برای خانوادهها هم بهانهای بود تا به طبیعت بروند و پرواز بادبادکها را به تماشا بنشینند و از همه مهمتر برای خود شهرها این بهترین بهانه بود تا به همه نشان دهند که روح شادی در دل مردم زنده است و چهره شهر با پرواز بادبادکهای بازیگوش زیباتر است. چند سالی بود که گویی بادبادکها از شهرها (حداقل تهران) قهر کرده بودند، دیگر دیدن بادبادکها اتفاقی عادی نبود و استثنا به شمار میآمد تا این که از چند سال پیش عصرها در پارکینگ پارک پردیسان تهران دوباره بادبادکها به هوا برخاستند، شاید کسانی که اولین بار در این محل پس از سالها بادبادکها را به پرواز درآوردند، خود نیز گمان نمیکردند زمانی برسد که صدها بادبادک عصرهای تهران را رنگین کند. امسال عید اگر به تهران سری میزدید، هر روز میتوانستید جشنوارهای از رنگ و حرکت و شادی را در این محل ببینید. چشمانداز برج میلاد را چهرههای بازیگوش بادبادکها پر میکردند. بادبادکها پس از چند سال دوری کمکم دوباره به آسمان تهران بازگشتند و هر روز تعدادشان بیشتر میشود. امسال دیگر فقط پردیسان میزبان بادبادکها نبود که تقریبا اغلب پارکها و مکانهای عمومی پرواز بادبادکها را جشن گرفته بودند. بادبادکبازها نه فقط خودشان لحظات زیبایی را تجربه کردند که رهگذران را نیز از دیدن شهری زنده و شاد به وجد آوردند. بسیاری از این رهگذرها بار دیگر سراغ خاطرههای خود خواهند رفت تا شاید آنها هم به جمع بادبادکبازهای پایتخت بپیوندند؛ بادبادکبازهایی که آسمان شهر را به زیباترین شیوه رنگآمیزی میکنند.
پوریا ناظمی / دبیر گروه دانش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم