در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
واقعیت این است که پس از نشست زمین در میدان منیریه تهران در اوایل بامداد شنبه گذشته که هنوز بدرستی علت آن مشخص نشده است و هر نهادی سعی میکند توپ را به زمین دیگری بیندازد تا ساعت 5 صبح دیروز (یعنی به مدت 5 روز) مردم ساکن حوالی این میدان با قطعی و یا افت آب شرب روبهرو بودند و مراجعه آنها به شرکت آب و فاضلاب نیز بینتیجه بود چون تنها پاسخی که از سوی نگهبان این شرکت ارائه میشد این بود که در حال ترمیم لولهها هستیم.5 روز بیآبی آن هم برای صدها خانوار که در میان آنها کودکان خردسال، افراد بیمار و... وجود دارند، موضوعی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت، نگارنده که خود ساکن منطقه است هر روز شاهد بودم مردم چگونه مستاصل و درمانده در جستجوی آب بودند و گلهمند از این که مشکلات ناشی از بیآبی آنها به فراموشی سپرده شده است.
حال با اشاره به این موضوع تصور کنید خدای نکرده یک زلزله در تهران اتفاق بیفتد آنوقت چگونه میتوان انتظار داشت سازمانهای شهری که وظیفه ارائه خدمات به مردم را دارند، بتوانند به یاری مردم بشتابند؟
سوال اساسی این است که آیا در صورت بروز چنین حوادثی نمیتوان از پتانسیل و امکانات دیگر مراکز و حتی سازمانها استفاده کرد تا نیازهای مردم تامین شود.
نکته دیگر این که برخی از مدیران روابط عمومیها تنها وظیفه خود را ارسال پاسخ کوبنده و مقتدرانه! به رسانهها هنگام انعکاس مشکلات مردم به آنها میدانند، اما هنگام مراجعه مردم پاسخگویی مناسبی نسبت به آنها ندارند. چه خوب است در هنگام بروز چنین حوادثی و ایجاد مشکل برای مردم، روابط عمومیها لااقل یک عذرخواهی ساده را به دلیل ضعف در ارائه خدمات از سوی سازمانهای خود به عمل آورند، اما حتی دریغ از چنین کاری.
پس همه دعا کنیم در تهران نه زلزلهای اتفاق بیفتد و نه حادثه ناگواری رخ دهد.
ناصر صبوری/ دبیر گروه حوادث
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: