معلم با کودک رابطه آموزشی و در عین حال رابطه روانی برقرار میکند. در حقیقت میتوان این فاکتور دوم را به عنوان عامل راهبردی در ارتقای کیفیت مهارت خواندن در کودکان و دانش آموزان به شمار آورد. زمانی که کودکان آموزشهای موثرتری دریافت میکنند به طور درونی تمایل بیشتری برای رشد پیدا میکنند و این همان چیزی است که در فرآیند رشد و تربیت کودکان و دانشآموزان به عنوان یک اصل در نظر گرفته میشود.
تحقیقات نشان میدهند زمانی که کیفیت آموزش در مربیان و معلمان کاهش پیدا میکند، ظرفیت درونی کودکان چندان امیدوارکننده نخواهد بود و در این شرایط نمیتوان امید زیادی هم به امتیازات ژنتیکی داشت.
بتازگی تحقیقاتی در دانشگاه فلوریدا انجام و مشخص شده است با به کارگیری معلمان با تجربه و آموزشدیده حتی میتوان کیفیت یادگیری و خواندن در کودکانی که از لحاظ فاکتورهای ژنتیکی وضعیت چندان مطلوبی ندارند را به طرز قابل توجهی بهبود بخشید.
نکته جالب توجه این است که بر اساس این تحقیقات حتی با افزایش پله به پله کیفیت آموزش از سوی معلمان، کیفیت یادگیری در کودکان نیز به همان نسبت بهبود پیدا میکند. این وضعیت در خصوص آموزش مفاهیم بنیادین علمی نیز کاملا به چشم میآید، به طوریکه میتوان امیدوار بود با استفاده از مربیان و تکنیکهای علمی در تدریس اصول و مبانی اولیه علمی میتوان کودکان و دانش آموزان را به مفاهیم اولیه علمی علاقهمند کرده و جرقههای کوچک و بزرگی در ذهن آنها ایجاد کرد.
پس توجه به این نکته نیز ضروری است که با افت کیفیت آموزش در معلمان و مربیان باید نگران محدودشدن فاکتوری به نام متغیر ژنتیک شد. در نقطه مقابل هرگاه کیفیت آنچه که معلم و مربی در اختیار کودک قرار میدهد افزایش یابد، تأثیرگذاری آن جهش خیرهکنندهای پیدا میکند. پس باید به نقش آموزش و معلم در مدارس نگاه ویژهای داشت تا حضور آن در مدارس و کلاسهای آموزشی در راستای تقویت ظرفیتهای ژنتیکی کودکان باشد و نه محدودکننده آنها.
* مقالهنویس نشریه Scientific American
مترجم: سعید حسینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم