در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش فارس، عصر 26 آبان 87، مردی با تماس با مرکز فوریتهای پلیس از وقوع قتل پدر همسرش در منزل خود خبر داد.
مأموران کلانتری 121 سلیمانیه با حضور در محل حادثه متوجه شدند که مرد مسنی بر اثر ضربات متعدد به سرش به قتل رسیده است که اظهارات شاهدان ، انگشت اتهام را به سوی دختر مقتول روانه کرد.
با انجام تحقیقات پلیس ، دختر مقتول به نام اعظم دستگیر شد و ضمن اعتراف به قتل مدعی شد که بعد از درگیری با پدرش او را به قتل رسانده است.
با صدور قرار مجرمیت برای اعظم ، از سوی دادسرای جنایی تهران ، پرونده وی به شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد که جلسه محاکمه در تاریخ 10 شهریور سال گذشته در این شعبه و به ریاست قاضی حسن تردست برگزار شد.
اعظم در دادگاه علت و انگیزه ارتکاب قتل را بداخلاقیهای پدرش عنوان کرد و مدعی شد که روز حادثه با پدرش مشاجره کرده است و بعد از اینکه مشاجره آنها بالا گرفته است، پدرش را با ضربات گلدان و گوشتکوب به قتل رسانده است.
قاضی تردست ، در نهایت حکم به قصاص متهم دادند که قبل از تأیید حکم در دیوان عالی کشور ، خانواده مقتول رضایت خود را اعلام کردند و اعظم از قصاص نجات یافت.
با برگشت پرونده از دیوان عالی به شعبه 74 دادگاه کیفری ، این شعبه، متهم را از جنبه عمومی جرم محاکمه کرد و در نهایت حکم به 3 سال حبس تعلیقی و 2 سال حبس قطعی صادر شد.
بار دیگر پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شد و در نهایت شعبه 6 دیوان عالی کشور، حکم حبس را تأیید کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: