در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بیشک کمتر رخدادی مشابه جام جهانی فوتبال، توجه همگان را به سمت خود جلب میکند، چراکه امروز ورزش و بهطور مشخص فوتبال خود به مثابه یک رسانه است. کوفی عنان، دبیرکل سابق سازمان ملل متحد رسما اعلام کرد که توجه افکار عمومی جهانی به فوتبال بیش از تحولات و مواضع سازمان ملل متحد است و این خود دلیل دیگری بر اهمیت و تاثیرگذاری این ورزش با قدمت از سال 1930میلادی تاکنون است.
اهمیت و اعتبار ورزش و فوتبال علاوه بر هیجان و جذابیت حاکم بر آن، متکی بر حاکمیت قواعد بازی است. اصول، ضوابط، معیارهای مدون و قابل اجماع در سطح جهانی، وجود مراجع و داوران و ناظران صلاحیت دار برای حکمیت و فصلالخطاب بودن، وجه ممیزه این بازی است. اما چرا عرصه ورزش اینقدر شفاف است و عرصه سیاست پرراز و رمز! دلیل اصلی آن است که ما در هر دو حوزه مبتدی هستیم.
ورزش؛ علم، فن، هنر و حرفه است. سیاست هم علم، فن، هنر و حرفه است. هر کدام قواعد خاص خود را دارند اما هر دو از یک اصل مشترک تبعیت میکنند و آن قاعده بازی است.
اگر انتظار داریم که عرصه سیاست همچون عرصه ورزش فوتبال جذاب، پربیننده و دارای تیمهای فراوان و بازیکنان متعدد و دستمزدهای کلان باشد، باید سیاست ورزی را حرفهای و کم هزینه کنیم: نهادینه شدن پرسشگری و نظارت عمومی مردم، الزام به پاسخگو بودن مسوولان، نقد مشفقانه به جای تخریب و سیاهنمایی، وجود فرهنگ تسامح و مدارای سیاسی، شرح صدر و بالابودن آستانه انتقادپذیری مسوولان، به رسمیت شناختن و حمایتهای قانونی از احزاب و تشکلهای سیاسی بهعنوان بازیگران اصلی عرصه سیاست به جای خط و نشان کشیدن و حق قائل نشدن حتی برای اظهار نظر آنها، جذب حداکثری و دفع حداقلی برای بازیگران عرصه سیاست و کاهش قلمرو خطوط قرمز برای فعالیت جدی آنها، حمایت دولت، مجلس و قوه قضاییه از رسانهها و مطبوعات به مثابه ابزارهای مکمل برای شفافسازی و جریان آزاد اطلاعرسانی، قبول و باور همگانی به بهره گیری از ابزارهای قوهقهریه در شرایط اجتنابناپذیر نه آن که یک رویه و سنت معمول گردد، چشمپوشی و عفو از خطاهای کم هزینه و قابل تحمل توسط مراجع داوری از جمله سازوکارهای حرفهای کردن سیاست و کم هزینه کردن آن است.
ورزش و فوتبال ، آموزهها و عبرتهای بزرگی برای یادگیری و تعمیم آن به سایر عرصهها از جمله سیاست دارد. اگر مسابقات فوتبال و قهرمانی آن دائمی نیست و جام دستبهدست میشود، عرصه قدرت و حضور در مسوولیتها نیز مادام العمری نیست. همان طور که عرصه قهرمانی در فوتبال آمد و شد دارد، عرصه سیاست هم فراز و فرود دارد.
ما همانطور که در عرصه ورزش و فوتبال حرفهای نیستیم، با کمال تأسف در عرصه سیاست هم همینطور هستیم و این برای ملت بزرگی مثل ایران با انقلابی بهعظمت انقلاب اسلامی، یک ضایعه است.
آیا دولت یا نظامی میتواند بگوید ورزش و فوتبال را قبول ندارد؟
پس سخن گفتن از عدم نیاز به سیاست و احزاب به همین میزان سست و بی پایه است.
مادرعرصه ورزش و سیاست نیازمند خانه تکانی، سازمانی مستحکم، قواعد و دستورالعملهای مدون و جامع، بازیگرانو تیمهای حرفهای و قوانین حمایتی هستیم.
اینها فصول مشترک فوتبال و سیاست است.
دکتر علی دارابی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: