عشق بدون مرز

کد خبر: ۳۱۹۷۵۰

روزهایی که حالا همه‌اش تمام شده و باز هم فقط خاطراتش مانده و یادش و مزه‌اش که هنوز زیر زبان‌مان است. خاطره‌هایی که تنها در ذهن و دل‌مان نشسته و اگر نبودند معلم‌های انشاء که به دانش‌آموزان سال‌های ابتدایی بگویند: بنویسید که «تعطیلات عید را چگونه گذراندید؟» شاید هیچ‌کس، هیچ‌گاه این روزها و آنچه را دیده و شنیده و انجام داده بر کاغذ نمی‌آورد.

گویا دیگر نوشتن را به دست فراموشی سپرده‌ایم. برخلاف چند دهه پیش که ما به هر جا می‌رفتیم، نامه‌ای برای اقوام و دوستان می‌فرستادیم، از حال خود می‌گفتیم و از آنجا که بودیم و آب و هوا و دیگر چیزها. حالا اما سفرها آنقدرها طولانی نیستند، هر چند که راه‌ها طویل باشند و دوری‌ها رنگ می‌بازند در پرتو ایمیل و تلفن همراه، ما هم اگر جایی برویم حتما به یک پیامک (همان اس ام اس) قناعت می‌کنیم.

اما همین ما، هنوز هم که گاهی نامه‌ای برایمان می‌رسد، بازش که می‌کنیم، وقتی چشمان‌مان روی حروف و کلمات می‌دوند، چنان به وجد می‌آییم که گویا دیگر نمی‌خوانیم، حس می‌کنیم دوستی را در آغوش کشیده‌ایم، بوسه‌ای بر دستان مادر می‌نشانیم یا فرزندمان دوباره کوچک شده و بر زانوی‌‌مان نشسته است.

پس بد نیست، ما هم گاهی نامه‌ای بنویسیم و این حس زیبا را به دیگران هم بچشانیم.

***

«مامان عزیزم...» مجموعه نامه‌های چند نویسنده بزرگ به مادران‌شان است که نشر ققنوس در آخرین ماه‌های سال 1388 با ترجمه مینا دارابی‌امین، آن را روانه بازار کتاب کرد.

همان‌طور که مترجم در پیشگفتارش آورده، این نویسندگان، لحظات کودکی را در کنار مادر سپری می‌کنند. بعدها مشکلات سر بر می‌آورند و گاه مادر و پسر از هم جدا می‌شوند، اما احساس جایگزین ناپذیر عشقی بدون مرز، هرگز از بین نمی‌رود..... این نامه‌ها شاهدی بر ماجراهای پرشور، مشاجرات و آشتی‌ها، غم‌ها و شادی‌های برخی از نویسندگان بزرگ با زنی است که به آنها زندگی بخشیده است.

اما مهم اینجاست که این نامه‌ها از قلم نویسندگانی است که جهان، آنها را تحسین کرده، نویسندگانی با یک عمر تجربه که در خدمت قلمی دلنشین قرار می‌گیرد.

گابریل گارسیا مارکز برای کتابخوان‌ها نام شناخته شده‌ای است؛ خیلی از مردم دنیا اگر از او کتابی نخوانده باشند، نامش را شنیده‌اند.

مارکز پس از انتشار یکی از کتاب‌های مشهورش به نام «عشق سال‌های وبا» در مصاحبه‌ای چنین می‌گوید:... به گمانم کهولت به من آموخته است که در نهایت، آنچه اهمیت دارد، احساسات است و عواطف، یعنی آنچه که در دل روی می‌دهد... کتاب‌های من همه به نحوی درباره عشق بوده‌اند..... با این همه، گمان می‌کنم که من نمی‌توانستم «عشق سال‌های وبا» را زمانی که جوان‌تر بودم بنویسم. یک عمر تجربه عملی در آن است. از تجربه‌های بسیاری مایه گرفته است، تجربه‌های خودم و دیگران. از همه گذشته، دیدگاه‌هایی در آن است که پیشتر نداشتم. من امسال 60 ساله می‌شوم... ».

این تکه از صحبت‌های مارکز را آوردم تا همه بدانیم این نامه‌ها هم چنین حسی را با خود دارند و چنین تجربه‌ای را؛ شاید دیگران این‌گونه نبینند و این‌گونه ننویسند؛ پس خوب است از این تجربه‌ها بهره‌ای بگیریم. امیدوارم شما هم از خواندن این کتاب کوچک 102 صفحه‌ای که با قیمت 2200 تومان قابل خریداری و ساعتی همراه شدن با این نویسندگان بزرگ است، لذت ببرید. امیدوارم وقتی آن را خواندید، همه یا قسمتی ‌از آن را، به یاد مادرها هم بیفتید؛ شاید با یک تلفن، اما اگر دورتر هستید برایش یک نامه بنویسید.

در پایان، چند خطی از یکی از نامه‌های «گوستاو فلوبر» را با هم می‌خوانیم: «.... مامان عزیز، دلبند و نازنینم، حتما الان خوابی. لابد تو هم امشب مثل من گریه کرده‌ای، ولی چه می‌شود کرد!

بگو ببینم حالت چطور است؟ چیزی را از من مخفی نکن. می‌دانی اگر سفرم باعث ناراحتی تو شود، بشدت احساس پشیمانی خواهم کرد...»

و همین‌طور کوتاه‌ترین نامه این مجموعه از آنتوان دو سنت اگزوپری (نویسنده شازده کوچولو): «مامان دلبندم، همین الان فهمیدم که هواپیمایی عازم فرانسه است. اولین و تنها پرواز. خواستم تا با دو خط نوشته از اعماق وجود شما را ببوسم....».

کورش اسعدی‌بیگی

قابل توجه ناشران محترم

ناشرانی که در حوزه نهاد خانواده ، تعلیم و تربیت و روان‌شناسی کودک‌، رمان‌های خانوادگی و ... کتاب‌های تازه‌ای به بازار نشر روانه کرده‌اند‌ می‌توانند 2 نسخه از کتاب‌های خود را به نشانی تهران- بلوار میرداماد‌ - جنب مسجد الغدیر روزنامه جام جم -
ضمیمه چاردیواری ، قسمت
پرواز با کتاب ارسال کنند تا معرفی شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها