در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در همان دوران، برگزاری برنامههای تئاتر و جلسات ادبی برعهده من و چند نفر از دوستانم بود و چندین بار به خاطر کارهایی که عرضه کردیم، تشویق شدیم. تشویقهای پدر و مادرم هم باعث شد که به فعالیتهای هنری بیشتری بپردازم. یادم هست اولین بار که روی صحنه رفتم بینهایت مضطرب بودم. میترسیدم کار را خراب کنم، واقعا زانوهایم میلرزید و دستهایم سرد شده بود. به کارگردان نمایش گفتم: من بازی نمیکنم، چون میترسم. کارگردان نمایش گفت: وقتی وارد صحنه بشوی این تپش قلب و آن همه هیجان، با تو خواهد بود، اما کمی که بازی کنی، همه چیز برایت عادی خواهد شد.
وقتی وارد صحنه شدم هنوز دست و دلم میلرزید، اما کمی بعد احساس کردم مسوولیت سنگینی برعهده گرفتهام و باید نقشم را ایفا کنم و بعد وقتی سکوت سنگین مردم را دیدم فکر کردم، اگر نادرست بازی کرده بودم، سالن این همه مرا تشویق نمیکرد. به اعتقاد من این یک اصل است که هنرمند مسوولیت خود را بشناسد و به آن مومن باشد.
از خاطرات مرحومه جمیله شیخی، بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: