در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برای تاجیک حادثه از لحظه آشناییاش با بسکتبال شروع شده و اصلا خود بسکتبالیست شدنش حادثه بوده است: من در مقطع راهنمایی در مدرسهای که درس میخواندم بسکتبال بازی میکردم. آن مدرسه را ترک کردم و به مدرسه دیگری رفتم. زمانی که برای گرفتن پروندهام به مدرسه قبلی مراجعه کردم یکی از مربیان بسکتبال به طور اتفاقی و غیرمنتظره مرا دید و گفت: تو بسکتبال بازی میکنی؟ جواب دادم بله و او مرا به سمت بسکتبال راهنمایی کرد و همین راهنمایی باعث شد من راهی را بروم که هرگز فکر نمیکردم موفق بشوم.
تاجیک ادامه میدهد: اول نمیخواستم بروم و پشت گوش انداختم، اما وقتی به خانه رفتم و موضوع را برای پدرم گفتم، او که خودش اهل ورزش بود به من گفت حتما باید بروی و در واقع مرا به زور سر اولین جلسه تمرین فرستاد. در همین اولین جلسه سرنوشت من تعیین شد. مربیان بر بازی من مهر تایید زدند و مرا از پایه آموزش دادند. زمانی که به مسابقات تهران آمدم خوب درخشیدم و تبدیل به یک چهره در بسکتبال شدم.
تلخترین حادثه زندگی پویا تاجیک هم به بسکتبال مربوط میشود. از دست دادن آیدین نیکخواه بهرامی، برای همه هم تیمیهایش سخت بوده است: از دست دادن آیدین غیرمنتظره بود و بسیار تلخ. بچههای تیم معمولا سعی میکنند با روحیه باشند و وقتی سر تمرین میآیند حوادث خارج از زمین را فراموش کنند، اما آیدین در جایجای زمین حضور داشت و هنوز هم جای خالیاش حس میشود. بیشتر سعی بچهها این بود که به صمد، برادر آیدین روحیه بدهند. در هر حال یاد آیدین همیشه و در همه حال با ما خواهد بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: