بازیگری بسان یک جنگجو

تا حالا حتما شما هم شنیده‌اید که می‌گویند فلان بازیگر روی سن تئاتر آنقدر خوب بازی کرد و آنقدر انرژی گذاشت که عرق پیشانیش را تماشاچیان دیدند. بازیگر تئاتر باید به صورت زنده رودرروی مخاطب خود نقشش را اجرا کند.
کد خبر: ۳۲۴۲۵۹

تئاتر جای تکرار نیست، بنابراین بازیگر می‌داند در زمان اجرای نمایش او فقط یک بار فرصت دارد که یا بدرخشد یا مانند بازنده‌ها به کناری برود و بگوید شب بدی بود، شاید فردا شب بتوانم عالی باشم.

اما بازیگر تلویزیون و سینما می‌داند که دوربین و تمهیدی به نام «کات» وجود دارد که می‌تواند او را نجات بدهد. او می‌تواند بارها و بارها «بد» بازی کند؛ اما کارگردان این فرصت را به او بدهد که بار دیگر مقابل دوربین بیاید و اجرای خود را تکرار کند.

بازیگر مقابل دوربین می‌داند که تدوینگر و کارگردان همه پلان‌هایی که او بد بازی کرده است را دور می‌ریزند، به همین دلیل بد بازی کردن او در پرونده کاری و حافظه مخاطبان ثبت نخواهد شد.

شاید به همین دلیل است که بازیگران تلویزیون و سینما با خیال راحت در یک زمان واحد بازی در چند سریال و فیلم را قبول می‌کنند چون می‌دانند امکان رفع خطای احتمالی وجود دارد، اما یک بازیگر تئاتر هیچگاه مثلا در یک شب در 2 نمایش بازی نمی‌کند چون می‌داند نمی‌تواند خطا کند.

با همه این اوصاف برخی از بازیگران مقابل دوربین هم هستند که یک پلان برایشان به اندازه چند دقیقه بازی روی سن تئاتر مهم است. آنها خطا در بازی را نمی‌توانند قبول کنند.

آنها امتیاز کارگردان را برای کات دادن و دوباره گرفتن پلان نادیده می‌گیرند و همه سعی خود را می‌کنند تا در یک پلان چنان خوب بدرخشند که تماشاچیان از ورای صفحه شیشه‌ای تلویزیون، عرق آنها را ببینند.

یکی از این بازیگران ، پرویز پرستویی است که سریال آشپزباشی با بازی او در حال پخش از شبکه یک سیماست. پرستویی با بازی در این سریال نشان داد برایش فرق نمی‌کند مقابل دوربین سینما بازی می‌کند یا مقابل دوربین تلویزیون یا روی صحنه تئاتر است. او با خود عهد کرده در همه حال بهترین باشد.

برای اثبات این ادعا می‌توان نگاهی انداخت به چند سکانس از سریال آشپزباشی که پرستویی در آن نقش اکبر عالیمقام را بازی می‌کرد و می‌خواست ثابت کند واقعا آشپز و مدیر شایسته‌ای است، اما حق او را تاکنون همسرش مینا خورده است. دوشنبه شبی که گذشت، پرستویی یکی از آن بازی‌های خوبش را به نمایش گذاشت.

یادتان هست سکانس پلانی را که اکبر آقا داشت از پیرمرد شاطری تست می‌گرفت که ببیند آیا او شاطر قابلی هست یا نه؟ اکبر داشت به این پیرمرد که عمری شاطری کرده بود می‌گفت باید چگونه مقابل تنور حرکت کند که مشتریان احساس کنند حرکات او مانند رقصی زیباست... پرستویی آنقدر این سکانس را با انرژی بازی کرد که مخاطبان توانستند عرق او را ببینند.

البته او برای این اوج، فرودی را نیز در نظر گرفته بود؛ آنجایی که پیرمرد به پرستویی گفت: ما کارمان را بلدیم آقا. هیچ‌وقت بی‌وضو دست به خمیر نمی‌زنیم... اکبر برای یک لحظه مقابل ایمان پیرمرد مات شد و پرستویی چقدر خوب این مات شدن را بعد از آن اوج بازی به نمایش گذاشت.

هفته قبل‌تر را هم حتما یادتان هست. سکانسی که اکبر به همه اعلام کرد که تصمیم دارد به هر قیمتی که شده رستوران خود را «شنبه» افتتاح کند. او مانند یک جنگجو به میدان آمد، بر سر همه فریاد زد که «جنگ» است و جنگ شوخی‌بردار نیست.

پرستویی می‌دانست که بازیگر باید مانند یک جنگجو هر لحظه آماده حمله و پیروزی باشد. او باید برای به دام انداختن مخاطب و او را همراه خود کردن از همه جان و اندیشه خود مایه بگذارد و همین اندیشه بود که باعث شد در این سکانس هم مخاطب عرق پیشانی پرستویی را از ورای لنز، فیلترها و صفحه شیشه‌ای تلویزیون ببیند و باور کند که پرستویی، همان پرستویی سابق است؛ همان بازیگری که مثل همان زمان‌هایی که فقط در تئاتر بازی می‌کرد و برای اجرای بهتر نقشش عرق می‌ریخت، همچنان عرق می‌ریزد تا مخاطبان نقش او را باور کنند.

تا در کنار شخصیت اکبر، پرستویی را هم ببینند که اکبر را دوست دارد و تلاش می‌کند مردم هم او را دوست داشته باشند و قبول کنند که اکبر برای رسیدن به جایی که امروز در آن ایستاده است، رنج فراوان خورده است.

پرستویی از معدود بازیگران سینما و تلویزیون است که هیچگاه در یک زمان بازی در دو یا چند کار را نمی‌پذیرد. او کاملا حرفه‌ای است. یادمان هست وقتی دبیری یازدهمین جشن سینما را نیز پذیرفت حدود یک سال بازی در هیچ کاری را قبول نکرد تا کارش را به نحو احسن انجام دهد.

طاهره آشیانی 
گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها