در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در چنین وضعیتی اگر سرانه کتابخوانی هم ظرف یک سال جهش چشمگیری داشته باشد! (به چگونگی ماجرا کاری نداریم) باز نمیشود این واقعیت را کتمان کرد که فقر شمارگان گریبان صنعت نشر ایران را گرفته است؛ فقری که هر چه میگذرد بیش از پیش خودش را نشان میدهد و تاثیرش را بر گردش مالی صنعت نشر بر جای میگذارد.
در چنین وضعیتی و با این شمارگان نه میشود انتظار داشت نویسندگی به شغل تبدیل شود و شاعر یا نویسنده تنها از طریق درآمد چاپ کتاب زندگی کند و نه میشود امیدوار بود که هر چه سطح سواد جامعه افزایش مییابد، علاقه به کتاب و کتابخوانی هم زیادتر شود.
چرخ صنعت نشر باز بر همین روال میچرخد و فقر شمارگان مثل بختک روی سر کتابها میافتد تا همچنان 2000 جلد - به طور متوسط البته - سهم هر چاپ یک کتاب باشد.
در این وضعیت سخن گفتن از کتاب و کتابخوانی و رونق گرفتن یا نگرفتن بازارش شاید اصلا خندهدار به نظر برسد. در جامعهای 70 میلیونی یک عنوان کتاب فقط 2000 جلد چاپ میشود و گاهی همین 2000 جلد هم به فروش نمیرسد. تازه اگر کتابی خوشاقبال باشد و به چاپ مثلا پنجم برسد، شمارگان این کتاب در خوشبینانهترین شرایط به 10 هزار نسخه میرسد که در قیاس با جمعیت ایران و جامعه جوانش در حد یک شوخی است.
در این مجال نه میشود به بررسی راهکارها پرداخت و نه میشود از کاستیها سخن گفت. فقط باید هشدار داد که تداوم این وضع به نفع هیچکس نیست و تا عزمی جدی در این زمینه شکل نگیرد، نه آب از آب تکان میخورد و نه شمارگان کتابها سیر صعودی مییابند.
محمدرضا رستمی / دبیر گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: