حاشیه خبر

بازار شیر تو شیر

خبری کوتاه بود که وقتی خواندم، باورم نشد. با این که روزنامه‌ها خبر آن را داده بودند، باز هم شک مرا برانگیخت و سراغ دیگر منابع خبری رفتم. سایت اطلاع‌رسانی نیروی انتظامی نیز در تاریخ 9 خرداد، ساعت 36/ 11 دقیقه آن را درج کرده بود و این تیر خلاصی بود بر همه تردیدهای من. خبر این بود: فردی حین حمل قاچاق یک قلاده شیر که با وانت پیکان به شهرستان رشت وارد کرده بود، توسط ماموران پلیس شناسایی و دستگیر شد.
کد خبر: ۳۳۲۱۸۲

ادامه داستان هم حاکی است؛ فردی به نام مجتبی، در شهرستان دزفول 3 شترمرغ را با یک قلاده شیر که البته نر یا ماده بودن و سن آن مشخص نیست، معاوضه کرده و حدود 1500 کیلومتر راه را تا رشت کوبیده و آنجا با بدشانسی بار و محموله وانت‌بارش لو رفته است.

وقتی خبر را به طور کامل خواندم، چند علامت سوال بزرگ در برابرم ظاهر شد. اول آن که این شیر چگونه وارد ایران شده و در دزفول نگهداری می‌شده است؟ دوم این که چگونه نه در خوزستان و نه در جاده‌های پرپیچ و خم زاگرس و البرز هیچ‌کس متوجه وجود این شیر پشت وانت‌ پیکان نشده است. سوم آن که خریدار نهایی این حیوان چه کسی بوده و قصد داشته در کجا از آن نگهداری کند و... پرسش‌های بسیار دیگر که نمی‌توان برای آن پاسخی یافت.

با مرور داستان مجتبی شیرفروش، ناخودآگاه یاد کاسه بشقابی‌ها و نمکی‌هایی افتادم که تا همین چند سال پیش با وانت‌های 4 چرخ و 3 چرخ خود در خیابان‌ها گشت می‌زدند و با صدای بلند یا به کمک بلندگو از مردم می‌خواستند تا نان خشک خود را با چند بسته نمک عوض کنند یا سماور کهنه و ظروف مسی قدیمی‌شان را با یک دست بشقاب ملامین تاخت بزنند. گویا آن حرفه و شغل امروز کمرنگ‌تر شده و جایش را به خرید و فروش حیوانات وحشی داده است. با آنچه در خبر سایت نیروی انتظامی آمده، مثل این که معاوضه شترمرغ‌ها با شیر وحشی چندان از کاری که کاسه بشقابی‌های گذشته می‌کرده‌اند، سخت‌‌تر نیست و احتمالا درآمد بیشتری هم دارد.

این خبر البته مرا یاد یک اتفاق بسیار مهم دیگر هم انداخت؛ همین چند هفته پیش بود که مسوولان سازمان حفاظت محیط‌زیست، 2 پلنگ وحشی بخت‌ برگشته ایرانی را از حیات وحش شکار کردند و به روس‌ها دادند و در ازایش 2 ببر دست‌آموز را زیر نور فلاش دوربین‌های عکاسی و پروژکتورهای تصویربرداران، با هلهله و شادی به کشور آوردند. در حالی که آنان می‌توانستند به جای این همه سر و صدا، به همین دلال کم توقع زنگ بزنند و سفارش خرید 2 ببر وحشی را بدهند.

بین خودمان بماند، حالا که دارد این یادداشت به پایان می‌رسد و دوباره سری به اصل خبر روی سایت‌ها و خبرگزاری‌ها زده‌ام، باز هم باورم نمی‌شود که بازار قاچاق حیوانات وحشی اینقدر شیرتوشیر باشد.

مهدی یاورمنش / گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها