در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همان کسانی که از منتقدان سرسخت آنها بودند، در نبود آنها چنان واحسرتایی سر میدادند که انگار هنگام زنده بودن این بزرگان هم از حامیان آنها بودهاند. این اتفاق به نوع دیگری برای فیلمسازی به نام مسعود جعفری جوزانی افتاده است. او با آثار ویژه و کاملا منحصر به فردش مثل شیرسنگی و در مسیر تندباد نشان داده که میخواهد همچو دو عزیزی که نامشان آمد، «مستقل» و «جدا از باب میل زمانه» اثرش را خلق کند.
همین دو ویژگی او باعث شده که خیلیها او را برنتابند و از دم، هنر او را زیر تیغ ببرند، اما همچنان که آن منتقد بزرگ اعتراف کرد: منتقدان در حق این فیلمساز صاحب سبک جانب انصاف را نگرفتند و آنگونه بر وی تاختند که انگار او باید اثری آرمانی آنگونه که صرفا منتقدان ما میپسندند ـ نه کمتر و نه بیشتر ـ خلق کند. واکنش سرد منتقدان ما تنها باعث شد فیلمسازی چون او دیگر در سینما هیچگاه به سراغ سوژههایی چنین نرود و رویهای متفاوت در سینما برگزیند؛ همان ایرادی که امروز به او وارد میکنند که چرا فیلمهایی مانند شیر سنگی یا در مسیر تندباد را دیگر نمیسازد.
جوزانی اما پس از مدتها در تلویزیون مجالی یافت تا یکی از ایدههای درخشانش را تصویر کند و طبیعی است که در این فرآیند هر هنرمندی از دریچه خودش به دنیا و اتفاقات آن نگاه میکند. «در چشم باد» در واقع محصول همین نگاه متفاوت و غیرهمگن است و فردیت هنرمند بوضوح در آن قابل رویت است، اما عجیب است که پارهای از منتقدان ما، هنوز روی تئوریهایی که معلوم نیست در کدام سینما یا تلویزیون جواب داده است، تکیه میکنند و آن را فصلالخطاب همه چیز میدانند. «در چشم باد» سریال قابل احترامی است و معنی آن البته این نیست که هیچ ایرادی ندارد. مهم این است که جوزانی خطر کرده و پا در میدانی گذاشته که سالها از آن دور بوده است. به همین دلیل روزی که منتقدان از ویژگیها و ارزشهای مغفولمانده «درچشم باد» بگویند،چندان دور نیست.
مهدی غلامحیدری
گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: