به واقع از همان اواسط پاییز 2008 که کاپیتان و ستاره سابق تیم ملی فوتبال آرژانتین در یک گزینش بسیار غریب و نهچندان عقلایی از جانب فدراسیون این کشور به عنوان سرمربی این تیم منصوب و جانشین الفیو باسیله مستعفی شد ماسکرانو را به عنوان کاپیتان جدید آرژانتین تعیین کرد و تا این لحظه نیز پای این انتخاب مانده و در دور پایانی جام جهانی پیش رو نیز بازوبند را بر دست او خواهد بست.
مارادونا تا به آن حد پیش رفت که متذکر شد تیم آرژانتین از دیدگاه او از ماسکرانو و 10 نفر دیگر شکل میگیرد و گفت تنها بازیکن همیشه ثابت در ترکیب تیم ملی ماسکرانو است و هر کس دیگری و حتی لیونل مسی قابل تغییر و تعویض است.
ماسکرانو 27 سال دارد و 7 سال است که پیراهن ملی را تن کرده و البی سلسته مثل تیم باشگاهی او ـ لیورپول انگلیس ـ همواره از خدمات متنوع وی و بویژه سختکوشی و جنگندگی پایانناپذیر او بهرهمند شده است. در حالی که آرژانتینیها همیشه به بازیهای فنی و زیبا و توام با مهارتهای بالای تکنیکی و هنری این ورزش مشهور بودهاند، ماسکرانو الگوی فوتبال اروپایی را پیاده میکند که مبتنی و متکی بر دوندگی و مدیریت توپ و میدان و ارسال پاسهای سریع و مکرر و پرهیز از کار فردی با توپ است؛ اما این بازیکن متفاوت با سنن آمریکای جنوبی، در حرفهایش درست و حسابگر نشان میدهد و دیدگاههای هوشمندانهای دارد.
توقعات از تیم ملی فوتبال آرژانتین که پس از نمایش تاسفبار این تیم در دور مقدماتی جام جهانی 2010 بشدت پایین آمده بود، بعد از پیروزی چندی پیشتان در برابر تیم ملی آلمان در دیداری دوستانه مجدد بالا رفته است. آیا این را صحیح میدانید؟
جای تعجب ندارد. در فوتبال مثل دیگر ورزشها نتایج حرف نخست را میزند و با یک برد یا باخت، وضعیتتان زمین تا آسمان فرق میکند. برای من مهمتر از همه این است که آرژانتین بازیکنان توانایی دارد که اگر از آنها بهترین بازیها گرفته شود و بدرخشند، آرژانتین پای قهرمانی در آفریقای جنوبی خواهد بود؛ چیزی که البته هیچ اثری از آن در مرحله انتخابی جام رویت نشد.
عدهای میگویند خیلی بهتر است که به عنوان مدعی اصلی جام پا به میدان نگذارید، زیرا میتوانید بدون این که زیر ذرهبین باشید، بدرخشید و غافلگیرانه به فینال برسید و تا چنان روزی هیچ کس کاری به کار شما نخواهد داشت.
مهمتر از مسالهای که شما گفتید، نوع عملکرد یک تیم در طول زمان برگزاری مسابقههاست؛ این که چطور از یک مسابقه تا دیدار بعدی پیشرفت میکند و چگونه بازی به بازی بهتر یا بدتر میشود. آنچه پیش از شروع جام جهانی درباره تیمها میگویند، در قبال آنچه واقعا در جریان مسابقهها روی میدهد، رنگ و نمایی ندارد مگر این که هر دو یکسان و در یک سطح باشند. اینک ـ پیش از شروع جام ـ اکثریت متفقالقولند که هیچ تیمی به اندازه اسپانیا و برزیل شانس قهرمانی ندارد، اما همه میدانیم وقتی یک دوره جام جهانی شروع میشود انواع شگفتیها روی میدهد و هر اتفاقی متصور است. معمولا قهرمانی به تیمهایی میرسد که جام را بد و ضعیف شروع میکنند و بتدریج بهتر و قویتر میشوند. ایتالیا، جام 2006 را مثل معمول بد شروع کرد، ولی به آرامی پیشرفت کرد و قهرمان شد و حتی برزیل 2002 در مرحله نخست حریف فوقالعادهای نشان نمیداد. فرانسه در سال 1998 نیز همین طور، سرآمد آنها ایتالیای 1982 بود، بنابراین برآورد کار پیش از شروع مسابقهها یک گمانهزنی کاملا فاقد اشتباه نیست و معمولا تغییراتی در آن حادث میشود.
شما پیش از یک بازیکن آرژانتینی، یک بازیکن تیمی هستید و سلاح اصلیتان مشارکت در بازی گروهی است. آیا پیشرفت در ویژگیهای فردی برایتان اهمیتی ندارد؟
بدیهی است که اهمیت دارد. حتی وقتی روی بازیهای تیمی تمرکز و در این زمینه کار کنید، خواه ناخواه قابلیتهای فردیتان را نیز بالا میبرید، زیرا کاملتر و بهتر از گذشته میشوید و چیزهایی را به بازی خود میافزایید. من 2 وظیفه در میدان مسابقه دارم. یکی این که کارهای فردی لازم و رایج در هر دقیقه مسابقه را انجام بدهم و دوم این که در چارچوب کار تیمی حرکت کنم. یادتان باشد که فوتبال در نهایت و همیشه یک بازی گروهی است و نه فقط یک نمایش فردی توام با دریبلزنی و حرکات چشمنواز.
دیهگو مارادونا در یکی از اولین اقداماتش پس از انتخاب شدن به عنوان سرمربی آرژانتین، شما را به عنوان کاپیتان تیمش برگزید و پای این گزینش هم مانده است. چه احساسی در این خصوص دارید؟
شکی نیست که کاپیتانی تیم ملی کشورتان بالاترین افتخار ممکن است و در عین حال سختترین کار هم هست، زیرا اگر از عهده کار برنیایید، بدون هیچ رودربایستی کنارتان میگذارند. شخصا گمان میکنم ملزومات و شروط تصدی این پست را دارم، زیرا 4 سال است در اروپا بازی میکنم و پیشینه حضور در جامجهانی قبلی را هم دارم و نسبت به آن موقع پختهتر شدهام.
از کسب تجربه گفتید، جامجهانی 2006 و حذف شدن در مرحله یکچهارم نهایی آن چه چیزهایی را به شما یاد داد؟
تا آن زمان هنوز در آمریکای جنوبی بازی میکردم، بنابراین تجربه رویارویی با امثال دروگبا و رونی در انگلیس را نداشتم. بازی در این 4 سال در لیگ انگلیس و جام باشگاههای اروپا درسهای زیادی به من داده است که آنها را با خود به آفریقای جنوبی خواهم برد. نه فقط من، بلکه کل نفرات تیم ملی آرژانتین با تجربه بیشتری نسبت به گذشته به جامجهانی نوزدهم پا خواهند گذاشت.
در پست خودتان (هافبک وسط دفاعی) کدام بازیکنان را بیشتر میپسندید؟
من همیشه کلود ماکلهله فرانسوی را الگوی خود قرار دادهام. تصورم این است که او همانطور به مقتضیات و مشخصههای این پست نگاه و فکر میکند که من نگاه میکنم و هر 2 وظایف مشابهی را برای بازیکنان حائز این پست قائلیم. چند بار هم روبهروی او بازی کردهام و هر مرتبه ارادتم به وی بیشتر شده است. در بین هموطنانم از ماتیاس المیدا و دیهگو سیمونه چیزهای زیادی را یاد گرفتهام و از لئوناردو استرادا نیز همینطور.
لیونل مسی هموطن مشهورتان این روزها در اروپا غوغا میکند. شما و همتیمیهایتان چه میتوانید بکنید که او در بازیهای ملی و به واقع در جامجهانی 2010 هم بدرخشد و همانی باشد که در بازیهای باشگاهی برای بارسلونا نشان داده است.
کافی است در سطح خودمان ظاهر شویم و توان ذاتیای را که داریم، ارائه کنیم. در دور مقدماتی جامجهانی نوزدهم هیچیک از ما همانطور بازی نکردیم که در توانمان هست و چون از لیونل مسی بیش از همه ما توقع و انتظار میرود و او هم نتوانست بدرخشد، بیشترین انتقادها متوجه وی شد که فکر میکنم این منصفانه نباشد. مسی گاهی برای تیم ملی آرژانتین هم عالی کار کرده، ولی این نمایشها از یاد مردم رفته است. من میتوانم بازیهای المپیک پکن و مسابقههای کوپا آمریکا 2007 را به عنوان محلهای درخشش وی طی سالهای اخیر معرفی کنم.
مارادونا گفته است از حالا شما را در روز فینال جامجهانی پیشرو در حالی در ذهن خود میبیند که جام قهرمانی را در دست دارید و صحنهای را تکرار میکنید که برای خود وی در جامجهانی 1986 مکزیک روی داده بود.
نمیدانم. امیدوارم همینطور شود. مهم نیست در چنان روزی من به عنوان کاپیتان آرژانتین جام را سر دست میگیرم یا کسی دیگر، اصل قضیه، قهرمان شدن ماست. کشور ما به این موفقیت واقعا احتیاج دارد و هیچچیز دیگری نمیتواند با آن برابری کند.
تیم باشگاهیتان ـ لیورپول ـ امسال هم مثل فصل پیش بسیار بد کار کرده است. دلیل آن چیست؟
برخی بداقبالیها و مصدومیتهای مکرر یاران کلیدیمان مثل تورس، جرارد و در درجاتی پایینتر اسکرتل و «اگر» باعث شد تداوم لازم را نداشته باشیم. ما هیچگاه نتوانستیم نمایشهایی را که توان و ظرفیت ارائه آن را داریم، واقعا عرضه کنیم.
هم تیمی اسپانیاییتان فرناندو تورس در برخی هفتهها در لیورپول بسیار خوب ظاهر شده و به عنوان عضوی از تیم ملی اسپانیا از مدعیان اصلی قهرمانی در آفریقای جنوبی است. این طور نیست؟
ما همیشه مدیون گلهای حساس او شدهایم. او بازیکن خاص و توانایی است و قدرت و فن را به یک اندازه در اختیار دارد. بدیهی است که او در صورت پرهیز از مصدومیتی جدید، از بازیکنان شاخص جامجهانی 2010 خواهد بود.
آیا قصد بازگشت به صحنه فوتبال باشگاهی در قارهتان (آمریکای جنوبی) را ندارید؟
برای حداقل سه چهار سال دیگر در اروپا میمانم و پس از آن شاید به آمریکای جنوبی برگردم. موقعی که چنین کنم دوباره به ریورپلاته آرژانتین خواهم پیوست؛ به تیمی که امکانات و امتیازات زیادی را به من بخشید و همیشه به من لطف داشت.
منبع: سایت فیفا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم