شما معمولا در تلویزیون خیلی گزیده بازی میکنید و همیشه ایفاگر نقشهای متفاوت هستید. چه شد بازی در مجموعه طنز شبانه «باغ شیشهای» را پذیرفتید، چرا که قبلا بازی در چنین نقشی را در تلویزیون تجربه نکرده بودید؟
به نظرم ایفای نقش طنز، روزانه و شبانه ندارد. مهدی مظلومی را میشناختم و با کارهایش آشنا بودم. برای پذیرفتن هر کاری همیشه برایم فیلمنامه و کارگردان اهمیت زیادی دارد و این که میتوانم همکاری خوبی با گروه داشته باشم یا خیر. وقتی مظلومی درباره نقش ایرج با من صحبت کرد فقط 10 قسمت از فیلمنامه آماده بود. به نظرم ایرج نقش جذابی بود و به همین دلیل آن را پذیرفتم.
ویژگی شخصیت ایرج تضادهای اوست. فکر میکنم این تضادها برای شما جذابیت داشته، چرا که دستتان برای پرداخت به این شخصیت باز بود.
نقش ایرج را تاکنون بازی نکرده بودم و با توضیحی که مظلومی به من داد، متوجه شدم او فرد سادهای است که خودش فکر میکند خیلی زرنگ است، به همین دلیل سرش کلاه میرود.
ارتباط او با همسرش برای من جالب بود، چرا که به خاطر شکاک بودن همسرش مرتب به او دروغ میگفت، در حالی که میتوانست صادقانه با او صحبت کند که البته به مرور این اتفاق در او میافتد.
نقش ایرج تضادهای جذابی داشت و تخت نبود. وقتی فیلمنامه را به من میدادند تا نقش را بازی کنم، هر قسمت را که میخواندم سریع شخصیت ایرج در ذهنم نقش میبست، بنابراین براحتی این نقش را بازی میکردم، چون میدانستم باید چه کار کنم.
اشاره کردید فقط 10 قسمت از فیلمنامه آماده بود که بازی در این مجموعه را شروع کردید. با توجه به این که فیلمنامه کامل نشده بود، ایفای نقش برایتان مشکل نبود، چرا که در این صورت تمرکز بازیگر برای ایفای نقش کمتر میشود؟
این صحبت زمانی درست است که کارگردان پروژه، نویسنده هم باشد. در این صورت مشکلاتی پیش میآید. در مجموعه «باغ شیشهای» هم نویسنده فرد دیگری بود، به همین دلیل در طول کار دچار مشکل نشدیم و با کاراکترها ارتباط خوبی برقرار میشد. وقتی فیلمنامه نوشته میشد، روتوش کرده و بعد بازی میکردیم. البته برخی مواقع مواردی هم پیش میآمد که در فیلمنامه نبود، ولی در بازی اضافه میشد.
برای ایفای نقش ایرج بداهه هم داشتید؟
بله، همه با توجه به نقش بداهه داشتند. البته این طور نبود که ما از موضوع اصلی دور شویم. فقط دیالوگهایی سر صحنه اضافه میشد که فکر میکردیم برای بیننده هم جذابیت دارد و دیدن آن خالی از لطف نیست.
به نظرتان بداهه تا چه حد در مجموعههای طنز جایگاه دارد؟
بداهه چیز بدی نیست، اما باید با کار همسو باشد. اگر موردی به نقش اضافه شود، ولی بجا نباشد میتواند به نقش ضربه بزند. بنابراین باید بداهه با دقت و وسواس صورت گیرد. بازیگر باید سعی کند از خلاقیت خود در جهت بهبود نقش کمک بگیرد که در این صورت موفق است.
در این مجموعه علاوه بر اینکه ایفای نقش ایرج را به عهده داشتید، بازیگردان پروژه هم بودید که نخستین تجربه شما در این حرفه است. چه شد بازیگردانی «باغ شیشهای» به شما پیشنهاد شد، چراکه شنیده بودیم فرهاد آئیش بازیگردان این مجموعه خواهد بود؟
بله. ابتدا قرار بود آقای آئیش بازیگردان این مجموعه باشد، اما به دلیل مشغله زیادی که داشت مرا به آقای مظلومی پیشنهاد داد و مظلومی هم پذیرفت. بازیگردانی مجموعه «باغ شیشهای» اولین تجربه من بود، به همین دلیل روزهای اول خیلی نگران بودم. البته این نگرانی بروز بیرونی نداشت. به هر حال بازیگردانی کار سادهای نیست، چرا که بازیگردان باید بازیگران را برای نقش توجیه کند و نظرات خودش را به آنها بگوید. مسلما وقتی در آن اثر بازیگر بزرگی همچون فرامرز قریبیان یا مهتاج نجومی باشد کمی سخت میشود، اما در مجموع تجربه خوبی بود و بازیگران هم نهایت همکاری را داشتند.
اشاره کردید در روزهای اول که بازیگردانی را به عهده داشتید، نگران بودید. این نگرانی برای چه بود؟
همان طور که گفتم نگرانی بروز بیرونی نداشت. به یاد دارم وقتی اولین سکانس را میخواستیم با آقای قریبیان کار کنیم، با توجه به این که زیاد با روحیه او آشنا نبودم و نمیدانستم، چگونه با من برخورد میکند. به قول خودمان هر کس رگ خوابی دارد، اما من رگ خواب او را نمیدانستم به همین دلیل از مظلومی خواستم اولین سکانس را او با قریبیان کار کند و من با دیگر بازیگران کار میکنم، حتی با خودم تصمیم گرفته بودم که اگر او نمیتواند با من کار کند، صحنههایش را با مظلومی کار کند. واقعا برخورد با بازیگر بزرگی چون قریبیان برایم مشکل بود، اما او متواضعتر از این حرفها بود و با تواضع سکانس اول را کار کرد و متوجه بزرگی او شدم.
در صحنههایی که خودتان بازی داشتید، باز هم روی بازیگردانی متمرکز بودید؟
نه، از آقای یزدانی دستیار میخواستم که به کار نظارت کند، چون در صحنههایی که بازی داشتم، علاقهمند بودم روی نقش ایرج متمرکز باشم. دلم میخواست این نقش را بخوبی دربیاورم.
در حال حاضر که مجموعه را میبینید، آن را چطور ارزیابی میکنید؟ توانستهاید تمام ایدههایتان را اجرا کنید؟
از دیدن برخی صحنهها لذت میبرم، اما در بعضی صحنهها هم احساس میکنم کم گذاشتهام. البته این به معنای کمفروشی نیست، بلکه در آن لحظه چیزی به ذهنم نرسیده بود. انجام کارهای روتین دشواریهای خاص خودش را دارد، چراکه فرصت کمی دارید، اما در مجموعه باغ شیشهای با کارگردان مرتب تبادل نظر میکردیم.
شما سابقه زیادی در تئاتر دارید. تا چه حد این سابقه در مجموعه «باغ شیشهای» در بازیگری و بازیگردانی به شما کمک کرد؟
صددرصد به من کمک کرده است. هر چه دارم از تئاتر است. در 20 سالی که روی صحنه بودم، نقشهای مختلفی را بازی کردم که هر کدام از آنها برایم تجربه خوبی بوده است.
شما خیلی گزیده در تلویزیون بازی میکنید. آیا دلیل خاصی دارد؟
گزیده بازی کردن من به فیلمنامهها برمیگردد. وقتی فیلمنامه به من داده میشود مرتب به کاراکتری که پیشنهاد شده فکر میکنم. اگر فیلمنامه مرا با خودش همراه کند، نقش را میپذیرم و اگر حوصلهام را سر ببرد، قبول نمیکنم. اگر 5 فیلمنامه همزمان به دستم برسد و بعد از خواندن متوجه شوم میتوان کارهای خوبی ساخت و نقش جای پرداخت دارد، مسلما اگر وقت داشته باشم هر 5 تا را کار میکنم، اما تعداد فیلمنامههای خوب کم است.
فرشید قرهلی