انتخاب درست
موراتی و دستیارانش به این نتیجه رسیده بودند که روبرتو مانچینی از عهده قطع این نوار ناکامی برنمیآید و باید به فرد دیگری روی آورند وگرنه رکورد و کارنامه این مربی معروف ایتالیایی در زمینه دستاوردهای داخلی در اینتر فوقالعاده بود.
قریب به 2 سال بعد از انجام آن تغییر و رویکرد به مربی مغرور سابق چلسی و پورتو، موراتی بیش از هر زمانی به صحت نظر خود، ایمان آورده و میداند که کارش صحیح بوده و سپردن کارها به مورینیو اقدامی هوشمندانه بوده است، حتی اگر برخوردهای تند آقای خاص با رسانههای زیادهخواه ایتالیا و موج ضد اینتر در این کشور فضای تیرهای را برای باشگاه به ارمغان آورده و طبیعت و ذات جنجالدوست مورینیو خیلیها را معذب کرده باشد.
شاهکار مورینیو و لشکر بسیار منظم او در فصل رو به پایان عبور از سد بارسلونا در مرحله نیمهنهایی لیگ قهرمانان اروپا بوده است.
در بازی رفت در میلان، اینتر چنان حرفهای و سریع و موثر از سد بارسا عبور و برد 1-3 را برای خود ثبت کرد که حتی پروپا قرصترین هواداران اینتر شوکه شدند و حرفهایتر و عجیبتر از آن حفظ این برتری و کسب شکست 0-1 در مسابقه برگشت در نوکمپ بود.
این اتفاق به 38 سال نرسیدن اینتر به فینال معتبرترین جام باشگاهی جهان پایان بخشید. این بسیار عجیب بود که اینتر بهرغم اخراج تیاگو موتا هافبک برزیلیاش در دقیقه 28 مسابقه برگشت تا پایان سر پا ماند و در برابر تیمی ایستادگی کرد که 2 سال است مقاومتناپذیر توصیف شده و در مراحل قبلی حذفی جام در نوکمپ 4گل به هریک از تیمهای اشتوتگارت و آرسنال زده بود. هرچه باشد بارسا در فصل گذشته 3 جام برده بود و اگر کل جامهای سال 2009 این تیم محاسبه شود، به رقم خیرهکننده 6 میرسیم.
سایهای از گذشته
لیونل مسی فوق ستاره آرژانتینی بارسا در برابر آرسنال هر چهار گل تیمش را به ثبت رسانده و یک تنه اسباب تحقیر حریف لندنی شده بود، اما همین بازیکن 23 ساله چپ پا و فنی و سریع در برابر اینتر و در هر دو مسابقه رفت و برگشت آنچنان از جانب شاگردان مورینیو دقیق و موفق محافظت شد که حتی سایهای از مسی همیشگی نشان نداد. ژاوی هافبک بازیساز و طراح میانه میدان بارسا نیز همین حالت را داشت.
فشار حضور مردان اینتر در جای جای زمین و دوندگی و جنگندگی آنها کار این بارسا را در هر دو مسابقه بشدت کاهش داد و سایر مردان بارسا نیز طبعا در چنان فضایی کاری از پیش نبردند.
این دومین باری است که مورینیو بارسلونا را از جام قهرمانان قاره حذف میکند. اولین مورد در فصل 2006 – 2005 بود که با چلسی این بلا را بر سر تیمی آورد که رونالدینیوی آن در اوج بالندگی خود قرار داشت.
قوه سازماندهی کارها توسط مورینیو و مهارتی که وی در ایجاد انسجام در تیمهایش دارد، نقش اول را در صعود اینتر به فینال جام قهرمانان داشته است.
جاهطلبیهای او پایانناپذیر و جنگهای روانی وی با حریفانش، غیرقابل بخشش است، اما او استاد در ساختن تشکیلاتی قدرتمند در هر تیمی است که به وی واگذار شود و کارنامه او در پورتو و چلسی سند آن و کار فعلی وی در اینتر، جدیدترین نشانه آن است. چیزی که شاید با کوچ او در پایان فصل به تیمی دیگر (احتمالا رئالمادرید) در سنسیرو ظاهرا ناتمام بماند، اما این تشکیلات نیز بهترین دستمایه برای جانشین مورینیو در میلان خواهد بود. کار دفاعی اینتر در پیکارهای امسال جام قهرمانان باور نکردنی بوده است. دیهگو میلیتوی آرژانتینی که تابستان سال پیش از جنوا به اینتر کوچ کرد و امسال بهترین گلزن این تیم بوده است، میگوید: «کار دفاعی ما در هر دو دیدار رفت و برگشت برابر بارسلونا فوقالعاده بود. ما حتی بختهایی متعدد برای زدن بیشتر از 3 گل هم در مسابقه رفت داشتیم».
حرف اول
میلیتو هم مثل یارانش بیش از هر چیزی به کار تیمی اهمیت میدهد و این مهمترین تحولی است که مورینیو در سنسیرو و به واقع در افکار و نوع بازی شاگردانش به وجود آورده است. او در تضاد با بارسلونا که به فوتبال غریزی و ذاتی و زیبا متکی است، اما با بها دادن بیش از حد به اعجاز فردی مسی خود را در معرض ناکامی در روزهای خاموشی یا مهار وی قرار داده است.
برای او بازی گروهی حرف اول را میزند و همه، حتی ستارههای تیمش، کارگر هستند البته به شرطی که ستارههای تیم او مانند وسلی اشنایدر و ساموئل اتوئو را واقعا ستاره بدانیم.
این فرآیندها نباید اسباب تعجب شود و قصه، قصه تازهای نیست. مورینیو این کار را هشت نه سال پیش هم در پورتو صورت داده بود. او آن تیم فراموش شده پرتغالی را در سالهای 2003 و 2004 ابتدا قهرمان جام یوفا و سپس فاتح جام قهرمانان باشگاههای اروپا کرده بود. آن تیم نیز مثل اینتر فعلی، کاملا بر نظم گروهی، بازی یکدست تیمی و استحکام فردی متکی بود و برای هر مقطع و بخش از بازیهایش برنامه داشت و مقابل هر حریفی براساس یک برنامه دقیق از قبل پیشبینی شده داشت.
صاحب صلاحیت
«آقای خاص» این سناریو را در لندن هم تکرار کرد، اما «چلسی او» برخلاف پورتو و اینتر در 3 سال و 3 ماه زمامداری وی در استمفوردبریج هیچگاه به فینال جام قهرمانان نرسید. زیرا یا در ستیز بزرگ با لیورپول، دیگر تیم انگلیسی در نیمهنهایی با کمترین فاصله متوقف شد یا داوریها و اتفاقات با او سر سازگاری نداشتند.
اینتر وی فصل نخست را صرف وفق دادن خود با شرایط کاریاش کرد و در این راه اسکودتو را برای چهارمین سال متوالی نصیب این تیم کرد، اما امسال با انجام برخی تغییرات مورد نظرش جام اصلی را هدف گرفت. حذف کردن چلسی تیم سابق خودش در حالی که همگان اعتقاد داشتند این تیم بهتر از اینتر است فقط از خود مورینیو برمیآمد و آگاهیهای کامل وی از چرخههای کاری تیمی که ساخته دست خود اوست و طبعا وی بیش از هر کسی از قابلیتهای آن مطلع و برای خنثیسازی آن فزونتر از هر فردی صاحب صلاحیت است، دلیل اصلی این رویداد بود.
مورینیو و اینتر پیشرفت چشمگیر در جام باشگاههای اروپا را ارزان و مفت به دست نیاوردهاند و بهای آن نزول در لیگ ایتالیا بوده، جایی که رم توانست با جبران عقبافتادگی عظیم اوایل فصل خود حتی در اواخر فروردینماه بالاتر از اینتر صدرنشین هم بشود اما ظاهرا برای مدیریت و هواداران اینتر این رویداد، قربانی دادن لازم در راه نیل به هدفی بزرگتر بوده است و رسیدن به بازی فینال جام قهرمانان قاره بعد از سالها و سالها صبر، سرور و غروری غیرقابل وصف را به آنها بخشیده است. چیزی که قطعا مدیون مورینیو و محصول مهارت او در برنامهریزی برای کارهای بزرگ است.
با جام یا بدون آن
این مربی 47 ساله با زرنگی همیشگیاش حتی به استقبال شکست احتمالی در برابر بایرن مونیخ در فینال جام (اول خرداد در برنابئوی مادرید) نیز رفته تا از فشار روحی روی تیمش بکاهد و از اهمیت بیشتر آینده بگوید، او گفته است: «برنده یا بازنده و با جام یا بیجام، اینتر در این فصل قدمهایی بسیار بلند در راه تبدیل شدن به تیمی بزرگ در اروپا برداشته و دوباره به یک «قدرت» در این قاره بدل شده است.
بنابراین مهم نیست که این کوشش به فتح جام منجر میشود یا خیر، زیرا دیر یا زود و حداکثر ظرف یکی دو سال آینده و چه من بمانم و چه خیر، به این توفیق دست خواهد یافت».
روزنامه Daily Mail /مترجم: وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم