در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ضمن اینکه اعتبار حرفهای پوراحمد موجب شده تا بازیگران مشهوری چون اکبر عبدی و مرضیه برومند و دیگران هم به عنوان مهمان در سریال او بازی کنند و این البته با ساختار روایی قصه نیز تناسب دارد. به این معنی که پرانتز باز موقعیت دراماتیکی خود را بر بنای یک مکان عمومی قرار داده که به واسطه برخورد و رویارویی آدمهایی که در آنجا رفتوآمد میکنند نطفه درام بسته میشود و قصهای تازه شکل میگیرد. در واقع پرانتز باز از دوحیث فرم و محتوا از ساختار اپیزودیک پیروی میکند به این معنی که هم روایت قصه به شکل تک خطی نیست و هربار یک قصه جدید تعریف میشود و هم در کنار چند بازیگر ثابت این مجموعه بازیگران مهمان نیز به آن اضافه میشوند که اتفاقا به لحاظ نمایشی نیز مهمان مسافرخانه گلشهر هستند. این موقعیت هم تنوع داستانی خوبی فراهم میکند تا مخاطبان با قصههای مختلفی روبهرو شوند و هم اینکه با بازیگران متعدد و متنوعی مواجه هستیم که هر کدام میتوانند بخشی از مخاطبان و علاقهمندان خود را پای تماشای تلویزیون بنشانند. در کنار قصه خوب قطعا حضور بازیگران مطرح سینمایی در تلویزیون هم میتواند به جذابیت و بهبود سریالسازی کمک کرده و مخاطبان بیشتری را جذب کند. این فرآیند در سریالهای اخیر تلویزیونی قابل مشاهده است.
پرانتز باز اگرچه یک سریال تلویزیونی است اما فضای کار و حس و حال حاکم بر آن به تلهتئاتر شباهت دارد و از حیث مضمون و درونمایه اثر نیز پرانتز باز را میتوان با آثار محمد رحمانیان مثل نیمکت و مسافرخانه مهتاب مقایسه کرد؛ داستانهایی که از یک لوکیشن ثابت اما کاراکترهای متفاوت در یک خط داستانی مشخص بهره میگیرد و به طرح مسائل فردی، خانوادگی و اجتماعی روز جامعه میپردازد. این ساختار تئاتری ایجاب میکند تا بیش از هرچیز به روابط و مناسبات انسانها و دیالوگگویی توجه بیشتری شود و مثلا صحنههای اکشن یا کنشهای پرجنب و جوش در آن دیده نشود. از این حیث پرانتز باز را میتوان به سریالهای کوتاه برنامههای خانوادگی هم شبیه دانست که آموزههای اخلاقی و تربیتی را در پس داستان خود روایت میکند.
البته کارگردان سعی کرده است تا با تزریق طنز به ساختار قصه ضمن تلطیف در بیان ارزشهای اخلاقی از شعارزدگی و گلدرشتی در این زمینه پرهیز کند و در دام سانتیمانتالیسم اخلاقی نیفتد. از سوی دیگر پرانتز باز را میتوان یک اثر مینیمالیستی هم تعبیر کرد، چون در یک زمان فشرده ساختار درام خود را روایت و جمعبندی میکند و به داستان کوتاه در ادبیات داستانی شباهت دارد. این شکل از روایتپردازی در یک سریال تلویزیونی متناسب با زیست ـ جهان انسان معاصر بویژه در جوامع شهری و صنعتی است که فرصت و حوصله کافی برای پیگیری سریالهای طولانی و پرماجرا ندارند. در این صورت از قصهپردازی غالبا از حاشیهپردازیهای اضافه صرفنظر میشود و عناصر اصلی درام برجسته شده و به تصویر کشیده میشود. اما ویژگی اصلی سریال پرانتز باز را باید در ساختار کمیک و سویهطنازانه آن جستجو کرد. اساسا هدف کیومرث پوراحمد از ساخت این سریال خنداندن مخاطب بود، هرچند که ظاهر کار و بازیگرانی که برای آن انتخاب شدهاند تصور یک کار طنز را ایجاد نمیکند. دقیقا به این دلیل که کارگردان میخواهد به واسطه خلق موقعیت طنز به این هدف برسد اما در این راه چندان موفق نیست. به عبارت دیگر پرانتز باز دارای سویه کمیک است اما بیشتر به واسطه دیالوگپردازی نه خلق موقعیت طنز. در این بین اما باید به بازی خوب فرزین محدث هم توجه داشت که در یک گریم و پرسوناژی متفاوت نسبت به نقشهای قبلی نظر مخاطب را به خود جلب میکند؛ یک نوع سادگی و هالو بودن که با زیرکیها و تیزبینیهای هوشمندانه تلفیق شده و شخصیتی بهلولوار از آن ترسیم کرده است. با این وجود بار اصلی درام و طنز در این سریال بیشتر به نوع دیالوگها وابسته است و به نوعی این مجموعه را میتوان سریالی دیالوگمحور تعریف کرد. پرانتز باز دارای طنز شریفی است و به لودگی و سطحینگری نمیافتد و از جریان حاکم بر طنزهای نود شبی به دور است. این امتیاز در استفاده از بازیگران سریال هم دیده میشود. در واقع پوراحمد به سراغ چهرههای آشنای طنز تلویزیونی نمیرود و به همین دلیل نیز شاهد تیپسازی در این سریال نیستیم. البته بخشی از این مساله نیز به ساختار موقعیتمند طنز در پرانتز باز برمیگردد که به اقتضای درام به سمت و سوی لودگی در طنز نمیرود.
پرانتز باز دارای مضمون اجتماعی است که سعی میکند فراتر از سویه بیرونی قصههایش به درون آدمهای قصه و مناسبتهای آنان نفوذ کرده و دنیای درونی آنها را بازنمایی کند؛ تنهایی و رنجهای درونی که در لابهلای روزمرگیهای کشنده پنهان میماند. البته یک نوع کندی در ریتم سریال دیده میشود که با سویه کمیک ماجرا در تضاد قرار دارد و نمیتواند هموزن با آن قصه را پیش ببرد. فضای تئاتری و لوکیشن بسته و ثابت کار نیز به این مساله دامن میزند و شاید مخاطبی که به این شکل از سریالسازی عادت ندارد نتواند با سریال ارتباط برقرار کند. با این حال پرانتز باز تجربه متفاوتی از ترکیب طنز تئاتری است که در یک سریال تلویزیونی به تصویر کشیده میشود و با تغییر ذائقه مخاطبان ایرانی میتوان به تداوم ساخت چنین آثاری امیدوار بود.
لیلا ربیعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: