درباره «پوپک و مش‌ماشاالله»

چه بگویم سخنی نیست!

پس از تماشای آخرین ساخته فرزاد موتمن، نمی‌دانیم که چگونه باید تصور کنیم که از کارگردانی در طول یک سال، دو فیلم با دو لحن و رویکرد و نگاه متضاد اکران می‌شود. «صداها» فیلمی بود که در جشنواره فجر مورد توجه قرار گرفت و یک بار دیگر موتمن را به عنوان کارگردانی باهوش و خوش‌قریحه به سینمای ایران معرفی کرد. اما «پوپک و مش‌ماشاالله» فیلمی به‌شدت ضعیف، ساده‌لوحانه و گاه توهین‌آمیز است که برای فروش بیشتر، کارگردان آن تن به هر کاری داده است.
کد خبر: ۳۲۷۰۸۳

از زمان اکران این فیلم تا کنون، واکنش منتقدان عموماً بر این اساس بوده که کارگردان «صداها» چرا باید فیلمی تجاری مثل «پوپک و مش‌ماشاالله» بسازد؟ درباره این که «پوپک و مش‌ماشاالله» فیلم خوبی نیست تردیدی وجود ندارد (هیچ منتقدی تا حالا حتی آن را اثری متوسط هم ارزیابی نکرده است) و در این نوشته هم سعی خواهیم کرد تا به جنبه‌های دیگری از این ضعف‌ها که یا به آنها اشاره نشده و یا کمتر مورد توجه قرار گرفته بپردازیم. اما بهتر است پیش از ورود به مبحث اصلی، نکته‌ای مهم را پیرامون مفهوم سینمای عامه‌پسند یادآوری کنیم. در واکنش به این دیدگاه که چرا فلانی فیلم عامه‌پسندی ساخته، دو گونه می‌توان عمل کرد؛ کارگردانی را تصور کنید که روش و اسلوب کاری‌اش آن‌قدر ماهرانه و درست بوده که چرخش‌اش به سمت سینمای تجاری می‌تواند مایه تعجب باشد (کسی همچون عباس کیارستمی) اما کارگردانان بسیاری هستند که قریحه و استعدادی دارند و مایه امیدواری‌اند، با این حال اگر به سمت سینمای تجاری هم متمایل شوند، کسی شگفت‌زده نخواهد شد. این‌ها هنوز تا رسیدن به سبکی واحد و قوام‌یافته در کارشان فرصت دارند و حتی فیلم‌های خوبشان آن‌قدر شاهکار نیست که تصور کنیم پدیده‌ای به سینمای ایران معرفی شده است. بنابراین بهتر است آن جمله بالا را این گونه تصحیح کنیم که چرا کارگردانی مثل فرزاد موتمن که فیلم‌های نسبتاً خوبی مانند «شب‌های روشن» و «صداها» را ساخته، متمایل به ساخت فیلم اعصاب‌خردکن و ناامیدکننده‌ای مثل «پوپک و مش‌ماشاالله» می‌شود. در ضمن این نکته، واقعیتی مورد تأکید قرار می‌گیرد که به ما یادآور می‌شود که فیلم عامه‌پسند ساختن کار هر کسی نیست و فقط یک استاد استخوان‌خردکرده سینماست که می‌تواند مثل داریوش مهرجویی از رمانی عامه‌پسند فیلمی زیبا، فلسفی، عاشقانه و ماندگار مانند «لیلا» بسازد که هم مردم دوستش دارند و هم منتقدان و کارشناسان. پس مشکل ما با عامه‌پسند بودن «پوپک و مش‌ماشاالله» نیست (همچنان که هم «شوکران» را می‌توان عامه‌پسند به حساب آورد و هم «چارچنگولی» را) بلکه بد بودن این فیلم است. پس این که یک فیلم عامه‌پسند ساختار خوبی داشته باشد و به تماشاگرش احترام بگذارد، نه تنها فروش بالایش شأنش را پایین نمی‌آورد بلکه می‌تواند موفقیتی بزرگ برایش باشد.

«پوپک و مش‌ماشاالله» فیلمی شتابزده و افسارگسیخته است که مهم‌ترین دلیل ضعف آن را باید در تعریف و نگرش سازندگانش از سینمای تجاری جستجو کرد. موتمن به عنوان کارگردانی با تجربه ساخت چند فیلم سینمایی و چند تله‌فیلم، درک درستی از سینمای تجاری ندارد و چنین تصور می‌کند که فیلم تجاری را حتماً باید طبق همان الگویی ساخت که امثال جواد رضویان، قدرت‌الله صلح‌میرزایی و ایرج قادری می‌سازند. «پوپک و مش‌ماشاالله» در قیاس با فیلم‌هایی مثل «نیش زنبور» و «خروس‌جنگی» اثر به مراتب پیش‌پاافتاده‌تری است به این خاطر که در متن و بازی‌ها تقریباً هیچ منع و محدودیتی دیده نمی‌شود. موقعیت‌های فیلم به جای این که کارکرد نمایشی داشته باشند، مثل چند تا جوک مصور هستند که تماشاگر با دیدن‌شان به خنده بیفتد. مثلاً کسی نمی‌داند که گیر کردن پای ماشاالله (فرهاد آییش) لای سوراخ ایجاد شده داخل در زیرزمین، چه کارکردی دارد و بر چه اساسی باید به آن خندید و مهم‌تر از همه این چه سوراخی است که کف پای آقا ماشاالله آن را ایجاد کرده اما اندازه آن جوری است که انگار جز به روش مسخره‌ای که در فیلم می‌بینیم، پای طرف از آن درنمی‌آید. همچنین باید از سروش صحت که شخصیت «بوی فرند» را بازی می‌کند و نویسنده فیلمنامه نیز هست پرسیده شود که کدام عقل سلیمی باور می‌کند که یک خانم تحصیلکرده خارج‌نشین که برای سفری کوتاه به تهران آمده، راضی می‌شود به خانه عمه‌اش با آن شرایط برود و آنجا مستقر شود. مگر این شهر هتل ندارد و مگر آن دختر این‌قدر ساده‌لوح است که با وجود اطلاع از بستری شدن عمه‌اش، باز اصرار بر ماندن در خانه‌ای داشته باشد که دو تا مرد غریبه و دیوانه در آن هستند.

موضوع آویزان شدن به هر ریسمانی برای شیرین‌کاری پیش چشم تماشاگر، به جایی می‌رسد که این آقای مش‌ماشاالله از سر غیرت توی گوش پوپک می‌زند و خودش رابطه پنهانی با آرایشگر محل دارد، یا این که برای نشان دادن ابهت «بوی‌فرند» در درگیری با جوانک لات دی‌وی‌دی فروش، ناگهان او دارای کمربند مشکی دان فلان معرفی می‌شود! این‌ها اگر آدرس سرراستی به مقصد ابتذال نیستند، پس چه هستند؟ آقای ماشاالله توسط کارگردان جوری هدایت شده که هر دیالوگی را با فریاد بگوید. فریادهای بیجای او قرارست در کنار لهجه‌اش ما را بخنداند. باورتان می‌شود کارگردانی که در مصاحبه‌هایش ادعای فیلمسازی به روش بزرگان اروپا را دارد، بخواهد به این شیوه‌های رقت‌انگیز تماشاگرش را بخنداند؟ از دیدن پوسترها و سردرهای فیلم آدم نمی‌داند باید خجالت بکشد یا دقت کند که کار سینمای کشورش به کجا کشیده که سوپراستار فیلم آفتابه توالت روی سرش بگذارد. اگر به این شیوه‌ها خندان تماشاگر هنر است، پس همه بازیگران نمایش‌های تئاترهای تخت‌حوضی می‌توانند ادعا کنند که در حد چارلی چاپلین و جری لوییس هستند.

«پوپک و مش‌ماشاالله» در حال حاضر پرفروش‌ترین فیلم روی پرده است. مدیران و صاحب‌منصبان فرهنگی دائماً از سینمای سالم و اندیشمند و ملی حرف می‌زنند. منتقدان در مواجهه با فیلم‌هایی به این پوکی و توهین‌آمیزی که مانع فروش فیلم خوب و شریفی مانند «هیچ» می‌شوند، مجبور به بی‌تفاوتی یا سکوتند و ترجیح می‌دهند درباره فیلم‌های محبوب‌شان بنویسند. در این میان تنها نکته سوال‌برانگیزی که می‌ماند این است که آیا واقعاً سازندگان این فیلم از کاری که کرده‌اند دفاع می‌کنند؟ با دیدن «پوپک و مش‌ماشاالله» آدم از خودش می‌پرسد که یک فیلمساز کدام فیلم فاجعه و دل‌آشوبی را باید بسازد تا همه به این نتیجه برسند که توانایی‌ای در کارش ندارد و اگر کار قبلی‌اش مورد توجه قرار گرفته، برمی‌گشته به فیلمنامه خوب و بازی‌های قابل‌قبولش؟ با بودن فیلم‌هایی مثل «پوپک و مش‌ماشاالله» باید حالا دیگر دلیل سقوط سینمای کشور را فهمیده باشیم. «پوپک و مش‌ماشاالله» با اکران در بهترین فصل سال، خودبه‌خود دارد از فیلم‌های مشابه دعوت می‌کند که فقط با چنین الگویی می‌توان به منفعت اقتصادی رسید.

اگر یک بار فرزاد مؤتمن و تهیه‌کننده‌ «پوپک و مش‌ماشاالله» صراحتاً می‌گفتند که دلیل ساخت فیلمی با مشخصات «پوپک و مش‌ماشاالله» این بوده که ضررهای اقتصادی «صداها» را جبران کنند، تردیدی نداشته باشید که از حجم انتقادها بر این فیلم کاسته می‌شد. اگر کارگردان «پوپک و مش‌ماشاالله» یک بار اعتراف می‌کرد که فیلمش را سرسری ساخته و دفاعی در برابر انتقادات ندارد، حداقل این بهانه وجود داشت که او کارش را در حد ساخت «صداها» بلد است، اما کسی که می‌گوید «صداها» را دوست دارد و از «پوپک و مش‌ماشاالله» هم دفاع می‌کند، حتماً باید در آرای خود پیرامون تشخیص فیلم خوب از فیلم بد بازنگری کند. همین حرف‌هاست که تماشاگر را نسبت به «صداها» هم بدبین می‌کند.

امان جلیلیان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها