در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تغییر قوانین احزاب
در چنین شرایطی با کاهش یافتن اظهاراتی دال بر حذف احزاب و سپردن سرنوشت احزاب مورد اشاره به دست قوه قضاییه، این بار بحث تغییر قوانین مربوط به احزاب و بازنگری آنها از سوی مسوولان مطرح شد. فصلی بودن احزاب در ایران، بحث یارانه احزاب که حدود 3 سال است به طور کلی به فراموشی سپرده شده و مشکلات متفاوتی که در خصوص مجوزهای فعالیت این گروهها وجود دارد، این بار نمایندگان عضو کمیسیون ماده 10 احزاب را واداشت تا با بررسی قانون احزاب که مصوب سال 60 است، به اصلاح این قانون پس از 27 سال بپردازند. اما انتشار این خبر نیز با واکنش منفی برخی فعالان سیاسی عمدتا نزدیک به جریان اصلاحطلب مواجه شد.
عمده انتقاد آنان این بود که اکنون زمان مناسبی برای هر نوع بازنگری در قوانین احزاب نیست، زیرا وقتی شرایط حساس سیاسی در کشور وجود دارد، مباحث مربوط به بازنگری در برخی قوانین را برای اینکه جنبه سیاسی و جناحی به خود نگیرد به بعد از عبور از این موقعیتها و در شرایط آرام محول میکنند. بدین لحاظ به نظر میرسد این موضوع نکته مغفول حامیان تغییر قوانین تحزب در ایران بود.
نکته دیگری که مخالفان بازنگری قوانین مربوط به احزاب به آن اشاره داشتند، این بود که بازنگری در قانون احزاب باید با حضور نمایندگان احزاب و اظهارنظر آنان باشد و زمان فعلی که به زعم آنان بستر مناسب برای فعالیت احزاب وجود ندارد، زمان مناسبی برای تحقق این امر نیست و باید این شرایط به وجود آید تا احزاب بتوانند به وظایف واقعی خود عمل کنند.
از سوی دیگر این مخالفان تاکید داشتند برای بازنگری در قانون احزاب ابتدا باید مشخص شود که متولیان امر با نگاه گسترش فعالیت حزبی چنین بازنگری را انجام میدهند یا برای محدودتر کردن فعالیتهای احزاب. به باور آنان هر قانونی به تناسب زمان، نیازها یا برای تبدیل به احسن شدن به تغییر و بازنگری نیاز دارد، اما مهم این است کسانی که در این مسیر حرکت میکنند، با نگاه جزمی و برای ایجاد محدودیت حرکت نکنند و به معنای واقعی کلمه به فکر پویایی احزاب و قرار گرفتن آنها در جایگاه واقعی خود باشند.
ریشه این نگرانیها کجاست؟
نوع نگاه به احزاب نیز همواره در دولتهای مختلف متفاوت بوده است. شاید به این دلیل عمده که احزاب ایرانی هیچ گاه از پایین به بالا شکل نگرفتهاند و همواره با قدرت گرفتن طیفهای فکری متفاوت، احزابی متناسب با همان طرز تفکر سیاسی در فضای سیاسی ایران حیات یافتهاند و بسته به ریشهدار بودن تفکر و پشتوانه سیاسیشان، به حیاتشان ادامه دادهاند یا از بین رفتهاند.
همه این آسیبها از این ناشی میشود که تحزب و کار حزبی در ایران از بطن مردم آغاز نمیشود و به همین دلیل حیاتی متزلزل و به دنبال آن تاثیرگذاری کمرنگی دارند.
ازاینرو به دلیل دولت ساخته بودن بسیاری از احزاب در ایران، تحقق اهداف و انجام وظایف تقریبا تا حدودی سخت به نظر میآید؛ زیرا تا وقتی احزاب در خدمت دولت باشند، تقریبا اهداف خود را محقق شده میبینند، در غیر این صورت نمیتوان امید چندانی به کارآیی این تشکل داشت. با وجود این احزاب پس از پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفتند و حمایت از آنها در قانون اساسی کشورمان گنجانده شد.
پس از خرداد 76 حزبهای متعددی اعلام موجودیت کردند؛ اما بزرگترین و موثرترین این احزاب از آنجا که نزدیکی با دولت داشتند نتوانستند آنچنان که باید و شاید تاثیرگذار باشند.
با پایان عمر دولت اصلاحات و پیروزی محمود احمدینژاد در انتخابات سال 84 وقتی رئیسجمهور نهم در نخستین اظهاراتش وابستگی به احزاب را رد کرد و تحزب را بیمعنا دانست و تاکید کرد وامدار هیچ حزبی نیست، احزاب و گروههای سیاسی فهمیدند راه سختی پیش رو دارند.
این نگرانی با قطع یارانه احزاب توسط دولت نهم تشدید شد؛ در حالی که دولت بر عدم حمایت از احزاب سیاسی کشور در اداره کشور جدی به نظر میرسید.
بنابر آمار، تاکنون بیش از 250 حزب در قالب احزاب، کانونها، جمعیتها، مجامع، تشکلها و غیره از کمیسیون ماده 10 احزاب پروانه فعالیت گرفتهاند؛ اما براساس اعلام دبیرخانه خانه احزاب ایران، هماکنون فقط 60 درصد احزاب ثبت شده و دارای پروانه فعالیت، در 3 جبهه و خطمشی سیاسی ـ اجتماعی عمده شامل اصولگرایان، اصلاحطلبان و اعتدالیون برای کسب قدرت رقابت داشتهاند.
بدیهی است احزاب پس از آن که موجودیت خویش را تثبیت کردند، مطالباتی هم خواهند داشت؛ آن هم مطالباتی در بالاترین سطوح سیاسی کشور. این هزینهای است که جوامع مردمسالار باید حاضر به پرداخت آن باشند. احزاب راهکارهای سیاسی را ابداع خواهند کرد، نخبگان سیاسی را پرورش میدهند و جامعهای شایسته سالار را تمهید خواهند کرد و البته سهمی از قدرت را هم طلب خواهند کرد و موی دماغ افراد مستقر در قدرت خواهند شد. این فلسفه وجودی آنهاست.
احزاب، پیشبرنده و ضربهگیر نظام هستند و هیچ چیز جای احزاب را در اداره کشور نمیتواند بگیرد. با این حال نکته مهم آن است که تمام فعالان سیاسی و وابستگان احزاب مختلف معتقدند تعطیلی گروههای سیاسی موجب از میان رفتن نشاط سیاسی میشود.
از این منظر تداوم فعالیت ضابطهمند احزاب در درازمدت میتواند فضای سیاسی را به سمت اعتدال سوق دهد؛ زیرا احزاب قانونی کشور که از وزارت کشور مجوز فعالیت دریافت کردهاند میتوانند در چارچوب قانون اساسی به فعالیت آزادانه سیاسی بپردازند.
مریم جمشیدی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: