سهیل موفق تهیهکننده و کارگردان این مجموعه تلویزیونی از شکلگیری طرح اولیه داستان محله تهرونیها گفت: در سال 1387 صحبتهای اولیه برای ساخت این مجموعه انجام شد و قرار بود اسفند همان سال کار را برای شبکه 5 سیما کلید بزنیم، اما شب عید آمد کار ماند برای سال 88 که سال اصلاح الگو نامگذاری شد. پس از نامگذاری این نام تصمیم گرفتم مجموعهای درباره اصلاح الگوی مصرف نان بسازم، طرح اولیه ارائه شد و پس از تصویب همه محورها کار را بر این اساس چیدیم، ضمن اینکه طرح اولیه و شخصیتپردازی اولیه کار خود من بود.
وی در ادامه به مراحل تولید مجموعه تلویزیونی محله تهرونیها اشاره کرد و گفت: خرداد سال 88 نگارش این مجموعه به طور رسمی آغاز شد و چون تمام کار در یک پلاتو و فضای بسته ساخته شد روی دکور کار کردیم و 15 مهر هم دکور آماده شد و با 35 قسمت کامل از داستان نوشته شده کار را شروع کردیم و تصمیم گرفتم علاوه بر تهیه این مجموعه کارگردانی هنری آن را به نیز به عهده بگیرم، چراکه از ابتدا طرح و ایده از من بود و به آنچه میخواستم بدون واسطه میرسیدم.
نوشتن درباره نان به منظور ترویج اصلاح الگوی مصرف از حساسیت بالاتری برخوردار است، به همین دلیل تیم نویسنده قدرتمندی را میخواهد و خوشبختانه مجموعه تلویزیونی محله تهرونیها از نویسندگان خوبی به سرپرستی لاله صبوری برخوردار بود، لاله صبوری که خود از بازیگران خوب تلویزیون بوده، چند سالی است که به حیطه نویسندگی و کارگردانی در تلویزیون مشغول است، او درباره کم و کیف نگارش متنهای تلویزیونی برای مقوله نان گفت: من از نیمه راه به پروژه رسیدم، به همین دلیل طرح اولیه وجود داشت و من به همراه تیم نویسندگان براساس شخصیتهایی که برای کار در نظر گرفته شده بود، متن را نوشتیم ولی همزمان با نگارش تصویربرداری کار هم شروع شد.
سهیل موفق در گفتههای خود اشاره کرد که با 35 قسمت فیلمنامه کامل نوشته شده کار را شروع کرده، اما لاله صبوری سرپرست نویسندگان از کمی وقت در نگارش گلهمند بود و زمانی که این مساله را با این نویسنده بیان کردم، گفت: فرصت برای نگارش و بالطبع اجرا خیلی کم بود و تیم نویسندگان فقط به دلیل فرصت بسیار کمی که در اختیار داشتند و متاسفانه تیم کارگردانی به دلیل عجلهای که برای ضبط داشتند در بسیاری موارد نسبت به متن وفادار نبودند، البته این مطلب به معنای تغییر در متن نیست، اما زمان کمی که برای نگارش و تمرین داشتیم باعث شد که اتفاقهای داستان آن گونه که باید از آب درنیاید به همین دلیل خیلی رضایتخاطر از این مجموعه نداشتم و البته جای نقد بسیار دارد؛ اما با همه این اوصاف جمع بسیار صمیمی بین بازیگران و تیم نویسنده وجود داشت و در تمام طول کار با هم همکاری بسیار خوبی داشتیم.
وی در ادامه به روند نگارش این مجموعه تلویزیونی با توجه به مشکلات مطرح شده اشاره کرد و گفت: حدود 52 قسمت کار قرارداد بسته بودیم و متاسفانه به دلیل عدم هماهنگیها مجبور شدیم 20 قسمت پایانی کار را براساس بازیگرانی که هستند، بنویسیم مثلا یک روز یکی از بازیگران بیمار بود و یا اینکه سر کارهای دیگری بودند و در نهایت به جایی رسیدیم که هیچ کس نبود و این مساله سختترین شرایط را برای نویسنده به وجود آورد.
صحبتهای لاله صبوری به اینجا که رسید از کارگردان مجموعه تلویزیونی محله تهرونیها خواستم درخصوص حال و هوای کار این مجموعه بگوید و موفق با اشاره به کلیت داستان گفت: هدف من از ابتدا به تصویر کشیدن محلهای گرم و صمیمی با اهالی خوب و خون گرم از مناطق قدیمی تهران بود و چون محوریت داستان بر اصلاح الگوی مصرف نان بود، 2 شاطر در یک محله را کنار هم قرار دادیم. این دو بر سر ریش سفیدی محل با هم رقابت داشتند، یک بقال که رفت و آمدهای آدمهای محل را زیر نظر دارد و در نهایت یک زوج جوان که متعلق به طبقه متوسط رو به بالا هستند و درگیر ماجراهای متفاوت میشوند؛ ضمن اینکه من از متن پیروی کردم، ولی سر صحنه اتفاقهایی افتاد که به موقعیت کار خیلی کمک کرد، ولی اصراری برای یک کار طنز نبود، اما موقعیتهایی در اجرا فراهم میشد که به سمت و سوی طنز میرفت، به همین دلیل طنز ما یک طنز محض نبود و در موقعیتی که چیده شده بود ایجاد میشد.
یکی از ویژگیهای محله تهرونیها نگاه اجتماعی به زندگی روزمره مردم محل بود که بعضا تداعیکننده رفتار تهرونیهای قدیم بود از همینرو از نویسنده این مجموعه تلویزیونی درباره کدهایی که برای نگارش استفاده کرده پرسیدم و صبوری در پاسخ گفت:
سعی کردیم علاوه برتهران جنبههای اجتماعی داستان را نیز در نظر بگیرم، درواقع براساس محله تهرونیها مختصاتی از شرایط اجتماعی زندگی مردم را در نظر بگیریم و چون کار مشارکتی بود در بسیاری از بحثها مقوله نان مطرح میشد از?همینرو خود من بهعنوان نویسنده احساس خوبی داشتم، چراکه بحث درست مصرف کردن نان و احترام به برکت خدا بحث مهمی است و خودمان نکتههای زیادی درخصوص مقوله نان و چگونگی مصرف آن یاد گرفتیم.
وی در ادامه افزود: محله تهرونیها تجربه خوبی برای من به عنوان سرپرست گروه نگارش فیلمنامه بود، به نظر من کار نگارش این مجموعه ماراتن سختی بود که در زمان اندکی اتفاق افتاد، به همین دلیل لازم میدانم از همکاران نویسنده خود بخصوص حمزه صالحی و آقای قدسیانی که بیشترین قسمتها را نوشته سپاسگزاری کنم، ولی مطمئن هستم که اگر زمان بیشتری برای نگارش وجود داشت، قطعا نتیجه بهتری میگرفتیم.
اگر از همه مشکلات و ناهماهنگیهای احتمالی که به روایت نویسنده کار وجود داشت بگذریم، بازیها در این مجموعه خوب و قابل قبول بود و به نوعی با سریال بازیگر محوری مواجه هستیم.
شیوا بلوریان بازیگر نقش گلبرگ تصویری از زن مهربان و اخلاقگرا را در این سریال نشان داده است، وی درخصوص ویژگیهای شخصیتی گلبرگ گفت: از خیلی از بینندهها شنیدم که گلبرگ کاراکتر مهربانی است و علیرغم اینکه برای کارهایی که مهران انجام میداد حرص میخورد، فعال، مدیر و مدبر بود و خوشبختانه شخصیتی دوستداشتنی و شیرین از آب درآمد.
بخش بزرگی از شخصیتپردازی کار علاوه بر فیلمنامه به خود بازیگر برمیگردد به همین دلیل از بلوریان درباره کم و کیف پرداخت به این شخصیت پرسیدم و این بازیگر خوشذوق گفت: در ابتدا تنها یک خط از این شخصیت میدانستم، درواقع گلبرگ دختری تحصیلکرده است که از شهرستان به تهران آمده و در کنار همسرش مهران ماجراهایی برای او اتفاق میافتد و این همه آن چیزی بود که از این کاراکتر میدانستم و روی جزئیات کار نشده بود به همین دلیل تمام ریزهکاریها را خودم با توجه به تجربیاتی که در عرصه بازی دارم، از دل کاراکتر بیرون کشیدم. درواقع با صبر و حوصله خیلی تدریجی به گلبرگ رسیدم و علیرغم توضیحات اولیه نوشته شده در طرح به نوعی این شخصیت را پرورش دادم و بعد به داستان که رسیدم متوجه شدم که خیلی از آنچه در نظر داشتم دور نبوده است.
مهربانی گلبرگ به نوعی محور اصلی در شخصیتپردازی است و بر سایر کاراکترها تاثیر میگذارد. شیوا بلوریان ضمن تایید این مطلب گفت: من هم با شما همعقیده هستم. به نظر من این شخصیت مهربان است و این مهربانی نهتنها برای همسر بلکه برای همسایهها نیز وجود دارد و خودم هم به عنوان یک بیننده گلبرگ را دوست دارم. برای خوب نشان دادن این کاراکتر 15 المان رفتاری در ذهن خودم طراحی و اجرا کردم ولی نمیدانم به چه دلیل برخی از این المانها در تدوین حذف شد و نکته جالب اینکه موارد حذف شده مواردی بود که به هیچ عنوان مورد نظارتی یا ممیزی نداشت، من سالها در عرصه بازی در صدا و سیما فعالیت کردهام و با زوایای مختلف کار در تلویزیون آشنا هستم اما نمیدانم چرا بخشهایی از بازی من در نقش گلبرگ هنگام تدوین بدون توجه به خلاقیت بازیگری و تلاشی که برای خلق این شخصیت کرده بودم حذف شد اما خوشحالم که به اصل کاراکتر گلبرگ خدشهای وارد نشد و خوشحالم که این نقش را با طیف گستردهای از المانهای رفتاری آنقدر آماده و دستپر این نقش را بازی کردم که حتی حذف در تدوین هم نتوانست لطمهای به شخصیت گلبرگ وارد کند.
یکی از شاخصههای خوب مجموعه تلویزیونی محله تهرونیها وجود بازیگران خوب کنار هم بود که به نظر میرسید کار به نوعی بازیگر محور است از همین رو از این بازیگر درباره چگونگی تعامل با دیگر کاراکترها جویا شدم: در مجموعههایی از این دست با توجه به محدودیت فضا خوب درآمدن جذابیتهای بصری بسیار مهم است و در این بین تعامل و چگونگی برقراری ارتباط بازیگران با یکدیگر به خوب در آمدن فضا کمک میکند و تماشاچی هم متوجه این ارتباط صمیمی شده و بیننده هم راضی از پای گیرندههای خود بلند میشود اما اگر همین تماشاگران احساس کنند که روابط بین کاراکترها درست نیست و تمام فاکتورهای جذاب برای یک کار موفق را ندارد دیگر رغبتی برای ادامه مجموعه ندارند و مهمترین عنصر خوبدرآمدن کار ارتباط دراماتیک و احساسی کاراکترهای مختلف است و این صمیمیت برای من اهمیت داشت و خوشبختانه ارتباط خوب بین بازیگران در این مجموعه تلویزیونی خودش را نشان داد.
وی در ادامه به کاراکتر مهران و چگونگی کار رامین ناصر نصیر اشاره کرد و گفت: من و آقای ناصر نصیر در یک سریال دیگر با هم کار کردیم و اتفاقا در آن مجموعه هم نقش یک زن و شوهر را بازی میکردیم به هیمن دلیل برقراری این ارتباط سخت نبود و به جزییات رفتاری هم آشنا بودیم و بازی یکدیگر را کامل کردیم ضمن اینکه آقای ناصرنصیر المانها و ایدههای فراوانی داشت که در بازی همه آن را اجرا میکرد و در نهایت با هم هماهنگ شدیم و هارمونی زیبایی از بازی را ارائه دادیم.
شیوا بلوریان در پایان صحبتهای خود به مشکلات مجموعه تلویزیونی محله تهرونیها اشاره کرد و گفت: در هر کاری مشکلات و سختیهایی وجود دارد که به اعتقاد من بزرگترین مساله این مجموعه آماده نبودن متن آن بود چراکه در ابتدا قسمتهای اندکی برای آن نوشته شده بود و من چون تجربه خوبی از این نوع کارها نداشتم به هیچعنوان دوست نداشتم این تجربه دوباره تکرار شود اما متاسفانه در نهایت اینگونه شد و به دلیل کمی وقت کاراکتر گلبرگ از شخصیتی که برای او تعریف شده بود خارج میشد. من با سماجت،خود واقعی گلبرگ را گوش زد میکردم تا از چارچوب اصلی خود بیرون نیاید و مدام او را به خط اصلی شخصیت برمیگرداندم، یکی دیگر از مشکلات شتابزدگی در مجموع کار بوده که این شتابزدگی در برخی قسمتهای کار دیده میشود.
پریسا ساسانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم