در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روز بعد ساکنان داگویل در یک نشست همگانی به ماندن گریس رای میدهند به این شرط که او بتواند در طی 2 هفته همدردی آنها را جلب کند. گریس به یکایک خانههای شهر میرود و به یکایک آن خانهها راه مییابد و در کار روزانه به یکایک اهالی کمک میکند. اول بهار است. تا اول تابستان به مدت تنها یک فصل او در داگویل روزگار را به خوشی میگذراند و حتی به ازای کاری که میکند مزد میگیرد و با مزد خود به تدریج آن عروسکهای چینی را میخرد که تا آن زمان در ویترین خرازی فروشنده خاک میخورد. او شیفته آن عروسکهاست و در این میان به تم دل میبازد. تم هم به ظاهر عاشق اوست.
اول تابستان پلیس از راه میرسد. آنها به جستجوی گریس هستند. با آمدن پلیس مردم داگویل نگران میشوند. از نو در یک نشست همگانی رای میدهند که هرچند گریس میتواند همچنان در داگویل بماند، اما به دلیل خطری که از سوی او متوجه اهالی ست، میبایست سختکوشتر باشد و مزد کمتری بگیرد. گریس از نو همان غریبهای است که میشود او را آزرد و از کار او بهره برد و این بهرهکشیها و آزاررسانیها در پوشش خیرخواهی تا زمستان ادامه مییابد.
اهالی در یک نشست همگانی تم را وادار میکنند که میان گریس و آنها یکی را انتخاب کند. تم ماندن در داگویل را به گریس ترجیح میدهد. اکنون باید گریس را از سر باز کرد. تم به جنایتکاران تلفنی اطلاع میدهد که گریس در داگویل خود را پنهان کرده است. جنایتکاران که از راه میرسند، معلوم میشود سردسته آنان پدر گریس است. اکنون گریس انتقام میگیرد. داگویل و همه اهالی آن را نابود میکند.
داگویل درباره بیگانهستیزی، عشق، مذهب و انتقامجویی است. فونتریه که تا زمان ساخت داگویل هنوز به آمریکا سفر نکرده بود، فیلمش در آمریکا اتفاق میافتد. آمریکایی که تنها در ذهن کارگردان وجود دارد و با این حال واقعی است، تا آن حد که در هر جای جهان میتوان شهری مانند داگویل با آن مناسبات اجتماعی یافت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: