هر یک از اساطیر ملل، برای آسمان جنسی قائل شدهاند. برای مثال در آیین مانی، آسمان از جنس پوست دیوان، در اساطیر هند از مردمک چشم نارایانا و در اساطیر چین از پوسته تخممرغ است. (هادی، 1377: 147، 182، 195 و...) مردم باستان نیز گاهی آن را از جنس خماهن (فلز گداخته) پنداشتهاند. (بهار، 1362: 18) در اوستا جنس آسمان از سنگ است. (اورشیدری، 1371: 109)
در بعضی از آثار دوره اسلامی، مطابق آیه یازدهم سوره فصلت، جنس آسمان را از دود دانستهاند. (محمد بن قطان، 1370) البته به نظر میرسد، این آثار برداشتی نادرست از قرآن داشتهاند زیرا در آیه موردنظر، آسمان پیش از آفرینش به دخان تشبیه شده است.
برخی از آثار نیز به ناتوانی بشر در ادراک ماهیت آسمان اقرار کردهاند. برای مثال در عجایبنامه آمده است: «... بدان که حکما گویند، در ماهیت آسمان و کس نداند چیست؟ اگر فلک از آب بودی، قصد کردی به زیر، اگر از باد بودی، به هوا درآمیختی، اگر از خاک بودی، قصد خاک کردی، اگر از آتش بودی، همرنگ آفتاب بودی، پس علم آن آفریدگار داند که چیست؟» (همدانی، 1375: 21ـ20)
به طور قطع در قرن چهارم نیز یکی از پرسشها و مجهولات بشر آسمان بود و فردوسی با نگاهی اساطیری در مقدمه شاهنامه میگوید: «جنس آسمان از یاقوت سرخ است»:
ز یاقوت سرخ است چرخ کبود
نه از آب و باد و نه از گرد و دود
شاهنامهپژوهان درباره این بیت، نظریات متفاوتی بیان کردهاند. برخی آن را به دلیل نامفهوم بودن، از ابیات الحاقی شاهنامه دانستهاند. برای نمونه، مرحوم دکتر زریاب خویی نوشتهاند: این بیت «از لحاظ معنی سست و نامعقول است. چرخ کبود اگر از یاقوت سرخ است، پس چرا کبود است؟ و اگر یاقوت از جنس یکی از عناصر چهارگانه است؛ یعنی: خاک، پس چرا در مصراع دوم میگوید که چرخ کبود از گرد یعنی: خاک و دود یعنی: آتش نیست؟» (زریاب خویی، 1374، ص19ـ16).
به نظر دکتر کزازی: «به درستی دانسته نیست که چرا فردوسی گوهر و گونه آسمان را از یاقوت شمرده است. اما ساختار معنایی و نحوی بیت آشکارا گویای آن است که خواست وی از این سخن، پنداری شاعرانه نیست و باوری باستانی را در آن باز نموده است. [زیرا] در باورشناسی باستانی، آسمان از گونه و گوهر سنگ پنداشته میشده است.» (کزازی: 1379، 200) در آثار دیگر شاهنامهپژوهان نیز توضیحی برای این بیت ذکر نشده است. (یاحقی: 1370، 4)
اما برای یاقوتین بودن فلک و این نگاه اسطورهای فردوسی به آسمان، دلایلی هست که میتوان در تحلیل این بیت از آنها بهره جست. در این بیت، واژه سرخ برای یاقوت، حشو نیست، زیرا یاقوت گونههایی دارد: «سرخ، زرد، کبود، سبز و سپید» (شه مردان بن ابی الخیر: 1362، 259) و از این انواع «بهترین یاقوت، یاقوت سرخ است.» (مطهر جمالی یزدی: 1346، 189) برای یاقوت نیز خواصی ذکر نمودهاند: «یاقوت جمله سنگ سخت است و گرم... و طاعون و وبا را باز دارد و هر که بپوشد، به چشم بزرگان عزیز باشد و کارها گشاده گردد.» (شه مردان بن ابیالخیر؛ همان)
درباره یاقوت نیز از پیامبر(ص) در «الدر المنثور» سیوطی و بحارالانوار علامه مجلسی حدیثی نقل شده است: «العرش من یاقوته حمراء» (شمیسا؛ 1377، 46، 1148 و 1150)
یکی از مهمترین منابعی که میتوان برای تحلیل این بیت، بدان استناد نمود مروج الذهب است زیرا نویسنده آن ـ که تقریبا معاصر با فردوسی است ـ برای هریک از طبقات آسمان، جنسی ذکر کرده است: «آسمان دنیا از زمرد سبز، آسمان دوم از سیم سپید، آسمان سوم از یاقوت سرخ، آسمان چهارم از در سپید، آسمان پنجم از طلای سرخ، آسمان ششم از یاقوت زرد و آسمان هفتم از نور است.» (مسعودی: 1370، 20)
بنابراین میتوان گفت که فردوسی در این بیت مطابق یکی از باورهای اساطیری زمان خود، جنس آسمان را یاقوتین، قلمداد کرده است و سخن مسعودی هم دلیلی برای این مدعاست. لذا این بیت فردوسی سست، بیمعنی و الحاقی نیست و این بیت را میتوان نخستین بیت فردوسی برای ورود به مباحث اساطیری شاهنامه به حساب آورد.
مهدی مهدیزاده
محمدرضا مهدوی در گفتوگو با جام جم آنلاین
«جامجم» در گفتوگو با معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی بررسی کرد