وی که بشدت ترسیده بود، ملتمسانه از مردان مهاجم میخواست او را رها کنند؛ ولی آنها پس از کتک زدن وی، دست و پاهایش را با طناب بستند و کشان کشان به داخل صندوق عقب خودروی پراید انداختند و حرکت کردند و تقلای مرد جوان برای رهایی بیفایده بود.
پس از طی مسافتی، ربایندگان خودرو را حوالی باغ متروکهای در ازگل تهران متوقف کردند.
آنها پس از توقف خودرو، فرد ربوده شده را از صندوق عقب خارج کردند و به داخل باغ متروکه انتقال دادند. مهاجمان نقابدار پس از کتک زدن دوباره مرد جوان، او را به اتاقکی در انتهای باغ انتقال دادند و او را تهدید کردند اگر فریاد بزند، دیگر نزد خانوادهاش بازنمیگردد.
نیمههای شب، مرد ربوده شده وقتی اطمینان یافت که ربایندگان در خواب عمیقی فرو رفتهاند، آرام آرام با دست و پای بسته از اتاقک چوبی خارج شد.
مرد جوان در حالی که به سختی راه میرفت، روی زمین افتاد. در همین موقع متوجه شد که کنار یکی از درختان، چاقویی افتاده است. با برداشتن چاقو، طناب دست و پاهایش را باز و شروع به دویدن کرد و خود را به یکی از خیابانهای شهر رساند.
مرد رهگذر، ناجی گروگان شد
وقتی در خیابان میدوید و تقاضای کمک میکرد، یک راننده عبوری متوجه وی شد و خودرویش را در حاشیه خیابان متوقف کرد.
مرد راننده با نزدیک شدن به وی، وقتی از ربوده شدن وی باخبر شد، او را سوار خودرویش کرد و به کلانتری 164 قائم تهران انتقال داد.
مرد جوان وقتی مقابل افسر تجسس کلانتری قرار گرفت، ماجرای ربوده شدن خود را تشریح و از پلیس تقاضای کمک کرد.
با ثبت اظهارات این مرد، پرونده قضایی تشکیل شد و ماموران کلانتری 164 قائم تهران، جستجو برای یافتن ربایندگان نقابدار را آغاز کردند.
مرد کنجکاو، آدمربا بود
جستجوهای پلیسی در این خصوص ادامه داشت، تا این که چند روز پس از حادثه، ماموران کلانتری متوجه مردی جوان شدند که مقابل در ورودی کلانتری پرسه میزند و از رهگذران درخصوص یک آدمربایی سوال میکند.
ماموران با مشکوک شدن به این مرد، به او نزدیک شدند و قصد داشتند وی را برای ادامه تحقیقات به کلانتری انتقال دهند که او قمهای را از زیر پیراهن خود بیرون آورد و به سوی ماموران حمله کرد.
به این ترتیب، ماموران کلانتری، او را محاصره کردند و در یک اقدام ضربتی، او را دستگیر کردند.
با انتقال متهم به کلانتری، وی مورد بازجویی قرار گرفت و اظهارات متناقضی مطرح کرد و سرانجام در مواجهه حضوری با شاکی، به جرم خود اعتراف کرد.
اعتراف آدمرباها
متهم پرونده در اظهاراتش به پلیس گفت: من و دوستم امیر با فرد شاکی، اختلاف حساب داشتیم. شب حادثه برای پایان دادن به این اختلاف، تصمیم به ربودن وی و اخاذی از خانوادهاش گرفتیم.
پس از ربودن مرد جوان، او را در اتاقکی در یک باغ متروکه با دست و پای بسته زندانی کردیم.
روز بعد پس از بیدار شدن از خواب متوجه فرار مرد جوان شدیم و به جستجوی وی پرداختیم که بینتیجه بود.
با اعتراف این متهم، چند روز پیش یکی از همدستان وی دستگیر شد و به همکاری با سرکرده باند اعتراف کرد.
متهم دستگیر شده افزود: من نقش چندانی در این آدمربایی نداشتم و زمانی که در باغ متروکه حضور پیدا کرده بودم، وقتی متوجه فرار گروگان شدم، میدانستم که دیر یا زود دستگیر خواهم شد.
بنا بر این گزارش، 2 مرد آدمربا پس از انتقال به دادسرای جنایی تهران و تحقیقات مقدماتی به اتهام آدمربایی و ضرب و جرح گروگان و سرقت خودرو با قرار قانونی روانه زندان شدند.
در این تحقیقات قاضی جنایی خطاب به متهمان عنوان کرد: صرف بدهی و اختلاف موجب آن نخواهد شد که فردی به صورت خودسرانه و بدون مراجعه به مراجع قضایی اقدام به ارتکاب جرائمی از این قبیل نماید، زیرا این اقدام آدمربایی محسوب شده و مجازات سختی برای آن در نظر گرفته شده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم