انگیزه مالی
در آخرین روزهای سال گذشته قضات دیوانعالی کشور پای حکم قصاص مردی به نام احمد را امضا کردند که حاضر شده بود در ازای 450 هزار تومان همسر مردی را به کام مرگ بکشاند. غضنفر ـ سفارش دهنده جنایت ـ درباره چگونگی قتل همسرش توضیح میدهد: مدتی بعد از ازدواج به خواهر همسرم علاقهمند شدم و با او رابطه برقرار کردم البته خواهرزنم از این ارتباط راضی نبود و به خاطر خواهرش سعی میکرد از من فاصله بگیرد. به هر حال من گرفتار آن عشق شده بودم و میدانستم اگر موانع از بین برود خواهرزنم نیز به من علاقه دارد و به ازدواج رضایت میدهد به همین دلیل نقشه قتل همسرم را طراحی و احمد را به عنوان آدمکش اجیر کردم و به او برای انجام قتل 450 هزار تومان دادم چون خودم از عهده این کار برنمیآمدم.
دلیلی که غضنفر ترجیح داد قتل را به شخص دیگری محول کند هراس از عذاب وجدان و ناتوانی روانی برای دست زدن به چنین خشونتی بود، اما به هر حال او اکنون باید بار این گناه بزرگ را بر دوش بکشد.
احمد ـ آدمکش اجارهای ـ هم ماجرا را این طور تعریف میکند: نقشه را خود غضنفر کشید. او روز حادثه با زنش تماس گرفت و گفت یک آژانس را به محل کارش میفرستد تا او را به خانه بازگرداند سپس من به عنوان راننده آژانس سراغ آن زن رفتم. وقتی او را سوار کردم در بین راه به بهانه خرابی ماشین در مکانی خلوت توقف کردم و از خودرو پیاده شدم. یک دستکش پلاستیکی به دست کردم و به طرف زن جوان رفتم. با فشار سر او را زیر صندلی بردم و گلویش را آنقدر فشار دادم تا جان باخت بعد هم فرار کردم.
این مرد قبل از آن که عنوان اتهامی قاتل را در پرونده خود ثبت کند به خاطر جرمی مالی دارای سوءسابقه بوده و پس از آزادی از زندان نیز با مشکلات اقتصادی زیادی دست و پنجه نرم میکرد و برای نجات از آن گرداب سفارش قتل را قبول کرد و از غضنفر 2 میلیون تومان خواست اما بعد از پایان کار فقط 450 هزار تومان نصیبش شد.
احمد ابراهیمی ـ حقوقدان ـ در تشریح این پرونده و موارد مشابه میگوید: در این پرونده متهم اصلی و ردیف اول احمد است چرا که قتل به دست او انجام شده. طبق اخباری که منتشر شده او به قصاص محکوم شده حال آن که غضنفر باید مجازات 15 سال حبس را تحمل کند بنابراین افرادی که از سر ناآگاهی قبول میکنند در ازای پول چنین جرم سنگینی را انجام بدهند باید بدانند طناب دار در انتظار آنهاست. از سویی سفارشدهندگان قتل هم نباید تصور کنند با چنین روشی خود را تبرئه خواهند کرد؛ مجازات 15 سال زندان نیز از مجازاتهای سنگینی است که قانونگذار پیشبینی کرده است.
اختلاف خانوادگی
مرور پروندههای جنایی نشان میدهد بسیاری از افرادی که برای قتل شخص دیگری را اجیر میکنند در تلاش برای کشتن یکی از اقوام نزدیک خود هستند و از آنجا که از رودررو شدن با آنان در لحظه مرگ هراس دارند و از سویی احتمال افشای راز جنایت را قوی میدانند ترجیح میدهند از این ترفند برای اجرای نقشهشان استفاده کنند. منصور دانشوری ـ آسیبشناس اجتماعی ـ میگوید؛ بیشتر زنان برای قتل آدمکش اجیر میکنند چرا که از توان و قدرت بدنی پایینی برخوردار هستند و چنانچه کار به درگیری فیزیکی کشیده شود شکست خواهند خورد از سویی زنان غالبا با طرح و برنامه قبلی و به صورت هدفمند درصدد حذف شخصی دیگر برمیآیند و طبیعتا در جریان طراحی نقشه تمامی جوانب را میسنجند و تدبیری را به کار میگیرند تا جرم خود را سبکتر کنند.
یکی از زنانی که برای کشتن شوهرش آدمکش اجیر کرد زنی 45 ساله به نام نیلوفر است. او میگوید: مدتی قبل از این که به فکر قتل شوهرم بیفتم با او دچار اختلافات شدیدی شدم و به این نتیجه رسیدم تنها راهی که مرا از این بدبختی و سیاهروزی نجات میدهد قتل است چون خودم نمیتوانستم به تنهایی این کار را انجام بدهم با پسر جوانی طرح دوستی ریختم.
به او گفتم شوهرم مرا آزار میدهد و میخواهم وی را بکشم. آن پسر بالاخره قبول کرد در ازای ??? هزار تومان این کار را برایم انجام بدهد. آن جوان نقشهای طراحی کرد و شب حادثه من مقدمات کار را انجام دادم و او را به خانهام راه دادم و وی هم همسرم را کشت.
ابراهیمی با تایید بخشی از نظرات منصور دانشوری خاطرنشان میکند: آمار نشان میدهد زنان برای کشتن شوهران خود معمولا از افراد دیگر استفاده میکنند و در واقع خودشان آمر قتل هستند و در پارهای موارد شرایط ارتکاب جنایت را تسهیل میکنند.
به عنوان مثال به شوهر خود قرص خواب آور میخورانند، در خانه را برای قاتل باز میگذارند و... از نظر قانونی و آن طور که ماده 207 قانون مجازات اسلامی پیشبینی کرده است این زنان چون فقط تسهیل کننده جنایت هستند به معاونت در قتل متهم میشوند که مجازات این اتهام حبس از 3 تا 15 سال است.
افشای نقشه
اگر چه یکی از اهداف آمران قتل پنهان کردن راز جنایت و نقش خود در جرم است، این هدف محقق نمیشود و رازگشایی از این قتلها نیز همانند سایر جنایات صورت میگیرد. محمدحسین شاملو، بازپرس شعبه اول دادسرای جنایی تهران چندی قبل رسیدگی به یکی از این پروندهها را در دستور کار خود قرارداد: ماموران نیروی انتظامی پیکر نیمه جان مردی میانسال را در انباری محل کار او پیدا و به بیمارستان منتقل کردند. این مرد 4 روز بعد به خاطر شدت جراحات جان خود را از دست داد و در جریان تحقیقات مشخص شد با یکی از فرزندان خود برسر مسائل مالی اختلاف داشت. این پسر در جریان تحقیقات اعتراف کرد نقشه کشتن پدرخود را طراحی کرده و با پرداخت یک میلیون تومان به یکی از کارگران کارگاه پدرش از او خواسته تا قتل را انجام بدهد.
هرچند بیشتر قتلهای سفارشی در پرونده جنایات خانوادگی جای میگیرد، برخی مواقع این فرمول به هم میریزد و شکل دیگری به خود میگیرد.
نمونه آن مردی است که وقتی در زندان به سر میبرد با پرداخت 50 میلیون تومان مردی را اجیر کرد تا یکی از دوستانش را که از قبل با او اختلاف داشت به قتل برساند. البته این نقشه هرگز عملی نشد و دست متهمان رو شد. ابراهیمی معتقد است برای کاهش این نوع قتلها دو اقدام میتوان انجام داد؛ نخست از آنجا که بسیاری از این جنایتها توسط مهاجران غیرقانونی انجام میشود ساماندهی اتباع بیگانه غیرمجاز میتواند در جلوگیری از این جنایتها نقش داشته باشد از طرفی آگاهسازی جامعه به ویژه اقشار ضعیفی که به خاطر مشکلات مالی احتمال لغزششان بیشتر است نیز تاثیر پیشگیرانه خواهد داشت.
اجیر کردن مجرمان فقط برای انجام جرم قتل نیست و دیده شده گاه افراد سارق، اخاذ و... نیز اجیر میکنند. استخدام تبهکاران برای ایجاد درگیری فیزیکی و ضرب و جرح دیگران یکی از این موارد است. در پروندهای دیگر پسری برای سرقت از خانه پدریاش یک دزد حرفهای را به خدمت گرفت و با دادن مشخصات خانه و محل نگهداری اشیای قیمتی او را به منزل پدرش فرستاد.
در یک پرونده دیگر مردی برای ربودن یک دختر دانشآموز اجیر شد. به گفته این متهم سفارشدهنده آدمربایی، با پدر دختر 9 ساله اختلاف داشت به همین خاطر با طراحی نقشه گروگانگیری عکس، نشانی خانه و آدرس مدرسه دختر بچه را به مرد اجیر شده داد تا نقشهاش پیش برود اما در نهایت آدمربا و طراح اصلی شناسایی و بازداشت شدند.چنین مجرمانی پس از دستگیری ادعا میکنند بیگناه هستند و از طرف آمر،اغفال و اغوا شده بودند حال آن که چنین دفاعی آنان را از مجازات نمیرهاند چرا که مطابق قانون هر شخصی که با اختیار و اراده خود جرمی را انجام بدهد مستوجب مجازات است.
داوود ابوالحسنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم