این مرد ?? ساله که به جکی معروف بود، ?? مرداد 82 در خانهای در خیابان شریعتی به دام افتاد. او حدود یک سال قبل از دستگیری از آمریکا به ایران بازگشته بود و دختران دانشجو را فریب میداد. جکی در بازجوییها گفت: اوایل انقلاب با خانوادهام به نیویورک رفتم و?? ماه پیش به ایران آمدم و در یکی از خیابانهای فرعی شریعتی آپارتمانی اجاره و اغفال دختران جوان را آغاز کردم. یک روز در مقابل یکی از بانکها با دختر جوانی آشنا شدم وبه او گفتم از آمریکا به ایران آمدهام و میتوانم کاری کنم که او را نیز به آمریکا ببرم. بعد از آن بود که در پی آشنایی با دختران جوان در مقابل دانشگاه، رفت و آمد با خانوادههای آنان را آغاز و وقتی اعتمادشان را جلب میکردم به آنان میگفتم میتوانم دختران دانشجوی آنها را برای تحصیل و زندگی به آمریکا و انگلستان بفرستم. من با این شگرد موفق شدم خود را به عنوان یک فرد نیکوکار به خانوادهها معرفی کنم. و با دعوت و کشاندن دختران جوان به خانهام از آنان تقاضای کارهای خلاف اخلاق کنم سپس از طعمههایم عکسهایی تهیه و با استفاده از آنها دختران را وادار به تمکین در برابر خواستههایم میکردم. حتی در یک مورد وقتی دختری به نام نسترن حاضر نشد به خانهام بیاید، عکسهای او را همراه نامهای به نشانی خانه پدر و مادرش پست کردم. مأموران در ادامه تحقیقات خود، چند دختر دانشجو را که به خانه جکی رفت و آمد داشتند، شناسایی کردند. این دختران در بازجوییها گفتند در مقابل دانشگاه با جکی آشنا شدند و متهم به آنان وعده سفر به آمریکا و انگلیس و ازدواج با مردان جوان ثروتمند را داده بود. یکی از این دختران گفت: هیچ وقت فکر نمیکردم مردی با داشتن ?? سال سن نقشههای شیطانی درسر داشته باشد، اما وقتی فهمیدم فریب خوردهام دیگر دیر شده بود و من به خاطر حفظ آبرو ناچار به همکاری با جکی شده بودم.
اگر چه جکی به زندان افتاد و مجازات شد، اما جرایم او هرگز از ذهن طعمههایش پاک نخواهد شد و زندگی آنها بشدت تحت تاثیر این اتفاق قرار گرفت. به همین خاطر است که دختران جوان باید مراقب دوستیهای خود باشند و به هر وعدهای دل نبندند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم