در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نکته قابل توجه در تحولات نظامی آلمان، اقدامات این کشور در افغانستان است که به رغم کارکردهای نظامی گسترده میرود تا به رسوایی جهانی برای آلمان مبدل شود. در این چارچوب چند مشکل اساسی پیش روی آلمان قرار دارد که میتواند به تشدید بحرانها برای مرکل تبدیل شود. روند تحولات نشان میدهد که افغانستان اکنون به کابوسی برای مرکل مبدل شده و حتی میتواند به سقوط دولت ائتلافی که با بحران مواجه است منجر شود.
بررسی کارنامه آلمان نشان میدهد که سران این کشور با طرحی جامع به جنگ افغانستان نگریسته و حضور در آنجا را عاملی برای تحقق سایر اهداف خود میدانند. حضور بیش از 3500 نیروی آلمانی در افغانستان در این چارچوب است.
اهداف داخلی
دولتمردان آلمان حضور در جنگ افغانستان را بهانهای مناسب برای اجرای برخی اهداف داخلی بویژه در اجرای قوانین سختگیرانه شهروندی میدانند. طرح محدودسازی آزادیهای فردی و افزایش اختیارات دستگاههای اطلاعاتی که عملا نقض آشکار حقوق شهروندی است با بهانه جنگ افغانستان و مبارزه با تروریسم اجرا شده است. جالب توجه آنکه در این طرح افزایش فشارها و محدودسازی مسلمانان و معرفی آنها به عنوان عاملان تروریسم در صدر اقدامات مقامات آلمان قرار داشته است که تحت درخواست صهیونیسم بینالملل و حامیان نظام سلطه اجرا شده است.
اهداف منطقهای
آلمان که پس از جنگ دوم جهانی چندان جایگاهی در معادلات جهانی از جمله در اروپا ندارد، تلاش میکند تا به هر نحوی جایگاه خود را حداقل در اروپا احیا سازد. آلمان که در بعد اقتصادی تا حدودی این امر را تامین کرده در حوزه نظامی نیز خواستار دستاوردهایی میباشد که در قالب نیروهای ناتو اجرا میشود. در این میان بهانه جنگ افغانستان و حضور در ائتلاف مبارزه با تروریسم عاملی شد تا آلمان برای ارتقای جایگاه خود در ناتو تلاش نماید هر چند که حضور کشورهایی مانند انگلیس، فرانسه و اسپانیا و نگاه منفی مردم به گذشته آلمان تا حدودی این طرح را با چالش مواجه ساخته است.
اهداف جهانی
مرکل با ادامه حضور در افغانستان به رغم پذیرش هزینههای سنگین تلاش دارد تا از آن در جهت تحقق اهداف بینالمللی بهرهبرداری کند. این اهداف در دو بخش اجرا میشود. حضور در عرصه خاورمیانه و آسیای مرکزی و قفقاز به بهانه حضور در ائتلاف مبارزه با تروریسم و بهرهگیری از آن در جهت توسعه روابط با سایر کشورها و دریافت امتیازات از آمریکا در این جرگه تعریف شده است. آلمان که در دوران شرودر صدراعظم سابق آلمان چندان رابطه مناسبی با آمریکا نداشت و حتی از حضور در جنگ عراق خودداری کرده بود در دوران مرکل با گرایش گسترده به آمریکا سعی کرد تا از امتیازات سیاسی، نظامی و اقتصادی آمریکا به طور مستقیم برخوردار شود. کسب رضایت آمریکا برای بازیگری بیشتر در عرصه جهانی از کمکهای غیرمستقیم آمریکا به آلمان در قبال خوشخدمتیهای مرکل در جنگ افغانستان بوده است.
شکست آرزوها
هر چند که مرکل در دوران صدراعظمی خود تلاش کرد تا با ادامه جنگ افغانستان اهداف مذکور را اجرایی سازد، اما روند تحولات مغایر با این اهداف پیش رفته است چنانکه اکنون افغانستان به کابوسی برای مرکل و دولت ائتلافی وی مبدل شده است.
نکته:
مرکل، صدراعظم آلمان تلاش کرد با ادامه جنگ افغانستان اهداف خود را اجرایی سازد اما روند تحولات مغایر با این روند پیش رفته است چنانکه اکنون افغانستان به کابوسی برای مرکل و دولت ائتلافی وی مبدل شده است
اعتراضهای گسترده مردم و پارلمان به هزینههای سنگین جنگ و آمار فزآینده تلفات نظامیان، رسواییهای اخلاقی و جنایات نیروهای آلمان نظیر کشتار دستهجمعی صدها افغان در عملیات قندوز، حذف استقلال آلمان به دلیل همسویی با آمریکا در جنگ افغانستان، تخریب موقعیت آلمان در عرصه جهانی بویژه در جهان اسلام و... موجب شده تا مرکل نه تنها به اهداف خود در جنگ افغانستان دست نیابد بلکه به کابوسی به نام ادامه حضور یا خروج از افغانستان دچار شود که آرامش را از او ربوده است. دامنه اعتراضات به جنگطلبیهای مرکل چنان گسترده شده است که بسیاری از ناظران سیاسی تحقق نظریه فروپاشی دولت ائتلافی مرکل در آینده نزدیک را دور از ذهن نمیدانند. در باب دلایل رویکرد گسترده مردم و سیاستمداران آلمانی به مخالفت با ادامه جنگ افغانستان دیدگاههای متعددی مطرح شده است از جمله:
الف) مرکل در حالی بر ادامه جنگافروزی در افغانستان تاکید و حتی طرحهایی را برای ورود به عراق در دستور کار قرار داده است که بحران اقتصادی شدیدی آلمان را فراگرفته است. بر اساس گزارشهای منتشره کسری بودجه این کشور میلیاردها یورو برآورد شده است در حالی که اقتصاددانان بهبود شرایط اقتصادی این کشور تا سال 2011 را دور از ذهن عنوان کردهاند. بررسی عرصه سیاست داخلی آلمان نشان میدهد که موجی از انتقادها به ادامه جنگ و نیز اختلاف نظرهای شدید میان نظامیان و سیاستمداران ایجاد شده که استمرار آن میتواند دولت مرکل را با چالشهایی مواجه میسازد. در این چارچوب بسیاری از گروههای سیاسی حتی افرادی در کابینه مرکل صدراعظم خواستار پایان جنگ و خروج کشورشان از افغانستان میباشند. آنها تاکید دارند که آلمان هزینههای مالی و انسانی بسیاری برای جنگ پرداخته و دیگر توانایی ادامه جنگ را ندارد. در نقطه مقابل هواداران ادامه جنگ از جمله مرکل، ادامه حضور در افغانستان را گامی برای تحقق سیاست خارجی آمریکا عنوان و تاکید دارند که ادامه حضور برای منافع آنها بویژه در کسب کمکهای نظامی یا از آمریکا یا ناتو ضروری میباشد. این تفاوت دیدگاه موجب اختلافات شدیدی میان آنها شده است. به گونهای که مباحث آن در پارلمان آلمان نیز گسترش یافته که بازخواست از وستورله وزیر خارجه و گوتنبرگ وزیر دفاع و مرکل صدراعظم در نشستهای پارلمان در این چارچوب میباشد.
ب) نکته اساسی آنکه کشتار غیرنظامیان توسط نیروهای آلمانی بویژه در قندوز بر این مشکلات دامن زده است. در این حملات بیش از 100 افغانی به دست نیروهای آلمان به کام مرگ رفتهاند. این امر که رسوایی بزرگی برای آلمان در عرصه داخلی و خارجی میباشد موجب شده تا بسیاری از سیاستمداران و نمایندگان آلمان خواستار دگرگونی در سیاستهای آلمان در افغانستان شوند. در این میان هرچند برخی مقامات نظامی برای کاهش انتقادها به مرکل استعفا داده اند اما روند انتقادها مانع از آن شد تا وی از این بحران رهایی یابد. در این میان بسیاری از سیاستمداران و حتی مردم آلمان خواستار استعفای تئودور گوتنبرگ وزیر دفاع آلمان به عنوان مقصر اصلی این فاجعه میباشند.
ج) چالش دیگر مرکل برای ادامه جنگ در افغانستان را تاثیر این جنگ بر سیاستهای جهانی آلمان تشکیل میدهد. در شرایطی که آلمان برای حفظ بازیگری در معادلات جهانی و نیز تامین منافع خود بویژه در جهان اسلام به دیپلماسی فعال و مثبتی نیاز دارد، جنگ افغانستان و رسواییهای پیاپی نیروهای آلمانی نه تنها کمکی به این روند نکرده بلکه به تخریب آن پرداخته است.
د) دغدغه اصلی مرکل برای ادامه جنگ افغانستان را چگونگی اجرای اهداف و خواستههای آمریکا تشکیل میدهد. مرکل در حالی برای توسعه روابط با آمریکا و استفاده از ظرفیتهای آن برای اهداف داخلی و جهانیاش تلاش میکند که از خواستههای آمریکا افزایش نیروهای آلمانی در افغانستان است. این خواسته در حالی مطرح شده که برلین عملا توانایی اجرای چنین خواستهای را ندارد.
اکنون مرکل بر سر دوراهی همراهی یا دوری از آمریکا قرار دارد در حالی که عدم اجرای هر کدام از این سناریوها لطمات بسیاری را برای آلمان به همراه دارد.
نتیجهگیری
در نهایت با بررسی روند تحولات افغانستان و سیاستهای آلمان در عرصه داخلی و جهانی میتوان گفت که مرکل در باتلاقی به نام افغانستان گرفتار آمده است. این در حالی است که خروج آلمان از افغانستان که همانا دوری از آمریکا و ناتو است مشکلات دیگری را برای آن به همراه دارد و ادامه جنگطلبی در شرایط کنونی نیز جز هزینههای سنگین و تخریب بیشتر چهره مرکل در عرصه داخلی و جهانی نتیجهای به همراه نخواهد داشت. بر این اساس میتوان گفت که مرکل در افغانستان دورانی بس سخت را سپری میکند که با سراسیمگی برای خروج از این وضعیت به هر ابزاری متوسل میشود اما تاکنون در اجرای این امر دستاورد چندانی نداشته و کابوس پیامدهای ادامه جنگ وی را به خود مشغول داشته است.
قاسم غفوری/ جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: