در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پیش از بازی در فیلم رابینهود، نسخههای قبلی آن را تماشا کردید؟ میتوان گفت بازی شما تحت تاثیر بازی بازیگران قبلی این نقش است؟
نسخهای که کوین رینولدز ساخت را در همان زمان نمایش آن در سال 1991 دیدم و فرصت نشد تا هنگام بازی در فیلم خودم، دوباره آن را تماشا کنم. ولی همان زمان که این فیلم را دیدم، سخت تحتتاثیر بازی کوین کاستنر در نقش رابینهود قرار گرفتم. بازی او در فیلم را خیلی دوست داشتم و احساس میکردم او یک رابینهود دوستداشتنی است. خب، آن زمان من 27 سال داشتم و خیلی رویایی فکر میکردم. ولی نسخه ارژینال فیلم را به درخواست ریدلی (اسکات) قبل از شروع فیلمبرداری دیدم. او میخواست من نوع بازی ارول فلین معروف در نقش رابینهود را ببینم. البته در همان زمان به من گفت متوجه این نکته باشم که نخواهم نقشم را به تقلید از او بازی کنم. ارول فلین در این فیلم معرکه است. احساس میکنم چیزی در بازی بازیگران قدیمی و کلاسیک وجود دارد که به هیچ طریق نمیتوان آن را در فیلمهای امروزی تکرار کرد.
هیچوقت فکر میکردید روزی خودتان نقش رابینهود را روی پرده سینما بازی کنید؟
به این شکل خیر. میدانید، شما وقتی بازیگر میشوید باید آمادگی داشته باشید که درهر نقشی ظاهر شوید. ایفای نقش رابینهود هم یکی از آنهاست. یادم میآید وقتی رابینهود کوین کاستنر را دیدم، خودم را جای او گذاشتم. به هر حال بازی در نقش یک شخصیت مطرح تاریخی مثل رابینهود، آرزوی پنهان هر بازیگر سینماست.
بازی در این نقش سخت بود؟
خب، بله. ما قصد تولید یک فیلم بزرگ را داشتیم و ساخت چنین فیلمی چالشهای خاص خود را داشت. از همان آغاز تولید فیلم، بحث آن بود که فیلم ما قرار است در کجای تاریخ سینما قرار گیرد؟ طبیعی است که فیلم ما نمیتوانست (و نمیخواست) با نسخه ارژینال رقابت کند. در عین حال ما نمیخواستیم در رتبه دوم قرار بگیریم. به همین دلیل، احساس کردیم باید این جور بحثها را کنار بگذاریم و فقط سعی کنیم فیلم خوب خودمان را بسازیم. به این نتیجه رسیدیم که اگر این گونه فکر کنیم و فیلم را با چنین دید و نیتی بسازیم، آن وقت فرصت آن را پیدا میکنیم که بهترین فیلم رابین هودی تاریخ سینما را بسازیم. در چنین شرایطی، دست یافتن به چنین رویایی، یک چیز دور از ذهن نبود. همین مساله باعث شد تمام تلاش خود را به کار گیریم تا یک اثر تماشایی و جذاب خلق کنیم.
در سال 2000 فیلم تاریخی «گلادیاتور» را با ریدلی اسکات کار کردید. آیا هنگام تولید رابین هود در فکر تکرار یک موفقیت مشابه بودید؟
این درست است که هر دو فیلم حال و هوای تاریخی و حماسی دارند و توسط یک فیلمساز ساخته شدهاند، ولی اصلا به دریافت جوایز اسکار یا تحسین منتقدان سینمایی فکر نمیکردیم. هدف ما تولید یک فیلم خوب بود که بیننده را جذب خود کند. بقیه مسائل جزو چیزهایی است که به دنبال اکران عمومی این اثر میآید.
در بین فیلمسازانی که با آنها کار کردهاید، نام ریدلی اسکات بیشتر از بقیه به چشم میخورد. دلیل خاصی دارد؟
من و ریدلی (اسکات) دوستان قدیمی هستیم و حرف و زبان یکدیگر را بهتر میفهمیم. این مساله باعث میشود پشت دوربین راحتتر و بهتر با یکدیگر کار کنیم. طبیعی است که وقتی چنین باشد، ترجیح میدهم با او بیشتر کار کنم. خودش هم این نکته را میداند که همیشه آماده شنیدن طرحهای جدید او هستم. او وقتی میخواهد کار تازهای را شروع کند، معمولا قبل از هر بازیگر دیگری به سراغ من میآید.
طرح تولید نسخه جدید رابین هود متعلق به او بود یا شما؟
متعلق به اوست. بیش از 5 سال است که میخواست این فیلم را بسازد. در طول چند سال گذشته فرصت تولید آن مهیا نشد. میدانید، او قصد نداشت یک فیلم معمولی و ساده عرضه کند. هدفش ساخت یک اثر ماندگار و تاثیرگذار مثل «گلادیاتور» بود.
تا به حال پیش آمده که به رغم میل باطنیتان با یک فیلمساز کار کنید؟
بله، این اتفاقی است که در حرفه ما همیشه رخ میدهد. شما هیچ وقت نمیتوانید با آن عواملی همکاری کنید که دوست دارید کار کنید، اما من برای خودم یک اصل مهم را قائلم. شما ممکن است دوست نداشته باشید با این بازیگر یا آن کارگردان کار کنید، اما بهتر است این کار را انجام دهید و خودتان را متقاعد کنید که با این شیوه جلو بروید. در چنین شرایطی است که شما اعتماد و احترام دیگران را کسب میکنید.
نقشهای خود را چگونه انتخاب میکنید؟
همیشه سعی میکنم نقشی را برای کار انتخاب کنم که آن را دوست داشته باشم. فرقی نمیکند آن نقش مثبت باشد یا منفی، نقش اصلی باشد یا مکمل. مهم این است که کاراکتر مورد نظر به دلم بنشیند. آن وقت میتوانم آن شخصیت را خوب و طبیعی بازی کنم. زمانی که برخلاف میل باطنیام و به اصرار و خواست دوستان و اطرافیانم نقشی را قبول میکنم، حاصل کار چیز خوبی از آب درنمیآید.
مثلا کدام نقشها و فیلمها؟
اجازه بدهید در این مورد توضیحی ندهم.
حضور در جلوی دوربین هنوز شما را هیجانزده میکند؟
بشدت! هنوز هم پروسه تحول شخصیت و تولید فیلمها را دوست دارم. علاقهمندم در فیلمهایی بازی کنم که روی دل و جان تماشاگران تاثیر میگذارد و به یک شکلی، آنها را درگیر خودش میکند. برایم اهمیتی ندارد که زمان این تاثیرگذاری چقدر است، میخواهد فقط برای یک شب باشد یا برای مدت زمانی طولانیتر، میخواهم بیننده با گوشت و پوست و روح خود، بازی مرا ببیند و لذت ببرد. انگیزه اصلی من از بازیگری همین است.
در چند سال اخیر، تعدادی از بازیگران مطرح سینما جذب صحنه تئاتر شدهاند. شما قصد حضور در یک نمایش تئاتری را ندارید؟
فعلا خیر. البته گاهی به این موضوع فکر میکنم و دلم میخواهد این بخش هنری را نیز تجربه کنم. ولی فکر میکنم یک بازیگر سینما باید در وهله اول بازیگر سینما باشد و به همکاران خود در دنیای تئاتر اجازه بدهد که آنها نیز کار خودشان را بکنند. البته کسانی مثل مریل استریپ را میتوان دید که سالهاست با دنیای تئاتر همکاری دارد. یکی از دوستانم به شوخی میگفت وقتی بازیگری میگوید به تئاتر و ریشههای اصلیام برمیگردم، منظورش این است که در سینما به او پیشنهاد تازهای نشده و وی قصد دارد حرفه خود را کمی جابهجا کند! البته نمیدانم این شوخی تا چه اندازه به واقعیت نزدیک است!
شما هم در فیلمهای معاصر بازی کردهاید و هم در فیلمهایی با حال و هوای قدیمی و تاریخی. کدامیک را بیشتر ترجیح میدهید؟
بحث معاصر یا تاریخی بودن فیلمهای سینمایی نیست، بحث اصلی این است که فیلم مورد نظر باید قصه جذابی داشته باشد و آن را به شکلی جذاب و مقبول تعریف کند. وقتی این اتفاق افتاد، دیگر مهم نیست که شما دارید در «گلادیاتور» بازی میکنید یا «یک ذهن زیبا» و یا «مرد سیندرلایی» را.
کار جدید چه دارید؟ باز هم یک اثر تاریخی؟
خیر. فیلم تازهام «سه روز بعدی» یک درام رمانتیک امروزی است که حال و هوایی جنایتکارانه و دلهرهآور دارد. این فیلم نسخه دوبارهسازی شده یک محصول موفق فرانسوی است که چند سال قبل اکران عمومی شد. قصه فیلم درباره زوج خوشبختی است که یک روز صبح با ورود ماموران پلیس به منزل آنها، زندگیشان دگرگون میشود. ماموران پلیس همسر مرد را به جرم قتل دستگیر کرده و میبرند و مرد ـ که همسرش را بشدت دوست دارد ـ در مقابل این پرسش قرار میگیرد که آیا همسرش براستی یک قاتل است و او چقدر همسرش را میشناسد. از اینجا، تلاش و جستجوی مرد برای کشف هویت واقعی همسرش آغاز میشود و خیلی زود با واقعیتهای تلخ و سختی روبهرو میشود. کارگردانی فیلم را پل هگیس به عهده دارد که قبل از این فیلم موفق «تصادف» را کارگردانی کرده است.
مترجم: کیکاووس زیاری / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: