در جریان یک سرقت مسلحانه از طلافروشی کویر یزد در خیابان ولیعصر تهران ، صاحب طلافروشی با اصابت گلوله کشته شد و سارق که خود را در طلافروشی زندانی دید، به مغز خود شلیک کرد.به گزارش خبرنگار ما، صبح دیروز هنگامی که احمد مهرآیین صاحب طلافروشی کویر یزد دختر خردسال خود را به مدرسه رساند، با رفتن به مغازه اش که از5 سال پیش در این محل فعالیت می کرد، مشغول چیدن طلاهای موجود در ویترین شد. هنوز دقایقی از حضور مهرآیین در مغازه نمی گذشت که یک موتورسیکلت هوندای سیاه رنگ مقابل مغازه متوقف شد و یکی از2 راکب آن وارد مغازه شد و دیگری سوار بر موتور به انتظار باقی ماند.بنابر این گزارش ، سارق جوان با حضور در مغازه از مهرآیین خواست تا طلاهای موجود را در اختیار او قرار دهد که پس از درگیری میان وی و سارق که سلاح کمری خود را بیرون آورده بود، چند نفر از رهگذران عبوری و همسایگان طلافروشی به سرعت خود را به محل رساندند که در این لحظه سارق مسلح قلب طلافروش را نشانه رفت و شلیک کرد.در پی این حادثه ، در طلافروشی قفل شد و سارق که فهمید راه گریزی ندارد، پس از تلاش برای فرار، این بار لوله سلاح کمری را روی شقیقه خود گذاشت و شلیک کرد. پس از آن ، از سوی شاهدان مراتب به مرکز فوریت های پلیسی 110 گزارش شد و ماموران کلانتری 115 با عزیمت به محل با انتقال جسد نیمه جان سارق مسلح به بیمارستان سینا، موضوع جنایت را به قاضی کشیک شعبه 1608 جنایی تهران، محمدسلطان همتیار گزارش دادند.با حضور قاضی جنایی در محل و دستور انتقال جسد به پزشکی قانونی ، گروهی از افسران ویژه قتل و سرقت مسلحانه دوایر یک و10 آگاهی تهران با دستور قضایی تحقیقات خود را آغاز کردند.پس از این حادثه ، سارق مسلح که هویت وی هنوز معلوم نشده است ، در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان سینا در حالت کما به سر می برد و براساس اظهار نظر پزشکان ، امیدی به زنده ماندن وی نیست . با توجه به مجهول الهویه بودن سارق که میانگین سنی وی 27 سال عنوان شده است ، ماموران با انگشت نگاری از او به دنبال سوابق وی هستند.یکی از همسایگان مقتول که فروشنده کیف است ، مشاهدات خود را برای خبرنگار جنایی ما بیان کرد. وی با معرفی خود به نام جواد سیف گفت : ساعت نزدیک 9 صبح بود که متوجه تجمع چند نفر در مقابل مغازه مرحوم احمد مهرآیین شدم و چون صدای داد و فریاد شنیدم ، به سرعت خود را به مغازه رساندم . جوانی را دیدم که اسلحه در دست دارد. در آن لحظه و با مشاهده اسلحه از احمدآقا خواستم تا هرچه را که سارق می خواهد، تحویل دهد؛ اما در یک لحظه آنها درگیر شدند و من هم به کمک طلافروش رفتم که با شلیک گلوله از مغازه خارج شدم و در به صورت اتوماتیک بسته شد.وی در ادامه گفت : با شلیک گلوله ، دیگر همدست سارق که در بیرون انتظار او را می کشید، از محل متواری شد و ما بلافاصله موضوع را به پلیس اطلاع دادیم و جسد نیمه جان سارق که پس از قتل راه فراری برای خود نمی دید، به بیمارستان انتقال یافت.یکی دیگر از همسایگان مقتول نیز به خبرنگار ما گفت : با صدای شلیک گلوله سراسیمه از مغازه خود بیرون آمدم و با مشاهده پیکر غرق به خون صاحب طلافروشی ، سارق در یک لحظه فریادی کشید و سپس گلوله ای به مغز خود شلیک کرد.