مرد صاحبخانه با شنیدن این حرف بشدت شوکه شد و به مرد تماس گیرنده گفت: شما اشتباه میکنید، من تاکنون مرتکب خطایی نشدهام که به چنین مجازات سنگینی محکوم شوم. اما مرد غریبه گفتههای قبلیاش را تکرار کرد و ادامه داد: شما بزودی دستگیر و به زندان منتقل میشوید و مجازات مرگ در انتظارتان است و تلفن را قطع کرد.
او با شنیدن این حرفها، خیلی ترسیده بود و به دنبال راهی بود تا از این مجازات رها شود. چند روزی ماجرای این تماس مشکوک را با خانوادهاش در میان نگذاشت، تا این که وقتی مردناشناس دوباره با او تماس گرفت و گفتههای قبلیاش را تکرار کرد، تصمیم گرفت ماجرا را با دخترش در میان بگذارد و از او کمک بخواهد.
پدر خانواده پس از صحبت با دخترش درباره تماسهای تلفنی مرموز، قرار شد در ارتباط با این موضوع از یک وکیل دادگستری که از دوستان دختر جوان است، کمک بگیرد.
انتقال اموال برای مصادره نشدن
چند روز بعد، پدر وقتی از پیگیریهای دخترش جویا شد، پی برد که باید اموال خانه را به نام اعضای خانوادهاش انتقال دهد تا اموالش مصادره نشود و ممکن است، به خاطر کار دولتی که در زمان قبل از انقلاب داشته است، مجازات شود.
مرد خانواده از ترس جان اعضای خانواده، تمامی اسناد خودرو، 2 قطعه زمین در تهران و شهرستان و یک واحد آپارتمان در تهران را به نام دخترش به ثبت برساند. او پس از این که اموال خود را در اختیار دخترش قرار داد، برای این که دستگیر نشود، همراه همسرش به شهرستان سفر کرد و قرار شد تا 2 هفته دیگر دخترش به آنها ملحق شود.
فرار مرموز دختر خانواده
این مرد سالخورده وقتی موفق به تماس تلفنی و ملاقات با فرزندش نشد، به تهران بازگشت و متوجه شد دخترش به طرز مرموزی ناپدید شده است.
به این ترتیب، جستجو برای یافتن دخترجوان آغاز شد ولی خبری از او نبود. پدر که به اوضاع مشکوک شده بود با مراجعه به اداره ثبت اسناد به بررسی وضعیت انتقال مدارک خود به دخترش پرداخت که مشخص شد، همگی مدارک از سوی دخترش به نام یک مرد جوان انتقال یافته است.
ردپای یک مرد
با مشخص شدن این موضوع به خانه بازگشت و در اتاق دخترش نامههایی را مشاهده کرد که دخترش به یک مرد جوان نوشته و قصد داشته با او ازدواج کند و پشت تصویرمرد جوان، شماره تماسی نوشته شده بود. مرد مالباخته با به دست آمدن این اطلاعات، با شماره مرد جوان تماس گرفت و سراغ دخترش را از او گرفت که وی اظهار بیاطلاعی کرد.
وی وقتی صدای ضبط شده این مرد را چندین بار گوش داد، متوجه شد وی همان مردی است که چندی قبل با او تماس گرفته و بامعرفی خود به عنوان قاضی دادگاه انقلاب، حکم مرگ را تلفنی اطلاع داده است. مالباخته با احتمال این که مرد جوان و دخترش با همدستی هم از وی کلاهبرداری کردهاند، چند روز قبل به شعبه یازدهم بازپرسی دادسرای ناحیه 2 تهران مراجعه و شکایتی را مطرح کرد.
در ادامه بررسیهای قضایی معلوم شد مرد جوان ـ خواستگار دختر شاکی ـ یکی از اراذل و اوباش شمال غرب تهران است که بارها روانه زندان شده است. با مشخص شدن این موضوع، روز گذشته بازپرس ارجمندی، رئیس شعبه یازدهم بازپرسی دادسرای ناحیه 2 تهران، دستور ویژهای را برای دستگیری دختر شیاد و مرد مورد علاقهاش صادر کرد و آنها تحت تعقیب ماموران پایگاه امنیت تهران قرار گرفتند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم