تاثیر تلاطمهای سیاسی بر شاخصهای بنیادین اقتصادی چون نرخ سرمایهگذاری، تولید ناخالص داخلی، جذب سرمایهگذاری خارجی، کاهش بیکاری و غیره واقعیتی انکارناپذیر است و همه کشورها تلاش دارند از گسترش بحثهای سیاسی به حیطه اقتصاد و امنیت اقتصادی حتیالامکان جلوگیری کنند، اما به هر حال چنین تاثیرگذاری وجود داشته و خواهد داشت.
این یک واقعیت است که اقتصاد ایران نیز تحت تاثیر بحرانسازیهای کاذب غرب بر سر برنامه هستهای قرار دارد، به ویژه آنکه بحرانسازان این بار بر اقتصاد ایران تمرکز کرده و پیکان تبلیغات سیاسی بر تحریمها متمرکز است.
اما توافق تهران و آرامش و ثباتی که در فضای سیاسی کشور ایجاد میشود و دستکم مدتی بهانه را از دست بهانهجویان میگیرد، میتواند به ثبات اقتصادی کشور کمک کرده و علامتهای مثبتی به شاخصهای اقتصادی کشور ارسال کند.
میتواند به سرمایهگذاران چشمانداز مثبتی بدهد و نرخ تشکیل سرمایه ثابت در کشور را افزایش دهد، میتواند علامتهایی به بورس بفرستد و ارزش سهام را افزایش دهد و سرانجام میتواند دولت را در اجرای بزرگترین جراحی اقتصاد ایران ـ هدفمندی یارانهها ـ کمک کند.
چرا که این تردید وجود داشت که افزایش بهانهگیری بهانهگیران در فضای سیاسی ـ بینالمللی شرایطی را در داخل کشور ایجاد کند که اجرای هدفمندی یارانهها با ریسک همراه شود اما توافق هستهای تهران بخش عمده تردیدها در این باره را از بین برد و بار دیگر آرامش نسبی را به اقتصاد ایران بازگرداند.
این آرامش همچنین میتواند اهداف ذاتی تحریمها که میکوشد از طریق رواج بیاعتمادی، بیرونقی ایجاد کرده و به اقتصاد کشور لطمه زده و از رهگذر آن، اهداف سیاسی خود را محقق کند، خنثی کند.
لذا به نظر میرسد توافق هستهای تهران را باید بیش از یک توافق سیاسی نگریست و تحلیل کرد، توافقی که حاوی علامتهای مثبت به اقتصاد ایران و تقویتکننده شاخصهای حیاتی آن است.