هدف ایران از برگزاری کنفرانس خلعسلاح هستهای تهران چه بود و آیا ایران توانست به اهدافی که در این کنفرانس مد نظر داشت برسد؟
اولا کارهای مربوط به سیاست خارجی و بینالمللی یکسری کارهای مینیاتوری و اقداماتی هستند که باید بتدریج و پشت سرهم قرار بگیرند تا در یک زمان بخصوصی نتیجه آن مشخص شود و خودش خودش را تعریف کند.
دوما این کار مثل هر کار دیگری نیاز به یک طراحی داشت. درست همان طوری که وقتی فرشبافی میخواهد فرشی را ببافد باید هم مواد و هم نقشه راه آن فراهم باشد و بعد طراحی و کارهای اجرایی آن انجام بگیرد و در اجرا هم موانع و مشکلات و نارساییهایی که دارد رفع شود، طراحی چنین برنامهای نیز چنین مراحلی را گذراند.
این یک تجربه شناخته شده بشری است که علم سیاست هم مثل همه علوم دیگر دنیا برای این که موفق باشد هم باید از یک پایههای تئوریک قوی برخوردار باشد و هم این که ابزار و امکانات به روز و مکفی در اختیار داشته باشد.
شاید یکی از مهمترین ویژگیهای انقلاب ما که توانسته این انقلاب را در مواجه با مشکلات و مسائل مختلف سربلند و پیروز بیرون بیاورد، همین تئوری انقلاب ماست که برخاسته از اعتقادات عمیق و ریشهدار مردم کشور است و شاید مهمترین رکن آن همان اعتقاد و ایمان به کار و برخورداری از یک منطق بسیار قوی در مواجهه با مسائل است.
البته شاید الان شما بگویید که من دارم به حاشیه میروم ولی بپذیرید که چارهای نیست. واقعا ما برای این که بگوییم به هدفمان رسیدهایم یا نه، اول باید یک تحلیل درستی از وضعیت موجود دنیا داشته باشیم و ببینیم ما در کجای این ماجرا قرار گرفتهایم.
آنچه که مسلم است، طراحیهایی که در کشور ما در این خصوص انجام میگیرد، در واقع بخشی از آن ایجابی است و بخشی سلبی. یعنی ما در سیاست خارجی گاهی با یکسری از اقداماتی مواجه میشویم که باید بلافاصله عکسالعمل نشان دهیم و موضع خودمان را اعلام کنیم، گاهی هم نه، موضوعاتی است که حالت پروسهای دارد یعنی روندی را باید طی کند تا به نتیجه برسد.
این داستانی را که ما در آن واقع شدیم (طرح مساله خلعسلاح هستهای) از آن مقولاتی است که لازم بود یک روندی را طی کند.
این روند بلافاصله بعد از شروع جنگ تحمیلی آغاز شده است، در زمان جنگ بخش عمدهای از دستگاه سیاست خارجی کشور و دیگر بخشها درصدد رفع و دفع تجاوز بودند. در این عرصه اولین اقدامی که وزارت امور خارجه بین سالهای 1370 تا 1371 آغاز کرده بود و من در آن زمان مدیرکل سیاسی و بینالمللی وزارت خارجه بودم، بحث و جا انداختن این مفهوم بود که سلاح شیمیایی سلاح مخوف و مرگباری است و دنیا در مقابل بهکارگیری آن نباید بیتفاوت باشد.
در آن زمان ما تلاشهای بسیاری را انجام دادیم که این تلاشها در ژنو به تدوین کنوانسیون سلاحهای شیمیایی منجر شد.
در حال حاضر هدفگذاری که برای این کار (خلعسلاح هستهای) داریم این است که نهایتا به این هدف برسیم که سلاحهای کشتار جمعی خصوصا سلاحهای هستهای، سلاحهای بسیار مرگباری هستند که تمام بشریت و تمام موجودات زنده روی زمین را با خطر اضمحلال مواجه میکند.
این حرکت ما به همراه برخی از کشورهای دیگر در این مسیر است که بتوانیم کشورها را به تشکیل کنوانسیون بینالمللی خلعسلاح هستهای تشویق کنیم که همه در این کنوانسیون حضور داشته باشند و برای آن یک تاریخی مشخص شود.
در دیداری که با سفیر سوئد داشتم همین سوال شما را مطرح کرد که آیا انتظاراتی که از کنفرانس تهران داشتید برآورده شده یا خیر؟ در مورد اجلاس تهران صادقانه عرض میکنم که این انتظارات بیش از حد برآورده شد.
در این اجلاس همراهی رسانهها و افکار عمومی چه در داخل و چه در خارج بسیار چشمگیر بود، مخصوصا رسانه ملی ما که رسالت انتقال پیام را داشت.
علاوه بر این شرکت مهمانانی که دعوت شده بودند. سفیر اندونزی میگفت که وزیر خارجه ما بعد از کنفرانس تروریسم هستهای واشنگتن برای این که از آنجا خود را به تهران برساند 24 ساعت در راه بود. در تهران سخنرانی کرد و بلافاصله بعد از سخنرانی به جهت برنامه بعدی که داشت راهی کشورش شد و این در حالی است که برای سفر از تهران به اندونزی شما باید 10 ساعت در راه باشید. این موضوع برای من خیلی جالب بود و نشاندهنده استقبال از این کنفرانس بود. به غیر از کشورهای عربی منطقه، استقبال از این کنفرانس در سطح بالایی بود.
در هر حال برگزاری این کنفرانس یک روند است و ما امیدواریم که بتوانیم با حمایت بسیار خوب مردم که نشان دادند در جایی که پای منافع ملی در میان است وارد صحنه میشوند و دیدگاهها و اختلافنظرها را کنار میگذارند، این روند را ادامه دهیم.
این تمرین بسیار خوبی بود، کنفرانس تهران نشان داد که تهران میتواند میزبان بسیار شایستهای برای برگزاری اجلاسهای بینالمللی آن هم با استانداردهای بسیار بالا باشد. من به عنوان یک ایرانی به این موضوع افتخار میکنم که کشور ما میزبان بیش از 60 هیات در سطوح دولتی و غیردولتی و خبرنگارها بوده و امیدوارم که ما بتوانیم این شتابی را که بعد از کنفرانس تهران ایجاد شده، در مسیر رسیدن به اهدافمان ادامه دهیم.
شنیده شد که برخی از مهمانان این کنفرانس یا کسانی که قصد شرکت در این کنفرانس را داشتند با فشارهای زیادی از سوی آمریکا روبهرو شدند، در مورد این فشارهای پشتپرده توضیح دهید؟
اعمال این فشارها از سوی آمریکا یک مقدار به برنامه هستهای صلحآمیز ما برمیگردد. برگزاری این کنفرانس از قبل در دستور کار ما بود، تقریبا اواخر دیماه ما خودمان را آماده کردیم و برای این که کارها را پیش ببریم بهمن و اسفند را پشتسر گذاشتیم و با توجه به تعطیلات نوروزی، کارهایمان در یک مقطع دو ماهه به سرانجام رسید.
همان طور که اطلاع دارید بعد از اوقات تلخی یا بداخلاقی که برخی از کشورها در تامین سوخت مورد نیاز راکتور تحقیقاتی تهران از خودشان بروز دادند و آن وقفه و سکتهای که پیش آمد و نگاه یکجانبهای که آنها در این مساله داشتند و این طور عنوان کردند که ما قصد داشتیم 1300 کیلو اورانیوم 5/3 درصدی را از ایران بگیریم که ایران مواد لازم برای تهیه سلاحهای هستهای را در اختیار نداشته باشد و بعد از آن ما (کشورهای یاد شده) فکر میکنیم که چطور این سوخت را به ایرانیها برگردانیم اینجا دو مساله وجود داشت. اول این که عنوان چنین مطلبی توهین به ملت ما بود و آنها قضاوت میکردند که آنچه را که ما تهیه کردهایم برای مصارف تسلیحاتی است در حالی که اصلا چنین چیزی واقعیت نداشته و این اقدام در ادامه پروسه غنیسازی در کشورمان صورت گرفت و دوم این که آنها بیاعتمادی خودشان را به ما نشان دادند و گفتند شما همه اورانیوم خودتان را به ما تحویل دهید و بعدا در یک زمانی ما راجع به آن تصمیم میگیریم.
این اظهارات نگاه آنها را به ایران نشان داد و معلوم شد آنها با این نگاه وارد کار با ایران میشوند. البته این نگاه برای خود آنها مشکل ایجاد میکرد و ما اعلام کردیم که اگر شما این سوخت را به ما ندهید، ایران خود کلید غنیسازی 20 درصد را میزند.
من میخواهم به این نکته بپردازم که در این فاصله که ما وارد غنیسازی 20 درصد شدیم، بسیاری از مدعوین ما که برای حضور در تهران پاسخ مثبت داده بودند، متعجب شدند و از این که دانشمندان ایرانی توانستند وارد این فاز شوند حیرت کردند و برای آنها پذیرفتنی نبود که ایران به جایگاهی رسیده است که خودش به تنهایی میتواند بقیه راه را ادامه دهد.
البته برخی از این گروه به اشتباه خود پی بردند و تایید کردند که نمیشود ایرانیها را در این زمینه دستکم گرفت و اقدامات تهران یک بلوف سیاسی نبود بلکه یک توانایی فنی بود که در فروردین توسط رئیسجمهور در مراسم جشن هستهای پردهبرداری شد.
اما برخی از کشورها که در محاسبات خود درباره ایران اشتباه کردند، عصبانی شدند. از طریق روزنامههای خود و اظهارنظرهایشان در رسانهها سعی کردند القا کنند که این کنفرانس که از سوی ایرانیها برگزار میشود، پوششی برای اجرای برنامههایشان است. حتی سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا به تمسخر اعلام کرد به جای این که ایران کنفرانس خلعسلاح برگزار کند خوب است در آیینه به خود نگاه کند و در واقع میخواست بگویید که شرکت در این کنفرانس ارزشی ندارد.
این اظهارات اقدامات علنی آنها بود اما آنها در پشت پرده هم به همراه برخی از کشورهای اروپایی که اصولا با استقلال ایران مشکل دارند و در گذشته نیز در زمان ملی شدن صنعت نفت بشدت استقلال ما را تحقیر میکردند اقداماتی را انجام دادند، اما با توجه به این که پیام این کنفرانس بدست خیلی از کشورها رسید و فکر میکنم که با پیگیریهای که از طریق مسوولان و وزیر خارجه و تلاشهایی که در وزارت خارجه و از طریق سفرای ما انجام شد این مطلب برای خیلی از شرکتکنندهها جا افتاد که این کنفرانس پروژه و عکسالعملی در مقابل یک کنفرانس دیگری که در جای دیگری دنبال میشود (کنفرانس امنیت هستهای واشنگتن ) نیست.
این کنفرانس برای تمام کسانی که نگران آینده بشریت هستند و میخواهند جهانی داشته باشند که در آن از زور، تهدید و سلاح هستهای خبری نباشد فرصت ایجاد میکند و این پیامی بود که من فکر میکنم خیلیها آن را دریافت کردهاند.
از این رو ما توانستیم این دوره را پشت سر بگذاریم به نحوی که هر چه به زمان برگزاری کنفرانس نزدیک میشدیم، تعداد کشورهایی که بعد از آن فشارهای آشکار و پنهان دچار تردید بودند کمتر میشد و برای آنها مشخص شد که ما به دنبال یک پروسهای برای خلعسلاح هستهای هستیم.
البته وقوع آتشفشانی که در ایسلند موجب شد که برخی از مهمانان ما در اروپا گرفتار شوند و نتوانند در کنفرانس حضور پیدا کنند که برخی از آنها از طریق ارسال پیام و ارسال مقالاتشان به این کنفرانس کمک کردند تا بتواند به اهدافی که برای آن برنامهریزی کرده بود برسد.
من فکر میکنم یکی از موفقترین بخشهای کنفرانس آن سه پنلی بودند که برگزار شد. در آنجا بحثهای بسیار جالبی مطرح شد و به تایید کسانی که در کنفرانس شرکت داشتند رسید. این امر توانایی کشور ما را در جذب صاحبنظران نشان داد.
برای اولین بار در این اجلاس ازحوزههای علمیه محققان برجستهای حضور داشتند و بحثهای جالبی از سوی آنان مطرح شد.
تاثیر پیام رهبر معظم انقلاب در این کنفرانس تا چه حد بود؟
رهبر معظم انقلاب در پیام خود به این کنفرانس اعلام فرمودند استفاده این گونه تسلیحات حرام است، این موضوع برای خیلی از شرکتکنندگان جالب بود. برای خیلیها که ایران نیامده بودند و تصویر مخدوشی از ایران داشتند، حضور در ایران و مواجه شدن با پیام رهبر معظم انقلاب یک فرصتی شد تا از نزدیک اصول اعتقادی مردم ایران را بشنوند. این پیام توسط علیاکبر ولایتی مشاور بینالملل رهبر معظم انقلاب قرائت شد و ما درسالن اجلاس و در کارگاهها آن هم انعکاس این پیام را شاهد بودیم و بسیاری از مدعوین با کنجکاوی درباره دلایل حرام بودن استفاده از سلاح هستهای از نظر اسلام سوال میکردند.
رهبر معظم انقلاب در پیام خود به کنفرانس بین المللی خلع سلاح و عدم اشاعه آن اعلام فرمودند استفاده این گونه تسلیحات حرام است، این موضوع برای خیلی از شرکتکنندگان در این اجلاس جالب بود
من فکر میکنم گاهی فشارهایی که دشمنان به ما وارد میکنند باعث به وجود آمدن فرصتها و چالشهایی میشود. دوتن از کارشناسان غربی که در یک کارگاهی که این بحث (حرام بودن استفاده از سلاحهای هستهای) مطرح بود حضور داشتند و از من سوال کردند و گفتند برای ما استدلالهایی که در این کارگاه درباره عدم بهکارگیری این تسلیحات بیان شد خیلی جالب بود. دلایل فقهی، تاریخی و این که دین اسلام اجازه نمیدهد که انسانهای بیگناه به خاطر بر سر قدرت ماندن عدهای به طرز وحشتناکی کشته شوند. مجموعه سلاحهایی که الان در دنیاست میتواند صدها بار دنیا را ویران کند. این یک پرونده جدیدی بود که باز شد و من فکر میکنم در طول کنفرانسی که در تهران برگزار شد و در فاصله برگزاری دومین دور این اجلاس که سال آینده برگزار میشود ما از همه محققان، اندیشمندان و علما برای ارائه نظراتشان دعوت میکنیم و البته سایتی هم به این موضوع اختصاص داده شده است. نگاه از این بعد به مساله خلعسلاح هستهای کمک میکند که این بحث فراگیر شود و مردم دنیا بفهمند که تفکر برخاسته از آموزههای دینی اجازه نمیدهد که از انسانها استفاده ابزاری شود آن هم دینی که بر پایه اجتهاد و گسترش فضائل اخلاقی و عرفانی است و مفاهیم فوقالعاده جذابی را برای بشریت با خود به همراه دارد.
این کنفرانس در تهران ابعاد مختلفی را پوشش میدهد که شما خواهید دید در ده روز آینده که کنفرانسی در نیویورک برگزار میشود (کنفرانس بازنگری NPT) توجه بسیاری از هیاتها و ملتها به مواضع ایران خواهد بود، چون میدانند که ایران پیامآور دوستی و عدالت است و نگاه جدیدی به تحولات بینالمللی دارد.
این کنفرانس میتواند زمینهای باشد برای این که ما با دیگران بنشینیم و صحبت کنیم و مسائل مختلف را در آنجا روشنتر و واضحتر بیان کنیم.
دستاوردهای اجلاس تهران برای ارائه در اجلاس بازنگری انپیتی در نیویورک چیست؟ آیا آمریکا برنامهای برای این اجلاس دارد و آیا ایران برنامهای برای خنثی کردن اهداف آمریکا در این اجلاس در نظر دارد؟
ما در پایان کنفرانس تهران اشاره کردیم که ایران یک پروسهای را شروع کرده و این پروسه مشخصاتی دارد پیام دارد و هر چقدر که جلوتر برویم در واقع یک جبههای و فضایی را برای تمام اندیشمندان، سیاستمداران، فرهیختگان باز میکنیم تا این باور که انسان باید در عقیده خود آزاد باشد و فارغ از ترس وحشت و در محیطی سرشار از عدالت زندگی کند ترویج دهیم.
پیامی که کنفرانس تهران برای اجلاس NPT دارد قطعا این است که این راه پررنگتر و برجستهتر شود. طبیعتا وقتی شما یک مسیری را انتخاب میکنید که آن مسیر سعادت، خیر، امنیت، صلاح و دوستی انسانها تشویق میکند هر کس که در مقابل این مسیر قرار بگیرد منزوی میشود و دیگران نسبت به او ابراز انزجار میکنند.
ممکن است که دشمنان ما، قلم را دردست داشته باشند و رسانههای تبلیغی را در اختیار داشته باشند و حقیقت را وارونه جلوه بدهند اما این امر نمیتواند تداوم یابد. در سالهای جنگ که من مسوولیت نمایندگی انگلیس را به عهده داشتم مواقعی که مردم ما هدف حمله شیمیایی قرار میگرفتند این موضوع را وارونه جلوه میدادند و میگفتند این ایران است که به عراق حمله شیمیایی میکند. یعنی هر اتفاقی که میافتاد و ما این امکان را نداشتیم که افراد و آنهایی که قلم به دستشان بود، را یکییکی به ایران ببریم و به دنیا مسیر حقانیت خودمان را نشان دهیم.
اما حقایق روشن شد وجنایت صدام در مقابل ملت ایران آشکار شد. در این میان خیلی از افراد از اظهار نظرهای گذشته خودشان و اتهاماتی که به ایران میزدند، پشیمان شدند.
در حال حاضر هم وضعیت به همینگونه است. آن کسانی که در مواضع واضح و شفاف ایران (در بحث انرژی هستهای) و در توجیه مخالفت خود با این تصمیمات ایجاد شک تردید میکنند میگویند که ایران به خاطر مخالف جهانی با برنامه هستهاش دست به برگزاری کنفرانس خلعسلاح زده است و درصدد است که ملتها را فریب دهد و... هزاران موضوعات دیگر که به راحتی به آن میپردازند، در آینده نظر دیگری خواهند داشت.
من فکر میکنم اجماعی در بین کشورها خصوصا کشورهای غیرمتعهد و حتی کشورهای اروپایی در حال شکلگیری است.
قطعا آنچه که در نیویورک ما دنبال خواهیم کرد این است که 40 سال از پیمان NPT میگذرد و کشورهای دارنده سلاحهای هستهای به هیچکدام از تعهداتشان عمل نکردهاند. به تعبیری این کشورها درحقیقت میگویند که باید به دنبال حفاظت از سلاحهای هستهای رفت یا اصطلاحا با تروریسم هستهای مقابله و از مواد هستهای حفاظت کرد. اما بحث در اینجاست که این کشورها خود تولیدکننده کلان سلاحهای هستهای هستند، به هیچکدام از تعهداتشان عمل نکردند. دنیا این کشورها را باور نمیکند. این کشورها نه تنها به تعهداتشان عمل نکردند بلکه در مقابل آن عده هم که به دنبال استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای هستند مانع ایجاد میکنند.
این موضوع فقط به آمریکا بر نمیگردد بلکه به تمام کشورهایی برمیگردد که دارای سلاح هستهای هستند و باید آنها هر چه سریعتر به موجی که هم اینک در دنیا راه افتاده است و پشتوانهاش افکار عمومی است، بپیوندند. مخالفت افکار عمومی دنیا با روش این کشورها حتی در اروپا، در آمریکای لاتین، در آسیا روز به روز در حال افزایش است و ایران طلایهدار این حرکت است. ما در کنفرانس خلعسلاح تهران پیام شهردار هیروشیما و ناکازاکی و نخست وزیر ژاپن را قرائت کردیم. حتی در بین برخی از کشورهای اروپایی هم این زمزمه وجود دارد که افکار عمومی اروپا مایل نیست با تئوریدارندگان سلاحهای هستهای همراهی کند.
در کنفرانس بازنگری NPT موضوع بسیارمهمی که هیات آمریکایی و دیگران را با چالش روبهرو خواهد کرد دکترین حفظ سلاحهای هستهای است که به نظر ما این دکترین منسوخ شده و ارزش خود را در نزد ملتها از دست داده است. با بالا رفتن آگاهی و توانایی ملتها دیگر آنها نمیپذیرند در یک تعادل وحشت زندگی کنند. برخی از قدرتها برای حفظ قدرت کذایی خودشان حاضرند بخش بزرگی از ملتها را نابود یا به استفاده از سلاح هستهای تهدید کنند. کما این که در برنامه جدید هستهای آمریکا تناقضات بسیاری را شاهد هستیم. همچنین اظهارنظرهای سیاسی آنان نیز نزد ملتها اعتباری ندارد. تهدیدی که علیه ایران و کره شمالی انجام شد تهدید علیه همه ملتهاست. ما میگوییم اصولا ورود به این فاز که کشوری بخواهد کشور دیگری را به سلاح هستهای تهدید کند ممنوع است. این وضعیتی است که دنیا دیگر آن را نمیپذیرد، به همین خاطر در کنفرانس بازنگری NPT 2005 به لحاظ آن نوع نگاه سردمداران آن موقع آمریکا یعنی بوش و دولتش با شکست کامل روبهرو شد. دولت جدید آمریکا هم اگر بخواهد همان راه را در پیش بگیرد قطعا افکار عمومی و دولتهای دنیا این روش را نمیپذیرند و زبان زور و تهدید آن هم از نوع هستهایاش که منفورترین اسلحهای است که در دنیا وجود دارد، را قبول نمیکنند. طرح چنین ایدههایی انزجار عمومی را به همراه خواهند داشت.
آمریکاییها نخستین کشوری هستند که از سلاح هستهای بر علیه کشور دیگر استفاده کرد و اگرچه آیزنهاور بعد از تشکیل آژانس بحث اتم برای صلح را مطرح کرد تا چهره جدیدی از آمریکا بسازد اما فکر میکنم در هنوز بر همان پاشنه قبلی میچرخد. تا دولت آمریکا این تغییر را انجام ندهد و به کشورهایی که نگهداری و استفاده سلاح هستهای را محکوم میکنند نپیوندند، این رفتارها دولت آمریکا نه تنها جذابیتی ندارد بلکه انزجار افکار عمومی و دولتها را در پی دارد.
قطعا هیات ایرانی در کنفرانس بازنگری NPT در نیویورک دنبال این خواهد بود که همه، حتی کشورهایی که سلاحهای هستهای دارند به روندی که (در کنفرانس تهران) شروع شده است بپیوندند.
در کنفرانس تهران نیز ما شاهد حضور معاون وزیر خارجه روسیه، دستیار ویژه رئیسجمهور چین و مدیرکل خلعسلاح چین بودیم. بحث ما این بود که این فرصتی برای همه است که بیایند و به این روند (خلعسلاح هستهای) بپیوندند و در یک برنامه زمانبندی شده ما به سمت ایجاد یک کنوانسیون خلعسلاح هستهای و بعد پروتکلهای هستهای مربوط به آن و نظارت دقیق بینالمللی بر آن و... پیش برویم.
پیشنهادی که ایران برای ارائه در کنفرانس خلعسلاح هستهای دارد چیست؟
فکر میکنم با مجموعه اظهارنظرهایی که در تهران صورت گرفته است طراحیهای ما در حال کامل شدن است و رایزنیهای خیلی خوب انجام شده است و کنفرانس تهران فرصت بسیار خوبی شد که با مواضع کشورها آشنا شویم.
در وزارت خارجه و در سایر بخشها همکاران در تلاشند تا صحبتهای رئیسجمهور را که به تشکیل گروه مستقل بینالمللی نظارت بر خلعسلاح اشاره داشتند، عملیاتی کنند.
این پروسه بعد از جنگ در وزارت امورخارجه شروع شد، افت و خیر داشت ولی ادامه پیدا کرد در دولت نهم هر دو سال یکبار ایران قطعنامهای را برای خلعسلاح پیشنهاد کرد و انشاءالله این روند ادامه پیدا خواهد کرد و مجموعه این پیشنهادات ما در دست تدوین است که در نیویورک بیان میشود.
شما به حضور معاون وزیر خارجه روسیه در تهران اشاره کردید، واکنشهای روسیه در طی چند ماه اخیرنشان میدهد که روسیه خود را از همراهی با سیاستهای ایران جدا کرده و در مقابل ایران قرار گرفته است، مخصوصا که سخنگوی رسمی وزارت امورخارجه روسیه اعلام کرد کشورش بیانیه پایانی نشست خلعسلاح تهران را تایید نمیکند و آن را تنها بیانگر نظر شخصی رئیسجمهور ایران دانسته. نظر شما درباره موضع جدید روسیه و واکنش این کشوربه اجلاس چیست؟
در اجلاس تهران ما فقط نماینده دولتها را نداشتیم، برخلاف اجلاس امنیت هستهای واشنگتن که از دولتها دعوت شده بود، اجلاس تهران هم میزبان نماینده دولتها و هم شخصیتهای مستقل بینالمللی و طیف وسیعی از کسانی که خواستار خلعسلاح هستهای در جهان بودند شرکت داشتند. آنچه که در کنفرانس تهران مطرح شد نگاه دولتی نبود. شاید اگر از این نظر بخواهیم به آن بپردازیم باید بگوییم که کنفرانس تهران یک نگاه دولتی نبود. کنفرانس تهران فرآیندی بود که نظرات ملتها و دولتهایی که واقعا در مساله خلعسلاح هستهای صادق هستند منعکس کرد و طراحی ما نیز به این شکل بود اگر غیر از این بود ما باید از قبل متنی را دراختیار دولتها قرار میدادیم و آنها آن را بررسی میکردند و نظر خودشان را منعکس مینمودند اما طراحی ما این چنین نبود. در واقع ما یک سر فصل و امکان جدیدی را باز کردیم که در آن هم دولتها و هم ملتها حضور داشته باشند. آن چیزی که برای ما خیلی اهمیت داشت انعکاس این خواست عمومی بود که باید کشورهای دارنده سلاحهای هستهای با این تسلیحات خداحافظی کنند.
در خصوص روسیه باید بگویم که روسیه همسایه ماست، طبیعتا ما در یک منطقه جغرافیایی زندگی میکنیم و حضور دوستان روسی یک پیامی بود که برای برخی از کشورهای دیگر. حالا ممکن است که آنها از برخی از مواضع ما خوششان نیاید. این امر اشکالی ندارد ما معتقدیم که کنفرانس تهران یک فضای بازی را ایجاد کرد و اتفاقا بر خلاف آنچیزی بود که در واشنگتن اتفاق افتاد. اینجا فضا برای اظهارنظر دولتی و غیر دولتی فراهم بود و این که دارندگان سلاحهای هستهای هم توانستند در آن حضور داشته باشند قابل توجه بود منتها چون شروع یک پروسه و وروند است، برای این که برای خیلی از شرکتکنندگان جا بیفتد نیاز به زمان دارد تا روح کنفرانس تهران را درک کنند.
اما در مورد شکل این بیانیه و بحثهای فنی مربوط به آن و آنچه که جمعبندی شده است باید بگویم که جمعبندی کنفرانس و نظرات رئیسجمهور بوده و طبیعتا نظرات رئیسجمهور و وزیر امورخارجه ما رهگشا است و نکاتی است که برخی از کشورها جرات بیان آن را ندارند.
کشورهای عربی بخصوص مصر به عنوان ریاست دورهای جنبش عدم تعهد نیز حضور ضعیفی را در این اجلاس داشتند آیا این امر ناشی از موضع مصر است یا از فشارهای آمریکا و کشورهای عربی نشات میگیرد؟
البته موضع مصر که الان ریاست غیر متعهدها را بعهده دارد به مشکلات خاص خود مصر برمیگردد یعنی به جهت وضعیت خاصی است که با برخی از کشورهای عربی و اسرائیل دارد. اما در بحث خلعسلاح هستهای مواضع خیلی نزدیکی با ایران دارد قبل از کنفرانس ما پیامی از طرف وزیر خارجه این کشور دریافت کردیم که در واقع مبین این بود که در بحث خاورمیانه عاری از سلاحهای هستهای پیشنهاد مشترک ایران و مصر در سال 1974 مورد توجه قرار گیرد و ادامه پیدا کند. بحث ایجاد توازن در بین سه پایه NPT، بحث حق برخورداری کشورها از انرژی صلحآمیز هستهای مصر نیز ازجمله این مشترکات است. البته بگویم در اجلاس تهران از طرف عمر موسی دبیر کل اتحادیه عرب نیز نمایندهای داشتیم که نماینده نقطه نظرات این اتحادیه بود. من فکر میکنم مواضع مصر در نیویورک به اتفاق ایران و کوبا میتواند کمک کند تا این روند و این پروسه ادامه پیدا کند.
کتایون مافی / گروه سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم