کتاب‌ها منتظرند

«من یار مهربانم ‌/‌ دانا و خوش بیانم ‌/‌ گویم سخن فراوان ‌/‌ با آن که بی‌زبانم» نمی‌دانم حالا این شعر در کتاب‌های درسی دوره ابتدایی هست یا نه؟ اما می‌دانم که خواسته و ناخواسته خیلی‌ها مثل من این شعر را حفظ شده‌اند و هر وقت به کتاب فکر می‌کنند ناخودآگاه ته ذهن‌شان کلمات و موسیقی این شعر خوش‌آهنگ جان می‌گیرد.
کد خبر: ۳۲۶۸۳۳

شعری ساده که از موجودی بی‌جان و بی‌زبان سخن می‌گوید که ساکت است، اما می‌تواند همدم تنهایی خیلی‌ها شود بدون آن که مزاحمتی ایجاد کند یا مشکلی پیش پای کسی بگذارد.

اگر رمان باشد آینه‌ای می‌شود برابر هستی با این فرق که فقط جهان را نشانت نمی‌دهد، تصویرهای واقعی را می‌گیرد و می‌نشاند در یک دنیای خیالی تا از آمیزش خیال و واقعیت، جهانی تازه بسازد با روایتی جدید از شخصیت‌هایی مثل ما.

هر رمانی را که ورق می‌زنی انگار یک زندگی را تجربه می‌کنی ، می‌خوانی و تجربه می‌کنی، درست مثل آدمی که 50 سال زندگی کرده است و تجربه کرده است و موهایش را در آسیاب زندگی سپید کرده است.

کتاب‌های تاریخی داستان دیگری دارند. کافی است جلدش را بازکنی تا سفر به گذشته آغاز شود، کلمه به کلمه عقب بروی و شاهد به توپ بستن مجلس باشی، قتل امیرکبیر را ببینی و تاجگذاری شاه‌عباس صفوی را.

پله پله عقب بروی و بعد آرام آرام جلو بیایی از دوره هخامنشی تا همین عصر خودمان، مثلا 60 یا 70 سال پیش. کتاب‌های شعر می‌توانند همدم شادی و غمت باشند ، سطر به سطر تو را لبریز کنند از زیبایی دیگر گونه ‌دیدن جهان ؛ جایی که احتمال رخ دادن هر اتفاقی هست ، مثل شعرهای احمدرضا احمدی یا غزل‌های حسین منزوی یا نه اصلا دیوان خواجه شیراز و سرعشقی او چون که گفته‌اند مگویید و نشنوید «مشکل حکایتی است که تقریر می‌کنند.»

گفته می‌شود تا در صفحات کاغذی کتاب دست به دست بچرخد و بچرخد و برسد به امروز. کتاب‌ها دنیاهای عجیب و غریبی را در کاغذهای سپید و ساکت‌شان جمع کرده‌اند، بی‌صدا و آرامند، اما فقط کافی است ورق‌شان بزنی تا بفهمی در دل هر کتابی چه می‌گذرد.

رضا عظیمی 
جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها