در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما دونگا در برزیل تحت انتقاد شدید قرار دارد و سایه او را با تیر میزنند، زیرا به اعتقاد مردم این کشور که همگی شیفته فوتبالند و با آن زندگی میکنند زیباییهای سنتی و هنرمندیهای ذاتی کمنظیر فوتبال این کشور را قربانی نظم تشکیلاتی کرده و پیروزیهای فوقالذکر را نه در درجه اول با مهارتهای فنی برزیلیها بلکه با سازماندهی «مدل اروپایی» به دست آورده و یک فوتبال حساب شده گروهی را جانشین بازیهای غریزی و قشنگ فردی برزیلیها کرده است. کاپیتان تیم فاتح جامجهانی 1994 به واقع از چشم مردم کشورش قاتل بزرگ خلاقیتهای فردی در فوتبال برزیل و باعث و بانی رویکرد فزاینده زرد و آبیپوشان به نظام تشکیلاتی اروپاییهاست و دقیقا به همین دلیل به جای این که برای کسب فتوحات بزرگ سالهای اخیر تحسین شود، به سبب مهار زدن به هنرهای فردی چشمگیر ملی پوشان کشورش باید تحت بازخواست قرار گیرد!
سند جدید
این که حتی با در پیش بودن مرحله نهایی جامجهانی 2010 احساسها ولو به طور مصلحتی و موقتی نسبت به طراح این همه پیروزی برای برزیلیها مساعد نشده و مردم او را دوست نمیدارند، جالبترین قسمت قضیه است. در ماههای اخیر عدم رویکرد دونگا به رونالدینیوی احیا شده در میلان نماد و محصول بزرگ رویکرد اروپایی وی و سند جدید محکومیت تخلفات(!) او به حساب آمده و روزی نبوده که وی مجبور به جوابگویی در این خصوص نباشد. این در حالی است که زرد و آبیپوشان در پیکارهای انتخابی جامجهانی 2010 در شرایطی که آرژانتین سایهای از خودش هم نبود و پاراگوئه و شیلی هم به رغم صعودی راحتتر بارها لرزیدند، مظهر استحکام نشان دادند و بندرت کم آوردند و در هر دو بازی رفت و برگشت آرژانتین مارادونا را به توپ بستند.
اما این یک رویکرد جدید از طرف دونگا نیست، چون او در فوتبال اروپا و در قلب بوندسلیگا و در مرکز خط میانی اشتوتگارت رشد کرد و بسیار بیشتر از هموطنانش با نظم تشکیلاتی فوتبال اروپا خو گرفت، از آغاز هم آن را بر مهارتهای غریزی فوتبالیستهای کشورش ارجح میدانست. همین مدل سازماندهی از سوی کارلوس آلبرتو پرییرا در جامجهانی 1994 پایهگذار چهارمین قهرمانی سلهسائو در جامهای جهانی شده بود و پنجمین قهرمانی این کشور در سال 2002 نیز پیامد اتخاذ روشهایی تقریبا مشابه ولی با ساز و برگها و نفراتی بالنسبه متفاوت از سوی لوییز فیلیپه اسکولاری، سرمربی وقت این کشور بود.
زوج بیهنر
شاید هم دونگا قدری در به کارگیری خشکی اروپایی در سیستم بازی تیم ملی برزیل از افراد فوق بیشتر پیش رفته باشد. وی در حالی در دیدارهای اخیر از زوج دفاعی فیلیپه ملو و گیلبر تو سیلوا در مرکز خط میانی برزیل سود جسته که این دو از کم تکنیکترین هافبکهای برزیل هستند. اولی در یوونتوس یک فصل واقعا بد را سپری کرده و دومی دور از دوران اوجش در لیگ یونان توپ میزند. اما دونگا چون هافبکهایی توپ نگه دار و صاحب قدرت دفاعی و جنگندگی و قادر به تکلزنی و تخریب بازی حریفان را میخواهد به آنها روی آورده و با این که بر پایه حضور آنان به بردهای متعددی رسیده، از دید مردم فوتبالدوست برزیل روح زیبای فوتبال این کشور را کشته است و آنها مکررا میپرسند که چرا تیم ملی برزیل دیگر زیبا و تماشایی بازی نمیکند.
این مردم همچنین میپرسند چرا در سالهای 1982 و 86 هافبکهای وسط برزیل امثال رایکو، سوکراتس و فالکوئوی معروف بودند و حالا دو تکلزن بیهنر (!) آن وسط اداره کار را در دست دارند!
مطرحکنندگان این سوالات و منتقدان روشهای دونگا از یاد بردهاند که در بسیاری از موارد رویکرد برزیلیها به فوتبالهای زیبا در ادوار گذشته جام جهانی فقط پیامآور شکست بوده است. مگر در دهه 1980 نفراتی مثل آنها که نامشان آمد یا کارهکا، سرجینیو و جونیور با مربیگری تهله سانتای معتقد به فوتبال زیبا و روان و سیال در جامهای جهانی به جایی رسیدند و مگر سله سائو در سالهای 1982 و 1986 پیش از مرحله نیمهنهایی حذف نشد و حتی از کسب رتبه چهارم هم محروم نماند؟
حتی در دهه 1950 که استفاده کشورها از 5 مهاجم همزمان در تیمهایشان بسیار رایج بود و به همین سبب نتایج مسابقههای فوتبال گاه شبیه به هندبال میشد، برزیل به روشهای محتاطانهتر 4 ـ 2 ـ 4 و 3 ـ 3ـ 4 روی میآورد و فتح جامهای جهانی 1958 و 62 و همچنین 70 از همین طریق مقدور گشت.
منتقدان دونگا از یاد بردهاند که حتی جامجهانی 1958 با یک مدل اروپایی نصیب برزیل شد و سیستم 1 ـ 5 ـ 4 توسط اکثر تیمها در جامجهانی پیش رو به کار گرفته خواهد شد
روش 1 ـ 5 ـ 4 که اینک نه فقط دونگا بلکه بسیاری از تیمهای اروپایی در برخی روزها به آن روی میآورند، در گذشته نیز بارها توسط زرد و آبیپوشان به کار گرفته شده و قطعا در مسابقههای متعددی از جام جهانی پیش رو هم به اجرا در خواهد آمد اما مردم معترض برزیل فقط دونگا را به خاطر آن میکوبند و او را بابت به کارگیری آن مقصر میدانند. این از بد اقبالی دونگاست که از دید مردم برزیل همیشه ستارهها و قابلیتهای چشمگیر فردی آنهاست که مسابقهها و جامهای بزرگ را فتح میکند، حتی اگر خلاف این بوده و کار سیسماتیک و بازی گروهی بانی آن بوده باشد. نگاه دیگر دونگا در چشم هموطنانش این است که همسو با اروپاییها به وجه آمادگی جسمانی و ماندگاری نفرات تیمش برای نه فقط 90 بلکه 120 دقیقه نبرد جانانه با رقبا بسیار بها میدهد و تمرینات بدنسازی را همیشه در اولویت قرار داده و هیچگاه به همان اندازه برای مرور کارهای تکنیکی و تاکتیکی در تمرینات ارزش قائل نشده است.
آنها نمیبینند که دقیقا همین ویژگیها سله سائو را از معابر سخت سالهای اخیر عبور داده و به نقطهای رسانده که در آستانه جامجهانی نوزدهم همپا با اسپانیا امیدوار اصلی فتح جام نشان میدهد و چندی پیش طوری تیم ملی انگلیس را در مسابقهای تدارکاتی به آسانی برد که انگار با حریفی متوسط و معمولی طرف است.
دندانهای ترمیم شده
دونگا در حالی به خیانت به ایدهآلهای فوتبال برزیل و ارجح شمردن اسلوبهای فاقد طراوت اروپایی متهم شده که بسیاری از شواهد نشان میدهند هر دو قهرمانی نخستین برزیل در جامهای جهانی در سالهای 1958 و 62 نیز با بهکارگیری مدلهایی بدوی از نحوه تدارکات دونگا حاصل آمدند. به نوشته جاناتان ویلسون که کتابی تحقیقی در این خصوص به نام «Inverting the Pyramid» نگاشته، زرد و آبیپوشان تیمی را به جام جهانی 1958 در سوئد بردند که اضافه بر بازیکنان و مربیان معمول، دو پزشک، یک روانپزشک، یک متخصص روابط عمومی، یک مربی بدنساز و یک آنالیزور را همراه داشت و بهکارگیری این متاعها و افراد در آن زمان بسیار غیررایج بود. از دو پزشک مورد بحث، یکی دندانپزشک بود که گفته میشود از زمان اردوی ابتدایی تا اردوی نهایی تیم بیش از 400 دندان را در دهان 34 بازیکن اردونشین ترمیم و برخی را پر کرد و بعضی را هم کشید! پزشک روانکاو هم که دکتر کاروالائس نام داشت در گزارشی مکتوب به مربیان تیم و سران فدراسیون فوتبال برزیل که هنوز نمونه آن در دفتر فدراسیون موجود است، متذکر شده بود پهله 17 ساله برای قبول مسوولیتهای بزرگ در تمام طول برگزاری مسابقهها ناآماده است و بهتر است فقط گاهی از او استفاده شود و افزوده بود که باید مراقب رفتار گارینشا بود، زیرا دردسرسازی اجتماعی از سر و رویش میبارد!
چرا لوسیو؟
امروز دونگا به خاطر همراه بردن یک روانکاو به تمام سفرهای مهم تیمش زیر تیغ مطبوعات قرار دارد و از او پیوسته سوال میشود که چرا هر جلسه تمرینی تیم ملی را به دو ساعت افزایش داده و یک ساعت آن صرف بدنسازی میشود، حال آن که در اروپا بسیار بیش از این و به واقع از دو جلسه تمرین تیمها، یک جلسه، یعنی تمام زمان آن صرف همین قضیه میشود. دونگا همچنین متهم به این است که هیچ گاه لوسیوی فیزیکی را از ترکیب ثابت بیرون نمیگذارد و حتی بازوبند کاپیتانی را به دست او بسته و اغلب در پست مدافع راست هم مایکون فیزیکی را بر دنی الوز فنی ارجح شمرده است. حتی هافبکهای فنی مورد اعتماد دونگا هم امثال الانو هستند که تکنیک فوقالعادهای ندارند و در نوک حمله پیوسته به لوئیس فابیانویی بازی میدهد که به رغم آقای گل شدن در جام کنفدراسیونهای 2009 به زعم هموطنانش دستکم 10 مهاجم برتر از او به لحاظ مهارتهای فردی اینک در لیگ برزیل توپ میزنند.
دونگا در چنین فضایی به جام جهانی نوزدهم پا میگذارد. میزان حمایت از سرمربی سلهسائو کمتر از چیزی است که در جام قبلی از سلف وی ـ کارلوس آلبرتو پرییرا ـ به رغم ناموفقتر بودن آشکار او صورت میپذیرفت. عشاق فوتبال برزیل از یاد بردهاند که دونگا و شاگردانش در مرحله نخست جام باید با رقبای قدرتمندی مثل پرتغال و ساحل عاج مصاف بدهند و این نکته نیز از یادها رفته است که در تیم منتخب دونگا امثال کاکا و روبینیو هم عضویت دارند که اگر از فنیترین فوتبالیستهای فعلی تمام جهان نباشند، در برزیل به سختی میتوان مشابه آنها را یافت.
اینها دردسرهای ویژه و عجیب مربیای است که اگر تیمش فاتح جام جهانی نوزدهم نشود، دقیقا به خاطر رویکردهای مورد بحث مقصر اصلی تلقی خواهد شد و مورد هجوم بیرحمانهای قرار خواهد گرفت و حتی اگر جام به دست به برزیل بازگردد، به اتهام قتل روح زیبای فوتبال برزیل تحت پیگرد رسانهها و مردم این کشور قرار خواهد گرفت و روزگارش سیاهتر خواهد شد!
سایت Soccernet / مترجم: وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: