در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از اینرو رسانهها هم که میباید براساس هدف اطلاعرسانی خود گام بردارند، برای آگاهی افکار عمومی نیاز به مهیا کردن بستر مناسبی برای معرفی اینگونه جرایم خاص و نو دارند و در این میان نقش مجموعههای نمایشی بسیار مهم و اساسی است.
شبکه 3 سیما بتازگی سریالی را با نام «هوش سیاه» در حال پخش دارد که سوژه اصلی آن تخلفات اینترنتی است؛ تخلفاتی که آنقدر پیچیده و فنی هستند که قطعا به پلیس متخصص در این حوزه نیاز دارد. مسعود آبپرور، کارگردان این اثر میکوشد با معرفی یک تیم پلیسی، شیوهای جدید در رویارویی با این جرایم در پیش گیرد. هر بخش از این سریال راههای فرعی دارد که به نوعی کمککننده به مقصد اصلی است. داستان در هر کدام از آنها پروندههای فرعی هستند که در یک قسمت به آن پرداخته میشود، اما منظور اصلی سریال دامنهاش فراگیرتر است، این طور که طرح داستانهای حاشیهای به نوعی زمینه لازم را برای قصه نهایی آماده میکند. تقریبا مشخص شده که هرچه هوش سیاه پیش میرود، معضل و تخلفات بزرگتر میشود، این نکته تا به آنجا میرسد که پلیس به این جمعبندی میرسد که باید دایره تخصصی مبارزه با جرایم رایانهای را تشکیل دهد.
نوای آهسته داستان به قدری نیست که بیننده را کسل کند.
داستان به آهستگی پیش میرود و گویی در هر قسمت حلقهای شکل میگیرد و حلقه بعدی، حلقههای قبلی را در خود جای میدهد تا این حلقه بزرگ و بزرگتر شود. آبپرور، با چنین کاری به دلیل وجود پیچیدگیهای خاص و بعضا نامفهوم و همچنین اصطلاحات تخصصی، چنین حرکت آهسته، اما پیوستهای را انجام داده تا ابعاد موضوعات را کاملا برای مخاطب رمزگشایی کند.
مشکل مشابه خارجی چنین سریالهایی، تعجیل در اصل موضوع است. آبپرور با شناختی که از مخاطب خود دارد، بستههای مختلفی را برای او طراحی میکند و تا هر کدام را به سرانجام نرساند، بسته دیگر را باز نخواهد کرد، این روند کند با برخی فاکتورها نظیر حرکات اکشن پلیس، جبران خواهد شد. از دیگر بخشهای مهم در این سریال، حضور شخصیتهای گوناگون در هر داستان است. شخصیتها براساس داده اصلی داستان در قالبی منطقی و بجا به کار گرفته شده و از نقشهای حاشیهای و زاید پرهیز شده است.
معمولا جرایم اینترنتی به دلیل فضای خاص در رایانه و امکان وجود فناوریهای بالا شکل میگیرد، گاهی کارگردانان برای جذابیت اثر خود، به تخیل و گمانهایی رو میآورند که حتی برای یک کاربر حرفهای رایانهای، غیرقابل تصور است. این موضوع بیشتر در آثار خارجی دیده میشود، اما در هوش سیاه سعی شده از تخیلپردازی پرهیز و بیشتر به واقعیت رو آورده شود. به هر حال این سریال توانسته، بسیاری از نگاهها را به سوی خود جلب کند، گرچه نواقصی بویژه در حوزه ساختاری آن وارد است، اما آنچه اهمیت دارد حرکت در حوزهای است که در کشور ما کمتر کار شده؛ حوزهای که در سینماهای روز دنیا با همه امکانات در حال گسترش است و ساخت چنین آثاری میتواند ضمن رقابت با نسخههای خارجی، واقعیت پنهان نامحسوس جرایم رایانهای را در کشور بازگو کند و هشداری برای مردم باشد.
پارمیس فدایی مهاجر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: