برای ورود به این ماجرا ابتدا باید نگاهی به آمار برخی نهادهای فرهنگی در انتشار کتابهای ارزشی داشته باشیم، مثلا ببینید چند گزیده شعر یا داستان با موضوع دفاع مقدس توسط بنیاد شهید و امور ایثارگران، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، حوزه هنری، سازمان فرهنگی هنری شهرداری یا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شده است و این گزیدهها چه تفاوتی با یکدیگر دارند.
در موضوعاتی خاص مانند خرمشهر، عاشورا یا انتظار تا آنجا که خبرنگار ما فقط در کتابخانه شخصیاش جستجو کرد بیش از 10 عنوان گزیده شعر در هر یک از موضوعات یاد شده وجود داشت که حجم اصلی محتوای آنها هم یکسان بود.
بیخبری مادی و معنوی
البته این کتابها در یک مورد دیگر هم شباهت ویژهای باهم دارند و آن بیخبری مادی، معنوی و گلایه اکثر شاعران و نویسندگانی است که نام و آثارشان در این کتابها منتشر شده است. در این رابطه سیدضیاءالدین شفیعی که همواره غزل یا دلنوشتهای از او در این دست کتابها یافت میشود معتقد است آسیب اصلی این آثار رواج پدیدهای به نام کتابسازی است.
او اینگونه ادامه میدهد: شاعری بنا به اعتقاد و احساسی که دارد شعری برای حضرت علی اصغر(ع) میسراید و همین سروده دستمایهای میشود تا برخی سازمانها و اشخاص در گزیدههایی چون گزیده شعر عاشورایی، شعر آیینی، شعر متعهد و... آن را در قالب یک کتاب در کنار تعداد دیگری از این دست آثار منتشر کنند که تنها ویژگی این موازیکاری کتابسازی و گردش معیوب و بیخاصیت آثار فرهنگی است.
گزیدهها نعمت هستند
از سوی دیگر کامران شرفشاهی که خود این روزها نشری خصوصی و مستقل به راه انداخته و دستی هم در انتشار گزیدههای ادبی ـ موضوعی دارد دیدگاه متفاوتی دارد و این مجموعهها را برای جامعه یک فرصت میداند. او میگوید: برخی این مجموعهها را کتابسازی میدانند و من مخالف هستم و معتقدم هر حرکتی که بتواند موجب تسهیل کار مخاطبان و علاقهمندان شود آن هم در روزگاری که دچار فقر حرکتهای فرهنگی هستیم یک نعمت است.
او درباره بحث حقالتالیف شاعران و نویسندگانی که در این کتابها آثارشان منتشر میشود، هم میگوید: این کتابها در اکثر موارد رویکرد پژوهشی دارد و مانند یک مقاله علمی است که شما مینویسید و برای هر بخش مثالهایی میزنید با این تفاوت که در کتاب حجم مثالها وسیعتر میشود.
مصداق بارز کتابسازی
اما دکتر محمدرضا ترکی شاعر و عضو هیات علمی دانشگاه تهران این مساله را تنها مرتبط با ادبیات معاصر نمیداند و گزیدههایی که از پیشینیان و مفاخر گذشته منتشر میشود، ازجمله آثار خود سعدی را هم به این ماجرا اضافه میکند و معتقد است: تصویری که بسیاری از گزیدههای روزگار ما از شاعران کهن عرضه میدارند، کمتر شباهتی به چهره واقعی و تاریخی آنان دارد. او ادامه میدهد: متاسفانه برخی از گزیدههای رایج، مصداق بارز کتابسازی هستند. این آثار به قلم کسانی نوشته شده که از صلاحیت علمی و ذوقی لازم کمبهرهاند و کار آنها به تلخیص و گزینشی سطحی و چهبسا از روی دست استادان دیگر محدود میشود؛ شارحان این گزیدهها معمولا در توضیح ابیات ساده و تکرار مکررات و شانه خالی کردن از توضیح دشواریهای متن، ید طولایی دارند و گاه همان مطالب تکراری نیز غیر مستند و بدون رعایت روش علمی نوشته شدهاند.
ورود اهداف غیر فرهنگی
اما اتفاق دیگری که در بسیاری از این گزیدهها رخ میدهد گزیده کردن حتی یک شعر یا داستان است، موضوعی که آن را دکتر محمود اکرامیفر شاعر و پژوهشگر اجتماعی مطرح میکند و میگوید: این گزیدهها به دلیل این که بیشتر به دنبال انتشار افکار و رویکردهای خاص یک سازمان یا یک فرد خاص است کمتر به افکار و حسی که پدیدآورنده در اثر داشته توجه میکنند.
او ورود اهداف غیرفرهنگی در انتشار این آثار را یکی دیگر از عوامل پدید آمدن آنها میداند و معتقد است اهداف اقتصادی، کسب شهرت و سرمایه اجتماعی مواردی است که باعث میشود تا بسیاری از کسانی که خودشان برای عرضه چیزی ندارند به سراغ آثار دیگران بروند و بدون اطلاع خبری شاعر و نویسنده و حتی در نظر گرفتن حقوق معنوی او این گزیدهها را منتشر کنند.
سینا علی محمدی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم