در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در مورد سابقه علیرضا در عرصه مطبوعات،سینما و نویسندگی آنان که باید بدانند ، می دانند. اما شاید برخی از دل پرصفای او ، بی ادعاییاش و اخلاقش « با دوستان مروت ، با دشمنان مدارا » کمتر بدانند مگر دوستان و همکاران قدیمی اش. علیرضا آقا بالایی علی رغم سن وسالش گاهی از خاطراتی سخن میگفت که شنونده آشنا هم در مورد سنش شک می کرد. به قول یکی از دوستان که در ضایعه فراق علیرضا سوگ نامهای نوشت « شاید میشد از او یک تاریخ شفاهی به روایت خودش درآورد».
علیرضا که از سن نوجوانی 15 سالگی قلم به دست گرفت و 30 سال تمام تا آخرین شب حیاتش نوشت ، هرگز هیچ ادعایی نداشت و همیشه در مورد توانایی هایش چه در زمینه سینما ، آثارش در حوزه مطبوعات، شعر و نویسندگی سکوت میکرد. او با آن نگاه مهربان که در عمقش غمی مبهم موج می زد ، ترجیح می داد در جمع دوستان ناگهان با گفتن لطیفه یا ضرب المثلی بجا آنها را بخنداند تا خستگی از وجودشان رخت ببندد ، در حالی که خودش خیلی خسته بود.
علیرضا در پشت میز رسانه در تحریریه جام جم درسکوت مطالبش را می نوشت و همیشه به حافظه فوق العاده اش تکیه داشت و هرگز هم اشتباه نمی کرد. وقتی مطلب او را درباره فیلمی می خواندم گویی به عین دارم فیلم را تماشا می کنم که این ناشی از قلم شیرین ، گویا و سلیس علیرضا بود.
علیرضا دیگر نیست که در لحظات تنهایی ، سخنانی از جنس دل با یکدیگر بگوییم.
علیرضا دیگر نیست که با همدلی و رفتار خاص خودش ، به همکاران و دوستانش آرامش هدیه کند.
علیرضا دیگر نیست که با کمک او ستاره های عشق و محبت را از دل آسمان بچینیم.
صد افسوس که علیرضا دیگر نیست! ولی خاطره زیبای مهربانی های او محبت هایش تا ابد در سینه دوستانش باقی خواهد ماند.
ضایعه نبودن علیرضا برای همسر، سارا تنها دخترش و خانواده اش قطعا به مراتب سخت تر است. خداوند به خانواده علیرضا صبر دهد و روح این عزیز از دست رفته را قرین آمرزش کند.
بهرام افتخاری
جام جم آنلاین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: