وی می گوید: «لازم نیست نابغه باشید تا بدانید بمب یک هزار کیلویی جه بلایی بر سر مردم
می آورد. کسی که در آن بالا تصمیم گرفت چنین بمبی را روی سر مردم بی گناه بریزد می دانست
چه کار دارد می کند او تصمیم گرفت مردم بی گناه را بکشد ، این ، یعنی این که ما تروریست هستیم
این انتقام جویی است».
سرهنگ دوم «اونررعنان» از جمله معروف ترین خلبانانی است که نامه فوق را امضا کرد ، او سابقه 27 سال خدمت دارد و در سال 1994 یکی از عالی ترین نشان های ارتش اسرائیل را گرفت .

وی می گوید:«اگر به سه سال گذشته نگاه کنید خواهید دید کارهایی که ما کردیم مثل عملیات
خودکشی بود ، نیروی هوایی اسرائیل با انجام عملیاتی بزرگ غیرنظامیان را می کشت و این از نظر
مردم عادی ، انتقام گیری بود».
بیش از 30 خلبان تاکنون با امضای نامه فوق از بمباران شهرهای فلسطینی خودداری کرده اند
اگرچه چهار نفر از آنان بعدهاامضای خود را پس گرفتند ، یکی که خلبان شرکت هواپیمایی کشوری
اسرائیل هم بود ، وقتی تهدید به اخراج از کار دومش شد و دیگری که یک خلبان ذخیره بود و کار
غیرنظامی خود را از دست داد.
علت اصلی اعتراض خلبانان کشتار مردم بی گناه در عملیات هوایی ارتش اسرائیل بود که برای کشتن
رهبران گروه های مبارز فلسطینی انجام می شد در ماه اکتبر هنگامی که نیروی هوایی اسرائیل چند موشک
به اردوگاه آوارگان فلسطینی در نصیرات غزه به یک اتومبیل شلیک کرد حداقل 14 غیرنظامی
فلسطینی کشته شدند.

سروان آلون می گوید: «آیا این قانونی است که با جت های جنگنده اف 15 و هلیکوپترهایی که
برای نابود کردن تانک های دشمن ساخته شده اند به خانه های مردم در یکی از پرجمعیت ترین
نقاط دنیا حمله کنیم؛» به دلیل حملات مبارزان فلسطینی ، خون چشمان ما را کور کرده است ما نمی توانیم ببینیم که در طرف دیگر ، علاوه بر مبارزان ، یک ملت مطلقا بی گناه زندگی می کنند.
این مهم است که ما این موضوع را درک کنیم و به عنوان افراد نظامی، آن را به زبان بیاوریم
موضع این خلبانان، جامعه اسرائیل را به لرزه درآورد. اظهار تردید موشه یعلون، رئیس ستاد
ارتش اسرائیل و چهار رئیس سابق سازمان شین بت
(*) زنگ خطری برای بسیاری از مردم اسرائیل
بود اما انتقاد آنها منحصرا بر این نکته متمرکز بود که تاکتیک های شارون باعث تقویت «تروریسم»
(فعالیت ضد اسرائیلی مبارزان فلسطینی) می شود.
اما خلبانان به هر دو موضوع پرداختند آنها ضمن طرح مسائلی درباره قانونی و اخلاقی بودن
شیوه های جنگ ، این ادعای دولت اسرائیل را که تدابیر آن در جهت دفاع از اسرائیل است ، رد
کردند».

سروان آساف گفت:«سیاست دولت ما حفظ وحشت در میان مردم است، ما ضعیف نیستیم، حالا
سال 1967 یا 1973 نیست که ارتش سوریه در مرز منتظر حمله به ما باشد، کار ما برای ادامه
اشغالگری است، کار «تروریست ها» درست نیست ولی ما باید تلاش کنیم خودمان هم تروریست
نشویم».
بسیاری از افراطیونی که به خلبانان انتقاد کردند آنان را متهم کردند که با تردید در مورد مشروع
بودن دستورها و مخالفت با اشغالگری ، در سیاست دخالت کرده اند.
سروان «جاناتان اس» گفت: «ما نمی توانیم این دو موضوع را از یکدیگر جدا کنیم، ما صلح طلب
نیستیم ما تصور نمی کنیم که باید کناری بنشینیم و بگذاریم افرادی که بمب به خود بسته اند به ما
حمله کنند اما تمام این ها نتیجه مستقیم حضور ما در سرزمین های اشغالی است».

«جنگ ما برای حفظ شهرک ها و سرکوبی مردم فلسطین ما را می کشد ، این کار حق زندگی امن ما را در اسرائیل نابود می کند. یک گروه بسیار کوچک از اسرائیلی های افراطی اکثریت مردم را به سمت فاجعه می برد».
سرهنگ رعنان این ادعا را که خلبانان با مداخله در سیاست ، حرفه خود را بی اعتبار کرده اند ، به
مسخره می گیرد و می گوید: «فرمانده نیروی هوایی با لباس نظامی در حالی که در یک اجتماع
حزب لیکود در کنار شارون نشسته بود به طرفداری از شهرک های یهودی نشین حرف زد».
این مداخله در سیاست است. اسرائیل یک وزیر دفاع دارد که به عنوان رئیس ستاد ارتش ، همیشه فردی سیاسی است. این ریاکاری است بگوییم که افسران جزء نمی توانند اظهار نظر کنند. منظور آنها این است که ما تا آنجا می توانیم سیاسی باشیم که از دولت طرفداری کنیم ، بله ، این دمکراسی نیست.
خلبانان می گویند ، بیش از 500 نامه ، از جمله از یک بازمانده جنگ جهانی دوم ، در حمایت از اقدام خود
دریافت کرده اند و خلبانان بسیار دیگری تلفنی و حضوری از آنها حمایت کرده اند چند وزیر چپگرای سابق نیز از موضع خلبانان دفاع کرده اند.
نگرانی در نیروی هوایی باعث شد که ژنرال دان هالوتز ، فرمانده آن ، با خلبانان ملاقات کند و به آنها توضیح بدهد که «سوء قصدهای هدفدار» ، جنایت جنگی نیست.
سروان آساف گفت: هالوتز ادعا کرد ما خائن هستیم اما به نظر ما کاری که ما کردیم ، برای نجات اسرائیل بود.
* سازمان اطلاعات ارتش اسرائیل
منبع : گاردین
2 دسامبر
ترجمه: علی - کسمایی