شتر، گاو، پلنگ

خودت را خلاص کن

سلام شترگاوپلنگی‌های خوب دیار من! چه خبر؟ چه می‌کنید با این بهار ناگهان؟ من که حسابی از این بهار لذت می‌برم. بهاری که خودش را از لابلای هزاران ماشین و آهن و دود به ما می‌رساند و خودش را به رخ می‌کشد. کاش شما هم مثل همین بهار باشید. این هفته می‌خواهم به نامه‌ای از اندیمشک جواب دهم. امیدوارم حوصله شما در این میان سر نرود:
کد خبر: ۳۲۳۱۷۹

ششم آبان از اندیمشک، نامه‌ات رسید. من آن را خواندم و درباره حرف‌هایت فکر کردم. تو نگفتی که چند سال داری و زمانی که تصمیم گرفتی با به قول خودت یار مورد نظرت ازدواج کنی چند ساله بودی. حدس من این است که بچه‌سال بودی. خب در این شرایط طبیعی است که خانواده‌ات با چنین کاری مخالفت کنند. کاش در نامه‌ات درباره دلایل انتخابت حرف می‌زدی. این که چرا آن فرد را برای زندگی مشترک در نظر گرفته‌ای. اصلا چه نقاط مشترکی بین تو و او وجود داشته که تو را به این نتیجه رسانده که می‌خواهی با او زندگی کنی؟ در نامه‌ات گفته‌ای که او هیچ وقت با تو همکلام نشده و تنها از طریق خواهر یکی از دوستانت گاهی اوقات با تو حرف می‌زده است. خب این طبیعی است که در یک شهر کوچک یک دختر نخواهد خود را در معرض چنین روابط پرخطری قرار بدهد. اما دوست خوبم! این چیزهایی که در مورد شک و شبهه‌ات در مورد او نوشته‌ای چیزی نیست که آدم بتواند در موردش براحتی نظر بدهد. من هم مثل تو نمی‌دانم که او بین تو یا هر کس دیگری کدام‌یک را انتخاب می‌کند اما پیشنهاد می‌کنم خودت را زودتر از این وضعیت خلاص کنی. یعنی یا از طریق خانواده‌ات برای خواستگاری یا هر چیزی که تو اسمش را می‌گذاری اقدام کنی یا اگر خانواده‌ات با این کار موافق نیستند تو شخصا سعی کنی نظر آن دختر را درباره ازدواج با خودت بدانی. بعد هم تو ننوشته بودی طی این مدتی که گذشته است تو چه کار کرده‌ای تا زودتر به هدف مورد نظرت یعنی ازدواج نزدیک شوی. منظورم این است که برایم توضیح نداده‌ای از لحاظ شغلی، مالی و تحصیلی در چه مقطعی هستی و اگر خانواده‌ات بالاخره با ازدواج تو موافقت کنند و شخص مورد نظرت هم تو را بپذیرد می‌توانی اقدام کنی یا نه؟

من فکر می‌کنم تو پسر فوق‌العاده بااحساسی هستی و توی زندگی‌ات احساسات حرف اول را می‌زند. اما امیدوارم با کمی عقل و درایت سعی کنی این رابطه را مدیریت کنی و خودت را از وضعیت دشواری که در آن قرار گرفته‌ای خلاص کنی. امیدوارم موفق باشی و البته مرا هم از حال خودت بی‌خبر نگذاری.

خب شترگاوپلنگی‌ها تا نگاه می‌کنی وقت رفتن است... پس تا هفته بعد درود و بدرود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها