبان باهوش تا به حال شده از نحوه اجرای شما خرده بگیرند؟

بله، یکی از مخاطبان برنامه پیامکی زده بود با این عنوان که ما همیشه از صدای بلند خانم قهرمانی از خواب می‌پریم.

فکر می‌کنید در این سال‌ها کار اجرا در تلویزیون چقدر رشد داشته است؟

متاسفانه رشد چندانی نداشته است. مردم ما هنوز از مجریان قدیمی سازمان خاطره دارند، اما مجریان امروزی با این‌که بسیار هم خوش‌صدا هستند اما این ماندگاری را ندارند، چون همه‌نوع برنامه‌ای را اجرا می‌کنند از سیاسی گرفته تا ورزشی و فرهنگی. این مساله را اصلا نمی‌پذیرم. برای همین هم دوست دارم وقتی کسی صدای من را می‌شنود بگوید برنامه سیمای خانواده شروع شد. نه این‌که با شنیدن صدایم سردرگم بماند. این مساله خیلی آزاردهنده است.

چرا معمولا یک مجری را در اکثر شبکه‌ها می‌بینیم؟

البته در حال حاضر مدیران سازمان نسبت به این موضوع سخت‌گیری‌هایی کرده‌اند اما من فکر می‌کنم مسائل مالی روی این مساله تاثیر گذاشته است.

فکر نمی‌کنید تعدد شبکه‌ها باعث تشدید این موضوع شده است؟

برعکس فکر می‌کنم تعدد شبکه‌ها تنوع ایجاد کرده و به مخاطبان هم حق انتخاب بیشتری داده است. به هر حال کاری که اجرا می‌شود ملاک اصلی برای انتخاب، آن هم از طرف مخاطبان است.

راستی چه شد که در سریال آشپزباشی حضور پیدا کردید؟

همان‌طور که گفتم هیچ‌وقت مایل نبودم وارد عرصه بازیگری شوم با این‌که پیشنهادات زیادی هم داشتم، اما این سریال جذابیت‌های خاص خودش را داشت.

مثلا حضور پرویز پرستویی و فاطمه معتمدآریا بسیار برایم ارزشمند بود. از طرفی قرار بود من نقش خودم را بازی کنم. برای همین حتی لباس یا گریم خاصی هم نداشتم.

خانم قهرمانی! چقدر برای خودتان زندگی می‌کنید؟

من همیشه برای خودم زندگی کرده‌ام. چون خیلی کارم را دوست دارم، سعی می‌کنم با کارم زندگی کنم، اما اولویت من همیشه خانواده‌ام است و شاید هم به همین دلیل ترجیح داده‌ام یک برنامه خانوادگی را اجرا کنم.

ممکن است پس از بازنشستگی خودتان یک برنامه خانوادگی را تهیه و کارگردانی کنید؟

اتفاقا به این موضوع بارها فکر کرده‌ام و فکر می‌کنم پس از 30 سال کار در سازمان صدا و سیما بتوانم این کار را انجام دهم یا حداقل به عنوان مشاور در این نوع برنامه‌ها حضور داشته باشم.

راستی چرا ما اینقدر‌ بخش آشپزی در برنامه‌های خانوادگی‌مان داریم؟

چون مردم خیلی دوست دارند. از طرفی خانم‌ها هم سعی می‌کنند در خانه یک کدبانوی کامل باشند.

سیمای خانواده کجای زندگی شماست؟

بخشی از زندگی من است ولی دغدغه اصلی زندگی‌ام نیست.

آیا اگر زمان به عقب برگردد باز هم اجرای برنامه خانواده را به عهده می‌گیرید؟

من در طی این سال‌ها کاری را انجام داده‌ام که دوستش داشته‌ام و با آن زندگی کرده‌‌ام و اصلا هم از راهی که آمده‌ام پشیمان نیستم.

در آخر مصاحبه اگر ناگفته‌ای مانده است، آن را بگویید.

من همیشه دوست دارم هموطنانم در صلح و آرامش زندگی کنند. بخصوص خانواده‌ها. اگر دغدغه اصلی خانواده باشد دنیا خیلی زیباتر از این چیزی می‌شود که اکنون هست، امیدوارم همه خانواده‌ها سالم زندگی کنند.

محبوبه ریاستی/ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها