همه ما به عنوان شاعر و عارفی ارجمند و گرانمایه میشناسیم که آثاری بسیار فاخر و ارزشمند آفریده و به تاریخ ادبیات فارسی هدیه کرده است و همچنین بسیاری از مفاهیم عمیق، فلسفی و عرفانی را که بزرگانی چون ابنعربیها برای خواص به صورت پیچیده گفتهاند ، او توانسته همان مسائل را با تمثیل و بیانی ساده آنگونه طرح کند و بسراید که همین امروز روز هم با وجود گذشت چندین قرن وقتی آن را میخوانیم گویی جناب فریدالدین عطار در همسایگی ما و همین نزدیکیها زندگی میکرده است، میگویید نه؟! کافی است همین دو بیت را بخوانید: شکر ایزد را که درباری نیم/ بسته هر ناسزاواری نیم/ چون ز نان خشک گیرم سفره پیش/ تر کنم از شوروای چشم خویش...
اما فارغ از ارزشهای ادبی و عرفانی آثار عطار که فراوان پیرامون آن نوشته و گفته شده است، نکتهای ظریف وجود دارد که کمتر مورد توجه قرار گرفته و آن نکته چیزی نیست جز آن که عطار را باید به نوعی موسس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و بویژه گروه واژهگزینی آن دانست.
این ادعا و این مقایسه اگرچه شاید در نگاه نخست کمی طنزآمیز به نظر برسد؛ اما باور بفرمایید که آقای عطار در روزگار خودش درست به همان اندازه و بلکه بیشتر از فرهنگستان زبان و ادب فارسی ما دغدغه حفظ زبان و به کار بردن واژههای اصیل فارسی به جای لغات دیگر زبانها و بویژه زبان عربی را داشته است، اگرچه این ویژگی را در اکثر شاعران سبک خراسانی همانند فردوسی هم میتوان جستجو کرد؛ اما بواقع عطار نیشابوری به شیوهای منسجم در حوزه تخصصی خودش که عرفان باشد، دست به واژهگزینی و واژهسازی زده است؛ باز هم میگویید نه؟! پس اجازه بدهید برایتان بیشتر توضیح دهم.
آقای عطار را استادان و پژوهشگران به عنوان کسی میشناسند که در عرفان اسلامی تحولی ایجاد کرد و این تحول، هم در حوزه محتوا قابل طرح است ـ که عرفان پویا و دیالکتیک عطار را میتوان در مقابل خمودگی، سستی و گوشه خانقاه نشستن دیگر عرفا و صوفیان قرار داد ـ و هم در واژهگزینیهای فارسی او به جای واژههای عربی میتوان دید؛ به گونهای که عطار نیشابوری برای نخستین بار به جای واژه توبه، واژه بازگشت را مطرح میکند یا به جای عارف میگوید شناسا و به جای کلمه عرفان هم از کلمه شناخت استفاده میکند و در هفت وادی خود هم آنها را ذکر میکند و مورد تایید و تاکید قرار میدهد.
به نظر میرسد، همین موضوع میتواند دستمایه پژوهشگران و علاقهمندان زبان و ادب فارسی باشد و حتی قابلیت تدوین آن در یک فرهنگنامه وجود دارد.
سینا علیمحمدی
گروه فرهنگ و هنر