چرا ارزشها مهماند؟
فایده عمده دانستن ارزشهایتان این است که شما تمرکز و نظم و ترتیب خاصی به دست میآورید اما مسلما شما باید از این نظم و ترتیب برای اخذ تصمیمات مقتضی و اقدامات لازم استفاده کنید. پس فایده اصلی کشف ارزشهای شخصی بهبود نتایج در زمینههایی است که برای شما مهم هستند.
ارزشها در واقع اولویتهایی هستند که به شما میگویند چگونه وقت خود را در حال حاضر سپری کنید. به دو دلیل این اولویتها در زندگی ما مهمند.
اولین دلیل این است که زمان، یک منبع محدود است. زمان از دست رفته دیگر به دست نمیآید. وقتی شما یک روز را سپری کردید، آن یک روز برای همیشه از دست رفته است. اگر ما آن روز را در کارهایی که هیچ نتیجهای ندارند سرمایهگذاری کنیم در واقع آن را هدر دادهایم. ما میتوانیم پول بیشتری به دست آوریم، خود را از نظر جسمی قویتر کنیم، ارتباطات از بین رفته خود را از نو بسازیم، اما نمیتوانیم دیروز را به دست بیاوریم.
اگر ما همگی زمان نامحدودی داشتیم، ارزشها و اولویتها دیگر مفهومی نداشت. اما لااقل اینجا روی این کره خاکی، ما خود را با محدودیتهای زمانی زندگی سازگار میکنیم و اگر برای زندگی فانی خود ارزش قائل باشیم، منطقی است که بهترین سرمایهگذاری ممکن را روی زندگیمان انجام دهیم. حال این شمایید که باید تصمیم بگیرید که «بهترین» چه معنایی برایتان دارد.
دومین دلیل این است که ما به عنوان بشر تمایل داریم در سرمایهگذاری زمان و انرژی خود از این نقطه به آن نقطه برویم. اکثر ما براحتی پریشان و گیج میشویم. برای ما خیلی ساده است که بهوسیله اولویتهای مختلف روزانه در دام زندگی اسیر شویم. یک روز ورزش و روز دیگر آن را ترک میکنید. یک روز با جدیت کار و روز دیگر تنبلی میکنید. اگر ما اولویت ثابت و خاص و واضحی برای دستیابی به هدف نداشته باشیم مرتبا از این شاخه به آن شاخه میپریم.
این نوع زندگی نتایج بسیار ضعیفی بههمراه دارد. یک هواپیما را تصور کنید که تنها به سمتی میرود که باد آن را با خود میبرد. در این حالت هیچکس نمیداند که این هواپیما کجا فرود خواهد آمد و پرواز هم نامطمئن و پراضطراب خواهد بود.
پس به همین دو دلیل ذکر شده، دانستن آگاهانه ارزشها و زندگی کردن براساس آنها بسیار مهم است. ارزشها همانند نقشهای عمل میکنند که هر روز ما را در مسیر صحیح هدایت میکنند سپس ما در مسیری حرکت میکنیم که هر روز ما را به آنجا که بهترین چیز از نظر ما در زندگی است نزدیک و نزدیکتر میکند. «بهترین» در واقع ایدهآل شخصی شماست، اما در کل هر چه به این ایدهآل نزدیکتر میشوید از فرآیند بهتر شدن فرد لذت خواهید برد حتی اگر هرگز به «بهترین» نرسید. این منطقی به نظر میرسد چون بیشتر نتایج در زندگی پیدرپی به دست میآیند و حالت تسلسلوار دارند. یکسری موضوعات، گسسته هستند مثل ازدواج کردن یا نکردن، اما سلامت شما، وضع اقتصادی، ارتباطات شما و سطح شادی، ادامهدار بوده و میتواند طی زمان بهتر یا بدتر شود. منطقی است که افزایش سلامت، شادی، ثروت و عشق، بهتر از کم شدن آنهاست.
اما در اینجا بخش جالبی وجود دارد: از آنجایی که زمان ما محدود است و از آنجایی که برای حرکت به سوی بهتر شدن زمان لازم است ما معمولا نمیتوانیم به بهترینهای مدنظر خود برسیم. ما همواره باید حرکت کنیم. هر کسی مفهوم خاصی از «بهترین» را برای خود دارد. برای برخی، سلامتی، یک باید است. برای برخی دیگر کسب ثروت ارجح است و برای هر یک از این ارزشها، هر شخصی در نقطه خاصی از مسیر قرار دارد. تصور کنید که هواپیماهای زیادی در هوا در حال پرواز هستند، هر یک نقطه شروع متفاوت و مسافتهای مختلفی تا فرودگاه مقصد دارند. پس برای همه اینها مسیر ثابتی برای رسیدن به فرودگاه مقصد وجود ندارد. هر هواپیما به برنامه خاص خود نیاز دارد.
در مورد افراد هم همین طور است؛ هر کسی در حال حاضر در یک مرحله خاص از سلامتی است و هرکس ایدهآل خاصی برای بهترین حالت سلامتی خود در نظر دارد پس هر شخصی از یک راه خاص باید طی مسیر کرده و به هدف خاص خود برسد.
به دلیل تفاوتهای فردی، برخی از هواپیماهای ما دورتر از بقیه هواپیماها نسبت به فرودگاه مقصد هستند. اگر شما میخواهید که به وزن 70 کیلوگرم برسید و الان 75 کیلوگرم هستید رسیدن به هدفتان راحتتر است چون زیاد از آن دور نیستید. اگر میخواهید میلیاردر شوید و در حال حاضر یک فرد ورشکسته باحقوق بخور و نمیر هستید، هواپیمایتان خیلی دورتر از فرودگاه است و نیاز به طی مسیر طولانیتری دارد.
چون شما نمیتوانید همه کارها را یکمرتبه انجام دهید باید آنچه را از اهمیت بیشتری برایتان برخوردار است، اولویتبندی کنید. شاید در طی زندگی خود نتوانید همه هواپیماهای خود را به مقصد مورد نظر برسانید چون نمیدانید که طول زندگیتان چقدر است و چقدر طول میکشد تا هر هواپیما به مقصد برسد، اما میتوانید بفهمید که هر هواپیما چقدر به فرودگاهش نزدیک شده است، پس شرایط زندگیتان بهتر شده است. حال این دو راهکار را هم بخوانید شاید به کارتان بیاید.
1 ـ استخراج ارزشها
یافتن ارزشهای شخصی، فرآیند زمانبری است و به تمرکز و توجه خاص نیاز دارد. این کار باید در زمانی مناسب انجام شود. این فرآیند کار سختی است اما ارزش تلاش را دارد.
سوالی که باید از خود پرسید این است: چه چیزی واقعا در زندگی برای من مهم است؟
حال فهرستی از همه ارزشهایی که به ذهنتان میرسد تهیه کنید. هر چه به ذهنتان رسید را بنویسید. سعی کنید پاسخهای خود را در قالب یک یا دو کلمه برای هر مورد تقلیل دهید و از نوشتن جملات طولانی بپرهیزید. مثلا اگر یکی از پاسخهای شما «داشتن یک شغل موفق» باشد میتوانید این ارزش را با عنوان «موفقیت» بیان کرده و یادداشت کنید.
2ـ اولویتبندی
شما مجبور نیستید با ارزشهای قبلی خود به زندگی ادامه دهید. این ارزشها در واقع ناشی از شرایط و موقعیتی است که در آن رشد کرده و بزرگ شدهاید. شما میتوانید آنها را به طور مداوم تغییر دهید.
الهه عیوض زاده
منبع: Stevepavlina.com
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم