در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برنامههای نقد و تحلیل سریالها در تلویزیون وقتی مثمرثمرند که کارشناسان و صاحبنظران حاضر در برنامه به دو قطب موافق و مخالف (تنها از نظر دیدگاه) تقسیم شوند و اساسا برنامهای که قرار است همه درباره سریال خوب بگویند و به نوعی تشکر از عوامل باشد، برنامه بدی نیست اما نامش نقد نیست. رویکرد دیالکتیک در این برنامههاست که تلویزیون را برای ساخت سریالهای بعدیاش به راهکاری جدید میرساند. حتی اگر این برنامه کام خیلیها را تلخ کند، باز هم نمیتوان محصول این نوع برنامهها را انکار کرد. این ماجرا در اغلب برنامههای نقد و بررسی در این سالها اتفاق نمیافتاد یا بخوبی انجام نمیشد. به این معنی که برنامه به هیچ وجه رنگ و بوی نقد نداشت و اگر هم داشت، راهگشا نبود و به مواردی اشاره میکرد که بیشتر نقد سینمایی محسوب میشدند تا تلویزیونی. نقد تلویزیونی بیش از هرچیز نیازمند ارائه راهکار است تا صرفا ذکر ایرادها و نقایص.
اما پس از پایان سریال دارا و ندار اتفاق خوبی افتاد. برنامه نقد و بررسی این سریال و پس از آن سریال به کجا چنین شتابان با رویکرد بهتری روی آنتن رفت و نتایج بهتری هم قطعا در پی خواهد داشت. اما نکته اینجاست حالا که رویکرد بهتر شده است، چرا درست اجرا نشود؟ مجری برنامه بشدت برنامه را از مسیر خود خارج میکرد و رشته کلام را از کارشناسان و مهمانان برنامه میگرفت و وقتی هم که جدی بود و در آن مسیر حرف میزد، به این نکته توجه نمیکرد که مخاطبانش مردمی هستند که پای تلویزیون نشستهاند و خیلی پرطمطراق و با جملات قصار حرف میزد. بهگونهای که برای درک یک جمله از وی، بیننده باید فرهنگ لغت در دست میگرفت تا کلمات آن را ترجمه کند. این در حالی است که کارشناسان برنامه درک درستتری از مخاطبان این برنامه داشتند و نقدها را به شکل سادهتری مطرح میکردند که مخاطب به جای درگیر شدن با معنی آن، به فهم و درک دقیق آن برسد و در نهایت با آن ارتباط برقرار کند. اجرای این نقد و بررسی، پاشنه آشیل این برنامه بود؛ برنامهای که برخلاف برنامههای قبلی اتفاقا رویکرد درستتری داشت و از کارشناس سینمایی و تلویزیونی مسلطی استفاده کرده بود. مجری برنامه حتی گاهی از دایره ادب نیز خارج میشد و بهگونهای اجرایش را ادامه میداد که گویی خارج از میل و اختیارش است و کاملا با اکراه به اجرای برنامه میپرداخت. این ماجرا هم در نقد و بررسی سریال دارا و ندار وجود داشت و هم در نقد و بررسی سریال به کجا چنین شتابان. واقعا حیف است که وقتی تصمیم گرفته شده است تا برنامهای چالشی تهیه شود، چنین مواردی به کلیت کار لطمه بزند.
در اینکه انتقاد را باید احترامآمیز و با کمال صبر و حوصله مطرح کرد، هیچ شکی نیست، اما تجربه ثابت کرده که گاهی نقد محترمانه منطقی نیز واکنشهای تندی را همراه داشته است. چه خوب است همانقدر که به بحث اصول طرح نقد میپردازیم، به بحث پذیرش آن نیز اهمیت دهیم.
نکته آخر درباره نقدهای اخیری است که به سریال در چشم باد وارد میشود. قرار نیست دفاعیهای از این سریال داشته باشیم و تمام این نقدها را رد کنیم، اما اتفاقی که در این نقدها میافتد، به نوعی قصاص قبل از جنایت است و این هم به دور از آداب نقد است. سریال با وقفهای که به دلیل ایام نوروز در پخش آن پیش آمد، کمی ضربه خورد. بیننده با از سرگیری پخش آن باید بکوشد تا دوباره با سریال ارتباط برقرار کند. در این حالت قطعا یک از هم گسیختگی روایی احساس میشود که بیش از اینکه ریشه در کارگردانی و خود سریال داشته باشد، ریشه در عوامل بیرونی و بخصوص این وقفه دارد. نه به این معنی که سریال در قسمتهای جدیدش نقص و عیبی ندارد ـ که اتفاقا نقدهایی جدی بر آن وارد است ـ بیشتر به این معنی که باید کمی صبورتر باشیم و این از هم گسیختگی ناشی از عدمپخش چند هفتهای آن را با این موضوع در هم نیامیزیم و اعتدال را در نقد حفظ کنیم. خستهکننده بودن قسمتهایی که در آمریکا میگذرد، اگرچه از جانب کارگردان هم هست، اما دلیل اصلیاش قطع ارتباط مداوم تماشاگر با اثر است که نیازمند زمان اندکی است تا این رشته دوباره در دست تماشاگر قرار گیرد. نقدهای نامنصفانه دقیقا در این هنگام، نقدهای درست و دقیقی نیستند و نمیتوان به آنها تکیه کرد. در فرهنگ ما رایج است که حرف درست را بموقع و در جای خودش بزنید تا آن حرف ضایع نشود. زمان، زمان درستی برای نقد این سریال نبود و اگر هم شرایط بهگونهای بود که باید نکاتی درخصوص آن مطرح میشد، چه خوب بود که دقیق، با منطق و با ذکر مثال میبود. برخوردهای خشن و پرخاشگرانه بدون منطق چیزی شبیه اتهام است تا نقد. از کم بودن تعداد مخاطبان برنامه، ماندگار نبودن آن، به هدر رفتن بودجههای کلان و?... گفتن مواردی است که باید با اصول و منطق آنها را بررسی کرد. تعداد مخاطبان برنامه را از روشهای خاصی به دست میآورند و ماندگاری یک اثر، فیلم، سریال و هرچیزی را هم که زمان مشخص میکند. پس بد نیست اگر این نوع نقد را به اثری وارد میکنیم دلایل محکم و قابل قبولی را هم کنارش ارائه دهیم. این به هیچ وجه به آن معنی نیست که نباید به مجموعههای نمایشی نقد وارد کرد، چه بسا خودمان نیز نقدهای فراوانی را به این سریالها داریم؛ اما نباید این را هم فراموش کنیم که اساس این کار، فرهنگی است. پس باید آداب و روشهای آن نیز فرهنگی باشد.
حسین گودرزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: