تهمورس پورناظری از برنامه‌های جدید گروه شمس می‌گوید‌

می‌خواهیم شروع متفاوتی را تجربه ‌کنیم

کنسرت دیار مهر به آهنگسازی تهمورس پور ناظری اولین اجرای موسیقی سنتی در سال جدید است. ‌این برنامه در روزهای پایانی هفته جاری در 2 بخش اجرا می‌شود که بخش اول به اجرای قطعات آلبوم دیار مهر که چند سال پیش منتشر شده، اختصاص دارد و در بخش دوم آلبوم سرزمین خورشید که از کارهای جدیداوست و به خوانندگی فرشاد جمالی اجرا می‌شود.با او درباره فعالیت های جدیدش گفتگویی کرده ایم که می‌خوانیم.
کد خبر: ۳۲۲۴۶۲

شما مدیر و به اعتقاد خیلی‌ها قلب تپنده گروه شمس هستید. در حال حاضر گروه چه روندی را طی می‌کند و اهدافش از کارهایی که در پیش دارد، چیست؟

گروه هم اکنون یک مسیر متفاوت از گذشته را طی می‌کند که بتواند با یک بیان، فرم و استاندارد دیگری به حضورش در فضای موسیقی کشور ادامه دهد. البته در مدت یک سال و نیمی که در ایران برنامه نداشتیم، در کشورهای مختلف دنیا حضور داشتیم و همان کارهایی را که اجرا شده بود، اجرا کردیم، ولی حالا در واقع می‌خواهیم شروع متفاوتی را تجربه کنیم.

این متفاوت بودن شامل چه چیزهایی می‌شود؟

متفاوت بودن از هر لحاظ. ما به نوعی در حال تغییر استاندارد موسیقی‌مان هستیم.

یعنی تا به حال استاندارد نبوده‌اید؟

به عقیده من در ایران ما چیزی به عنوان استاندارد نداریم که حالا بخواهد موسیقی‌اش استاندارد باشد.

بیشتر مخاطبان شما با نوستالژی که نسبت به گروه شما دارند،با کارهایتان پیش می‌روند. فکر نمی‌کنید این تغییر باعث شود مخاطبان‌تان را از دست بدهید؟

از روزی که گروه شمس تشکیل شده تا امروز 30 سال می‌گذرد. در این مدت گروه 3 مرحله را طی کرده یعنی تا امروز 3 تغییر در نوع موسیقی‌ و اجرا داشته است.

به طور کلی تغییر در ماهیت معنایی کار نیست، بلکه در ماهیت اجرایی آن است و امکان دارد برخی شنونده‌ها کارهایی را که توسط گروه در شرایط کنونی اجرا می‌‌شود، دوست نداشته باشند که این حق طبیعی‌شان است. به هر حال هدف و سیاست بر این بوده با کاری که انجام می‌دهیم بتوانیم شنونده بیشتری را به دست بیاوریم. هدف ما کاملا بر این است که بتوانیم طرفداران موسیقی از هر نوع حتی آنهایی که شنونده آثار ما نیستند را به دست بیاوریم. این مساله در قشر جوان نمود گسترده‌تری دارد و ما می‌کوشیم به سمتی ‌برویم که جوانان را جذب کنیم، چرا که اگر قرار باشد همین طوری پیش برویم، ما هم با شنونده‌هایمان پیر می‌شویم و این اشتباه است.

درواقع تغییر از جهت جذب مخاطب هم در کار لحاظ است و به نوعی هسته اصلی کار هیچ تغییری نمی‌کند و فقط ظاهر و شیوه اجرایی تغییر می‌یابد؟

برای این تغییر جدا از مورد اجتناب‌ناپذیری که گفتید بی‌شک‌ فرم‌های آهنگسازی هم باید تغییر کند. وقتی فکر عوض می‌شود، فرم سلیقه انسان نیز تغییر می‌کند، یعنی من کاری که 10 سال پیش کردم امروز آن را هرگز تکرار نخواهم کرد، بلکه با تجربه و حس امروزم کار می‌کنم.

این تغییر و تحول در گروه از سمت شما بوده یا پدر و به طور کلی چقدر این همسویی میان شما و پدر برقرار است؟

عموم کسانی که مخاطب ما هستند، همیشه فکر می‌کنند تغییرات را من ایجاد کردم و پدرم یک آهنگساز سنتی است و من یک سنت‌شکن هستم، ولی وقتی دقت کنیم سنت‌شکن بزرگ پدرم بوده که تنبور را که ساز روستایی است و در مراسم مذهبی در روستاها نواخته می‌شده و کسی تا 30 سال پیش نمی‌دانسته این چه سازی است، در کنار دف و دیگر سازها قرار داده و برایش آهنگ ساخته و آن را با شعر مولانا، حافظ و‌ عطار ترکیب کرده و به صحنه حرفه‌ای موسیقی آورده است. در واقع یک حرکت غیر سنتی با یک ساز صددرصد سنتی به همین علت این ساختارشکنی و حرکت روبه جلو در ناخودآگاه من بوده و رشد کرده است.

این تغییر در روند آهنگسازی و تغییر نگرش به خاطر اقامت 2 ساله شما خارج از ایران و در مواجه با دیگر موسیقی‌ها شکل نگرفته است؟

موسیقی ما هنوز جهانی نیست. اصلا موسیقی ایرانی وجود ندارد که بخواهیم راجع به آن حرف بزنیم. موسیقی هند ، عرب، چین، اروپا و آمریکا همه جا هست ولی موسیقی ایرانی کجاست، هیچ جا.

از همان ابتدای کارم خیلی به تجربه‌ای که در موسیقی شد تکیه نکردم. البته حاصل کارم جاهایی موفق نبوده و جاهایی هم ناموفق از آب درآمده ولی خودم هم عقیده‌ای به تکرار ندارم چون روحیه‌ام به این شکل نیست. ممکن است خیلی از لحاظ ملودیک تغییرات عجیب و غریب نباشد ولی در مورد شیوه اجرا، سازبندی‌ها، کارگردانی کار هیچ وقت یک روند ثابت را در کارهای من نمی‌بینید در واقع یک منحنی شاید رو به بالا یا پایین دارد.

طبیعتا آدم وقتی در جایی غیر از مکانی که بزرگ شده و تجربه‌ کرده ، زندگی می‌کند و چیزهای متفاوت می‌بیند به یک آنالیز دیگری می‌رسد به طور مثال من در گذشته خیلی فکر می‌کردم موسیقی ما از هر لحاظ قدرتمند است اما هم اکنون به این نتیجه رسیدم که اگرچه موسیقی ما قدرتمند است اما ما آهنگساز، هنرمند و اجرای قدرتمند نداریم و اصلا چیزی بنام موسیقی ایرانی نداریم.ما در ایران فکر می‌کنیم موسیقی ایرانی داریم ولی وقتی از ایران بیرون می‌‌رویم، دیگر موسیقی ایرانی وجود ندارد.ما اصلا وجود نداریم.

ما برای دوستان، آشنایان و خودمان‌ کار می‌کنیم. ما خودمان هستیم و برای خودمان می‌سازیم، خودمان می‌خریم و گوش می‌کنیم در واقع کسی خریدار موسیقی ما نیست، حتی می‌شود گفت موسیقی ما نه در داخل بازاری دارد و نه در خارج.

پس در واقع برخلاف تصور خیلی‌ها که معتقدند موسیقی ما جهانی است،جهانی نیست؟

اصلا موسیقی ما هنوز جهانی نیست. اصلا موسیقی ایرانی وجود ندارد که بخواهیم راجع به آن حرف بزنیم. موسیقی هند، عرب، چین، اروپا و آمریکا همه جا هست، ولی موسیقی ایرانی کجاست، هیچ‌جا.

ما هنرمندان موسیقی، قهرمانان تک‌نفره هستیم. یعنی هر هنرمند خودش باید راه را بسازد و جلو برود. هرکس که تأثیرگذار کار می‌کند به تنهایی کار می‌کند و این خود باعث عقب ماندگی موسیقی ما می‌شود.

با این توصیف اسم آقای شجریان که در فهرست 50 آهنگساز برتر جهان وجود دارد. نقشی در جهانی شدن موسیقی ما ندارد؟

من به شخصه خیلی احترام برای آقای شجریان قائل هستم. ایشان هم استاد و هم جزو معدود هنرمندان با لیاقت ایرانی است. آقای شجریان از معدود کسانی است که در این سرزمین لیاقت دارد و توانسته خودش را به جایی برساند. به این واسطه اگر کسی هم صدا و سبک موسیقی‌اش را دوست ندارد، ولی احترام هنری برایش قائل است و این خیلی موضوع مهمی است. ولی این‌که ما اسمی را در یک فهرست داشته باشیم. هیچ تغییری در روند موسیقی ما نخواهد داشت. هنرمندان انواع موسیقی ایرانی حتی آهنگساز‌های پاپ که در ایران یا خارج از ایران کار می‌کنند آثارشان به جهانی شدن و معرفی موسیقی ایران نمی‌انجامد. درواقع معرفی این است که شما در صدر فروش باشید و در هر فروشگاه موسیقی در جهان که می‌روید یک قفسه موسیقی ایران ببینید نه این‌که حتی یک سی دی ایرانی نبینید.

آیا انگ شت اتهام به سمت خود گروه‌هایی که فعالیت می‌کنند، بر نمی‌گردد؟

ما هر چقدر قدرتمند، درجه یک و هر چقدر موفق کار کنیم تماشاچی‌ ما در همه جای دنیا هزارنفر، دو هزار نفر و سه هزار نفر است. یک گروه ایرانی هرگز نمی‌تواند 50 هزار تماشاچی داشته باشد و یکدفعه 5 میلیون دلار از یک کنسرت درآمدزا کمک کند. برپایی چنین موسیقی یک کار بازرگانی و یک صنعت است. فقط این نیست که یک نفر ساز بزند و یک نفر آواز بخواند. وقتی 30 هزار بلیت کنسرت یک هنرمند که میانگینش400 دلار است در 20 دقیقه فروش می‌رود. آن موقع او هنرمندی جهانی است.پس این مهم از عهده موسیقیدان خارج است؛ چرا که اصلا وظیفه او تهیه کنندگی موسیقی نیست. او تنها مجری و خالق موسیقی است.

پس با این توصیف برگزاری کنسرت‌ها در خارج از کشور کار بیهوده‌ای است؟

خیر بیهوده نیست، ولی خیلی کار کوچکی است و اصلاً به شمار نمی‌آید، چون مخاطبان این کنسرت‌ها یا کسانی هستند که یک مقدار موسیقی ایران را می‌شناسند یا ایرانی‌های دلتنگ وطنند.

در حال حاضر این همه استعداد درجه یک را می‌بینیم که برای کمترین پول‌ها باید کارهای خیلی سطح پایین و روزمره انجام دهند.

با توجه به این‌که بخشی از موسیقی‌ و نوع شیوه اجرای گروه شما براساس موسیقی تنبور است و با توجه به تغییر نگرشی که به آن اشاره کردید، آیا می‌توان در موسیقی تنبور هم تغییر ایجاد کرد؟

در شیوه اجرا هر تغییری می‌توان صورت داد، ولی آن اصالت فرهنگی‌‌مان و ریشه‌دار بودن کار، موضوع دیگری است که نحوه اجرا باید با آن هماهنگ باشد و آن را تقویت‌ کند، نه این‌که آسیب بزند.

ما کم‌کم باید به این برسیم که اجرای موسیقی روی صحنه، نمایش موسیقی است؛ چرا که کنسرت جنبه دیداری دارد و تماشا کردن یک هنرمند تنها 5 دقیقه جذاب است.

در جامعه‌ کنونی که علاقه‌مندی به موسیقی سنتی‌ خیلی کمرنگ است، موسیقی تنبور ما چه جایگاهی را به خودش اختصاص داده و چقدر در مواجهه با مخاطب مورد پذیرش قرار می‌گیرد؟

موسیقی تنبور موسیقی خاصی است. پس شنونده آن هم خاص است. خیلی‌ها که موسیقی تنبور را دوست دارند با موسیقی سنتی خیلی رابطه ندارند. به نظر من موسیقی تنبور پلی است میان دیگر موسیقی‌ها، همچنین این موسیقی می‌تواند یکی از خلأ‌ها را پر کند. من خیلی‌ها را دیدم که علاقه‌مند به موسیقی غربی هستند و موسیقی تنبور را هم دوست دارند.

من معتقدم استقبال از موسیقی به نسبت 10 الی 15 سال پیش خیلی بهتر شده با این‌که نمی‌توانیم با هیچ جای دنیا مقایسه کنیم، اما به نسبت خودمان به نظرم سیر صعودی داشته است.

امیرسعید بورنگ 
جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها