در میانه کوچه در چوبی مشکوکی میبینید که بعید نیست اصل ماجرا باشد. روی در نوشتههای پر شماری هست و دخیلهایی که احتمال صحت ظن شما را تقویت میکند. از اهالی کوچه که بپرسید تایید میکنند که اینجا بیت همان مرجع عالیقدر شیعه است. اما در بسته است. امکان بازدید وجود ندارد. اگر حوصلهتان سر رفته باشد، نهایتا عکسی با در قدیمی میگیرید و میروید وگرنه دنبال راهی میگردید که وارد خانه شوید. در خانه همسایه را که بزنید و اصرار کنید، لطف میکند و شما را به داخل منزل میبرد. آنچه میبینید خانهای است متروکه اما زیبا و آرام با حیاطی دلباز و سرپوشیده با شیشههایی آبی و حوضی در میان.خانوادهای در اتاقهای ضلع جنوبی زندگی میکنند. بقیه اتاقهای خانه جملگی متروکهاند یا قفل شدهاند و یا به انباری تغییر کاربری دادهاند.
تارهای عنکبوت در اتاقها، شما را از هر توضیحی بینیاز میکنند. ظاهرا تنها در دهه اول محرم و ایام فاطمیه عزاداران به حیاط این خانه راه مییابند و بس. به همین منظور حسینیهای کوچک در طبقه دوم ساختمان مهیا شده. چشم که بچرخانید منبر آیتالله را هم گوشهای خواهید دید. به اتاق شخصی ایشان هم میتوانید سری بزنید که انبوهی از وسایل را در خود جای داده است.
این خانه را که با خانههای شخصیتهای دیگر مثل خانه شهریار در تبریز، نیما در یوش، ابوالحسن صبا و یا خانه موزههای شهید مطهری، دکتر شریعتی، دکتر شهیدی، دکتر حسابی و شهید چمران مقایسه میکنید که با چه وسواس و دقت نظری برای بازدید علاقهمندان مهیا شده با خود می گویید کاش به خانه آیت الله نیز متناسب با شان و جایگاه ایشان توجه می شد . آن وقت است که آرزو میکنید ایکاش همان وقت با در، عکسی به یادگار میگرفتید و میرفتید پی کارتان.
احتمالا سیاست سازمان میراث فرهنگی در زمینه حفظ و نگهداری از خانههای تاریخی معمولا بر محور معماری استوار بوده. از این رو یا خانههای اشرافی رجال، اعیان و تجار مورد لطف سازمان قرار میگیرد و یا کاخهای سلطنتی و خانه شاهان و درباریان. با این حساب به رغم ادعاهای مرسوم، خانههای ساده شخصیتهای مذهبی، علمای دینی یا شخصیتهای فرهنگی هرگز مورد توجه این سازمان قرار نمیگیرند و حتی ثبت ملی هم نمیشوند چرا که معماری فاخری ندارند. خانههای شخصیتهایی چون آیتالله کاشانی، آیتالله مدرس، اخوان ثالث، دکتر مصدق، آیتالله بهبهانی، پروین اعتصامی، جلال آل احمد و... از این دست هستند.
کیوان کثیریان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم