گفتگو با رمضانعلی واشقانی فراهانی

مشق عشق در پاریس

رمضانعلی واشقانی فراهانی، در سال 1346 در تهران متولد شد. تا مقطع دبیرستان را در شهر اراک گذراند و از آن به بعد در تهران به تحصیل پرداخت. واشقانی تحصیلکرده دکتری زبان و ادبیات فرانسه است، ولی با زبانهای انگلیسی، آلمانی و عربی هم آشنایی دارد و مترجم رسمی وزارت دادگستری است.
کد خبر: ۳۳۶۰۲۱

وی همچنین چند سالی را به تدریس زبان فرانسه و انگلیسی در دانشگاه های کشور پرداخته است و مدرس رسمی انجمن خوشنویسان ایران است و خوشنویسی را به هنر آموزان متعددی در انجمن و محیط های دانشگاهی تعلیم داده است.

یکی از دل مشغولی های واشقانی هنر خطاطی در سبک های نستعلیق و شکسته نستعلیق است. اخیراً نمایشگاهی از آثار خطاطی وی و تذهیب همسرش  خانم سکینه ( مهری ) واشقانی فراهانی در خانه فرهنگ ایران در پاریس برگزار و بهانه ای برای انجام این گفتگو شد.

متن این گفتگو به شرح ذیل است:

برای ورود به بحث می خواهم خودتان را معرفی بفرمایید.

من رمضانعلی واشقانی فراهانی هستم. مدت 23 سال است که به هنر خوشنویسی در سبکهای نستعلیق و شکسته نستعلیق می پردازم. ابتدا این کار را با تمرینهای مختصری که در منزل انجام می دادم، آغاز کردم. سپس آموزشهای کلاسیک را تحت نظر استاد عزیزم، استاد فتعحلی واشقانی فراهانی که از اساتید بزرگ و سرآمدان خوشنویسی کشور هستند گذراندم ...

با ایشان نسبتی دارید؟

ایشان از اقوام بنده هستند. واقعیت این است که همه ما متعلق به روستای واشقان هستیم که در منطقه فراهان اراک و استان مرکزی واقع شده و جای بسیار خوش آب و هوایی است. باید تاکید کنم که در میان واشقانی ها اگر نه صد در صد، ولی تا حد بسیار زیادی آدم بد خط پیدا نمی شود.

یعنی طبیعت خوب آنجا بر روحیه هنرپروری مردمانش اثر گذاشته است؟

بله. همین باعث شده که خانواده های واشقانی، بسیار فرهنگی و هنرپرور باشند. شاید برنامه هایی که شبکه های مختلف تلویزیونی از این منطقه تهیه کرده اند را دیده باشید. وقتی با پیرمرد و پیرزنهای آنجا صحبت می شود می بینید که همه آنها منبع غنی از شعر و ادبیات هستند، حتی آنهایی که کارهای کشاورزی می کنند با ادبیات و شعر بیگانه نیستند و منبعی از اشعار حافظ و سعدی و ... - که هر کدام سرمایه ای از ادبیات هستند - را با خود دارند. به نظر من اینها کتابهای شعر زنده اند. به هر حال ما هم متعلق به این منطقه هستیم و استاد واشقانی بزرگ هم در این روستا به دنیا آمده اند و شاگردان زیادی را تربیت کرده اند که من افتخار داشته ام یکی از آنها باشم. بعد در ادامه، تا مقطع ممتاز و فوق ممتاز کلاسهای نستعلیق را زیر نظر استاد یدالله کابلی و استاد امیرخانی گذارندم، ضمن اینکه از راهنمایی های مداوم و مکرر هنری و معنوی استاد واشقانی هم استفاده فراوان کرده ام و در کار و زندگی حرفه ای و شخصی ام از آنها بهره بردم.

چرا از بین شاخه های هنری خطاطی را انتخاب کردید؟

دو دلیل دارد. اول به این دلیل که در خانواده فرهنگی و مذهبی بزرگ شدم. مرحوم پدرم، کارمند آموزش و پرورش بود که برای علم و قلم ارزش خاصی قائل بود و با ذوق و شوق ما را در این مسیر هدایت و توصیه می کرد که بزرگترین سرمایه زندگی تان، علم و دانش و هنر باشد چون این سرمایه ها ماندگار هستند و تاکید می کرد این سرمایه گذاری در طولانی مدت ثمره های شیرینی می دهد. ما هم به گوش گرفتیم و سعی کردیم شاگرد خوبی برای استادمان و فرزند خوبی برای پدر و مادرمان باشیم. و الان از حرکت در این مسیر پشیمان نیستیم. دلیل دیگر شاید همان محیطی بود که ما در آن زندگی می کردیم چون به تدریج که بزرگ می شدیم احساس می کردیم که هنر، زینت بخش زندگی انسانهاست و خداوند بخشی از خلاقیت و آفرینندگی اش را در انسان به ودیعه گذاشته است که اگر پرورش داده بشود، می تواند به ظهور برسد. انسان اساساً از خلق و آفرینندگی لذت می برد تا اینکه بخواهد مصرف کننده دیگران باشد. نگاه ما هم به همین مقوله برمی گردد. ما هنر را ودیعه ای از سوی خداوند می دانیم که به خلاقیت خداوندی متصل است. دلیل انتخاب خوشنویسی هم شاید به این مساله برمی گردد که این هنر را هنر سالمی می دانم، نمی گویم که هنرهای دیگر سالم نیستند ولی در مقایسه با سایر هنرها، تقدس و احترام خاصی برای این هنر قائل هستم. خوشنویس و هنرمند خطاط معمولاً مفاهیمی را که انتخاب می کند برخواسته از ادبیات و معرفت بزرگ و کهن ایران است و هر بار که مطلبی را می نویسد ضمن اینکه آن را به دیگران منتقل می کند، آن مفاهیم ارزشمند را در لوح وجود خودش هم ثبت می کند و بتدریج که این انباشته های فرهنگی، مذهبی و ادبی و هنری افزایش پیدا می کند، به عنوان دستورالعملی از درون به هنرمند برای زندگی بر اساس همان مفاهیم خط می دهد. و به خاطر این خلاقیت و آفرینشی که در هنر خوشنویسی دیدیم به این مسیر وارد شدم...

برای اینکه اساس کار خوشنویسی آیات قرآنی، اشعار و قطعات ادبی است. برای همین به نویسنده و حتی ببینده آن حسی از تعالی و تقدس را منتقل می کند...

البته من همه هنرها را محترم می دانم چون هنر ودیعه خداوند است و این ودیعه الهی می تواند در هر موضوعی به منصه ظهور برسند. سهم ما از ودیعه الهی این بوده که در مسیر خوشنویسی حرکت کنیم. ضمن اینکه حتی می خواهم اشاره کنم که این هنر برای من تعهدی هم به وجود آورده. شما می دانید که از طریق یک نوشته زیبا می توان تاثیرگذار بود. یعنی با یک کار خوشنویسی می توان ارتباط بصری با مخاطب برقرار کرد. چون ممکن است آن جمله در لابه لای صفحات یک کتاب دیده شود، ولی نمی تواند آنقدر اثر داشته باشد که آن نوشته در یک تابلو دیده می شود. به هر حال برای من مهم بوده که بتوانم در این زمینه به عنوان کسی که کار خوشنویسی انجام می دهد، اثرگذار باشم و همواره تلاش می کنم همان اندازه که نسبت به سلامت روحی و فکری خودم احساس مسوولیت می کنم، برای اجتماع پیرامون خودم هم همین احساس مسوولیت را قائل باشم. چون انسان علاوه بر زندگی فردی اش، یک زندگی اجتماعی هم دارد که باید آثارش در اجتماع مشخص باشد...

اساساً فردیت ما در ارتباط با جامعه پیرامونی مان شکل می گیرد.

اگر بتوانم از این هنر و این ودیعه الهی برای بهبود و تکامل اطرافیانم حرکت کنم مسوولیتم را به خوبی انجام داده ام. نوشتن هنر مقدسی است که ارزشش را از اعتقادات مذهبی می گیرد و خداوند متعال در قرآن کریم به هر چه قسم خورده، جزو شاهکارهای عالم است و قلم یکی از مقوله هایی است که خداوند به آن قسم خورده است. چرا که قلم نقطه وصل نسلهای مختلف است. بخش زیادی از میراث گذشتگانمان به یمن قلم به ما رسیده است و ما به سهم خود باید از این ارتباط به شکلی زیباتر و سودمندتر استفاده کنیم و بتوانیم در حد توان خودمان در تکامل آن موثر باشیم.

می خواهم از نمایشگاه پاریس صحبت کنیم. وقتی به آثار نگاه کردم، امضای بیشتر آثار بهار 1389 است، آیا این آثار بعد از مشخص شدن برگزاری این نمایشگاه، اقدام به خلق این آثار کردید؟

بله، ایده و اندیشه این نمایشگاه یک ماه قبل از عید 89 به ما پیشنهاد شد و چون ما همه آثارمان را با خودمان به پاریس نیاورده بودیم، فکر کردیم حالا که دور از وطن و در غربت به سر می بریم، هنرمان را در محیطی که هستیم ارائه کنیم. چون به هر حال فرانسه یکی از کشورهایی است که داعیه هنر و فرهنگ را دارد و به فرهنگ و هنر ایرانی هم علاقه زیادی نشان داده می شود. ما شرق شناسان و باستان شناسان زیادی را می بینیم که بر هنر و تاریخ ایران کار کرده اند و بر اساس همین مساله بود که از پیشنهادی که به ما داده شد استقبال کردیم و خواستیم در حد بضاعت مان، آنچه را که می توانیم انجام دهیم و شروع کردیم به گزینش اشعار و قطعات و همسرم هم با کارهای تذهیبشان، کارهای من را تکمیل کردند.

همسرتان قبل از پیوستن به شما به این هنر مشغول بودند یا بعد از ازدواج با شما به این هنر رو کردند؟

ایشان از نزدیکان بنده هستند و در همان محیطی بزرگ شده اند که من بزرگ شده ام و از سالها قبل از ازدواج با من کار خوشنویسی و تذهیب را انجام می دادند. بعد بتدریج بیشتر به سمت هنر تذهیب رو کردند و از 15 سال پیش در انجمن خوشنویسان شروع به آموزش اصول این هنر کردند و در این مسیر، تذهیب کارهای خوشنویسی من را انجام دادند. اینجا نیز از سوی خانه فرهنگ ایران پیشنهاد برگزاری نمایشگاه مشترکی داده شد تا به مخاطبان فرانسوی نشان بدهیم که خانمهای ایرانی که از قابلیتها و توانایی های فراوانی برخوردار هستند، در کنار مردان ایرانی - و ایشان در کنار همسرش - می توانند معرف یک هنر اصیل ایرانی باشند. شما می دانید که نقاشی ایرانی و بخش زیادی از هنرهای ایرانی با هنر تذهیب و نگارگری تکمیل شده است. ضمن اینکه کار ما با هم نمود بهتری پیدا می کند لذا پیشنهاد شد که نمایشگاه مشترکی به عنوان نمایشگاه خانواده واشقانی برگزار شود.

موضوع اصلی نمایشگاه چیست؟

موضوع نمایشگاه به نوعی مشق عشق بود. یکی از کارها فقط تکرار کلمه عشق بود. می دانید در عرفان و عالم ادبیات عشق، معنا و مفهوم خودش را دارد. درست است که انسانها با عشق زمینی شروع می کنند، ولی در نهایت به عشق آسمانی می رسند. نمی خواهم بگویم برای این موضوع اجباری وجود داشته ولی به تدریج متوجه شدم هر کدام از اشعار و مفاهیم با شکلها و فرمهایی که در آثار به نمایش گذاشته شد، مستقیم یا غیر مستقیم به عشق مربوط می شود که بیشتر با استفاده از اشعار حافظ، سعدی و برخی هم از سروده های خودم بود. تلاش بر این بود که عشق آسمانی و الهی بزرگ نمایی شود. از طرف دیگر برخی از اشعار هم به گذرا بودن این دنیا و اینکه چشم مان به دنیای دیگر باشد نظر دارد به عنوان مثال یکی از تابلوها که از اشعار حافظ است بر همین موضوع تاکید دارد: سفله طبع است این جهان بر کرمش تکیه نکن/ ای جهان دیده ثبات قدم است سفله مجو.

بازخورد مخاطبان فرانسوی چطور بود و آیا توانستند با آثار ارتباط برقرار کنند؟

فرانسویهایی که از نمایشگاه بازدید کردند، دو دسته بودند. یک دسته، چون نمی توانستند متن نوشته را بفهمند فقط به فرم آثار اشاره می کردند. ولی تعداد زیادی هم بودند که از محتوای نوشته ها می پرسیدند و فقط خودشان را به شکل و فرم ظاهری محدود نمی کردند و حتی می خواستند مفاهیم را برایشان بشکافم. ولی آن بخش از آثار که فقط به کارهای تذهیب همسرم بود مستقیم با مخاطب ارتباط برقرار می کرد و بازدیدکنندگان احساسات خودشان را بروز می دادند. هر چند در این زمینه هم سوالهایی از جمله کاربرد این هنر داشتند...

می خواهم یک سوال کلی تر بپرسم. با توجه به فضای موجود در دنیا که پر از ضدتبلیغ برای ایران و ایرانی و اسلام است، نقش و سهم موسسات و دستگاههای فرهنگی و هنری کشور در خارج از مرزها چیست و برگزاری چنین نمایشگاههایی چقدر می تواند در ارائه تصویر درستی از ایران امروز موثر باشد؟

به نظر من نباید این مساله را فراموش کنیم که آنچه اصیل است و حقیقت دارد بالاخره علیرغم فضاهایی که بر علیه آن درست می شود، جای خود را پیدا می کند. چون در دنیای امروز زیاد فضاسازی می شود. برخی از این فضاسازیها هدایت شده است به این مفهوم که اجازه ندهند تفکری خلاف افکار غالب آنها در جهان نمود پیدا کند. ولی خوشبختانه آنچه که ما در ایران به عنوان پشتوانه غنی فرهنگی داریم می تواند بر این فضاسازیها غلبه کند. چون فضای فکر و اندیشه و هنر در ایران از " روح "برخوردار است". ببینید بر اساس آمارهای موجود ایران بیش از 7 هزار سال سابقه تمدنی دارد و این نشانه این است که ما در 7 هزار سال گذشته به صورت علمی می اندیشیدیم و زندگی ایرانیان پر از اندیشه های هدفمند بوده و از روش و اصول تبعیت می کرده است.

اگر به بخش ایران در موزه لوور در پاریس سری بزنید می بینید دو تا لوله از شوش هست که هر کدام حدود 5 متر طول دارد و بر اساس اطلاعات نوشته شده زیر آنها، این لوله ها متعلق به 3500 سال قبل از میلاد مسیح هستند. این یعنی که ما در آن سال در ایران به این صنعت و فن آوری دسترسی داشتیم. این لوله گرد و توخالی است این یعنی که ما در آن زمان محاسبه می دانستیم، بر ریاضیات مسلط بودیم و علاوه بر اینها، صنعت ریخته گری و فلز کاری ما در آن زمان به تکامل رسیده بود که می توانستیم لوله تولید کنیم. لوله دوم، وسطش گرد و دو سرش مربع شکل است. این نشان می دهد در حالی که ما ریاضی می دانستیم، ریخته گری و صنعت فلز بلد بودیم، به فرم و شکل هم رسیده بودیم. این لوله ها یکی از صدها شاهکار ایرانی هاست و این را با فضاسازیهای که در دنیا بر علیه ما انجام می دهند نمی توانند منکر شوند. درست است که بر آن تاثیر می گذارند و این تاثیر در طول زمان می تواند اثرگذار باشد، ولی به دلیل اصالت، قوت و استواری که در فرهنگ ما وجود دارد، مخفی نخواهد ماند. تاریخ این ها را فراموش نمی کند. با این حال، اینها بهانه نمی شود که ما بیکار بنشینیم. ما باید از طریق ارتباط با جهان معاصر، با مراکز فرهنگی و مراکزی که تولید فکر و اندیشه می کنند در تعامل باشیم و داشته هایمان را معرفی کنیم و قاعدتاً در این میان مراکزی مثل رایزنی ها و مراکز فرهنگی، تحقیقاتی، علمی باید به وظیفه خودشان عمل کنند. چون دنیای امروز دنیای ارتباطات است و ما از این طریق می بینیم در خیلی از جاهایی که نمایشگاه برگزار می کنند، غنای آثار ما را ندارند، ولی به این خودباوری رسیده اند و این غرور را دارند که آنها هم چیزی برای عرضه دارند. ما هم باید در همین مسیر حرکت کنیم و نباید خودمان را منزوی کنیم. ارتباط سالم با دنیا برقرار کنیم و بر اساس داشته هایمان از خودمان تعریف و تبلیغ کنیم، در عین اینکه از دیگران هم می آموزیم و نقاط ضعفمان را تکمیل می کنیم و این عین عقل است. روی این موضوع تاکید می کنم که دنیای معاصر، دنیای فکوری است، می فهمد، و علیرغم وجود تلاشهای رسانه ای که می خواهد پیشرفتهای ما را نادیده بگیرد، عقل عمومی امروز به عقل پیشرفته و تکامل یافته ای تبدیل شده است که بخوبی می تواند مرز بین حقیقت و دروغ را تشخیص بدهد.

نکته خاصی نمی خواهید به این گفتگو اضافه کنید؟

آنچه که می خواهم توصیه کنم در راستای همان است که در باره ارائه داشته هایمان گفتم. ما باید در دنیای امروز با چنگ و دندان از داشته های فرهنگی، هنری و آنچه که در اندیشه ایرانی وجود دارد، ضمن استفاده از ابزار روز، از آنها محافظت کنیم و آن را به نسلهای بعد منتقل کنیم. جوانها سرمایه های بالقوه هر کشوری هستند و ما هم انشاءالله جوانهایمان را به گونه ای پرورش بدهیم که متفکر و هوشیار باشند، نگاهشان به دنیا نگاه سالم و عمیقی باشد و تاکید کنیم ضمن اینکه خودشان را به علم روز مجهز می کنند، خود را از درون هم بسازند تا بتوانند محافظ خوبی از میراث ما باشند و همانطور که ما به گذشتگان خودمان افتخار می کنیم، آیندگان هم به امروز ما افتخار کنند که از داشته هایمان حفاظت و صیانت کردیم و به خوبی به نسل بعد منتقل کردیم. 

مینو خانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها