یادمان نرود

نامه‌ای به خدا

کد خبر: ۳۲۶۰۷۰

اینها و صدها مانند این را در طول زندگی شنیده و شاید هم گفته‌ایم.

سخنانی از سر حدس و گمان؛ اغلب بی‌پایه و اساس و شاید برای ارضای روحی ناآرام.

این‌چنین بی‌پروا در مورد دیگران گفتن، چیزی جز نشانه‌ای از بیماری‌ها نیست.

مشخص نیست، چه کسی و چگونه مجوز این گونه سخن‌پراکنی را به ما انسان‌ها می‌دهد؛ ما که خود را اشرف مخلوقات می‌دانیم.

این داستان را بخوانید.

*‌*‌*‌

روزی کارمند اداره پست که به نامه‌هایی با آدرس نامعلوم رسیدگی می‌کرد متوجه نامه‌ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود: نامه‌ای به خدا !

هر چند غلط، با خودش فکر کرد بهتر است پاکت را باز کند و نامه را بخواند.

در نامه این طور نوشته شده بود:

خدای مهربان بیوه‌زنی 75 ساله هستم که زندگی‌ام با حقوق ناچیز بازنشستگی می‌گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود که تا پایان ماه می‌توانستم خرج کنم. هفته دیگر عید است و من چند نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده‌ام. اما بدون آن پول چیزی نمی‌توانم بخرم. هیچ‌کس را هم ندارم تا از او پولی قرض بگیرم.

تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی...

کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها دست در جیب خود کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. بالاخره 96 دلار جمع شد و آن را از روی نشانی پاکت، برای پیرزن فرستادند...

همه کارمندان اداره پست از این‌که توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.

عید آمد و تعطیلات به پایان رسید. مدتی بعد، نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود: نامه‌ای به خدا!

همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون این نامه چنین بود:خدای عزیزم. چگونه می‌توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کنم و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی...البته 4 دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان بی‌ایمان اداره پست آن را برداشته‌اند!!!

*‌*‌*‌

آیا ما هم در برابر دیگران، چنین رفتار می‌کنیم؟

ما هم بی‌دغدغه، لب به سخن می‌گشاییم؟

یادمان نرود که سخنی کوتاه، گاه چون سیلی بنیان کن، آبروی انسانی را می‌برد.یادمان نرود، سخن ناحق، چون آتشی، بنیان دوستی‌ها را می‌سوزاند.

یادمان نرود که پیش از هر سخن و اظهارنظری، قدری، فقط قدری تأمل کنیم و بیندیشیم.

توضیح ضروری

ضمن تشکر از همراهان خوب چاردیواری که همه هفته ما را با انبوهی از نامه‌ها و ایمیل‌های خود شرمنده می‌کنند،
‌بر این نکته ضروری تاکید می‌کنیم که در این ستون فقط داستانک‌هایی به چاپ می رسد که نوشته خود افراد باشد و از جایی کپی‌برداری نشده باشد.

علی مهربان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها