در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آقای دایی، از اول شروع کنیم یا از آخر؟!
منظورتان کدام اول و آخر است.
منظور ما آمدن شما به تیم ملی و رفتنتان از این تیم و حضور در پرسپولیس است.
میل شماست، از هر جا که میخواهید شروع کنید تا من پاسخگو باشم.
خیلیها بر این باورند که حضور شما در تیم ملی اشتباه بود و برداشتن شما از جانب فدراسیون اشتباهی بزرگتر، نظر خود شما و تحلیلی که از این فعل و انفعال دارید، چیست؟
من قبول ندارم که آمدنم به تیم ملی اشتباه بود. یعنی اگر همین امروز هم در آن موقعیت قرار بگیرم باز هم تیم ملی را انتخاب میکنم. البته با آن فضایی که تیم ملی آن موقع داشت و همچنین وعده و وعیدهایی که از سوی مسوولان فدراسیون مبنی بر همهگونه همکاری متقابل داده شد. ولی شاید در اجرا و در عمل آن چیزی که انتظار میرفت، نشد و برخی آدمها ثابت کردند حرف و عملشان یکی نیست.
من خودم را مدیون فوتبال این آب و خاک و این مردم میدانم. بنابراین هرگاه احساس کنم، میتوانم خدمتی به مردم کنم، با جان و دل میپذیرم و اصلا نگران نیستم که بگویند دایی خراب شد یا دایی را خراب کردند.
من معتقدم عزت و ذلت دست آن بالایی است و اگر انسان با هدف خدمت به صورت واقعی و با نیت درست وارد هر کاری شود، خداوند هم به او کمک میکند. بنابراین وقتی علی دایی به این موضوع اعتقاد دارد، اصلا خراب شدن و درست شدن معنا و مفهومی ندارد. امروز بسیار خوشحالم و وجدانم راحت است که در تیم ملی تمام توانم را به کار بستم و از این بابت اصلا ناراحتی ندارم، البته درباره برکناریام از مربیگری تیم ملی فکر میکنم.
گذشت زمان ثابت کرد کار آقایان درست بوده یا اشتباه. من میگویم تاریخ بهترین گواه است. حتی امروز کسانی که سرسختترین منتقدانم بودند، معتقدند که اگر با تیمملی ادامه میدادم اتفاقات بهتری میافتاد. به هر حال اگر تصمیمگیرندگان فوتبال امروز به وجدان خود مراجعه کنند و بخواهند حقیقت را بگویند، یقینا نظر کارشناسان را تایید خواهند کرد.
خود شما چه؟ یعنی شما میگویید اگر با همان شرایط شکست از عربستان در ورزشگاه آزادی ادامه میدادید، میتوانستید تیم ملی را به جام جهانی ببرید؟!
یک مثال میزنم. ما با پرسپولیس رفتیم و 4 تا از شاهین بوشهر خوردیم و باختیم. بعد همان تیم با همان بازیکنان با 7 پیروزی پی در پی اکنون خود را مدعی قهرمانی میداند چرا که بعد از آن شکست حساب کار دست من و بازیکنان آمد. بازی با عربستان را هم نباید میباختیم. آن بازی تحت شرایط خاصی بود که مهمترین آن نداشتن یک یا 2 بازی تدارکاتی با تیمهای بزرگ بود، ولی امکان برگزاری دیدارهای تدارکاتی فراهم نشد و تیم ما در در بازی با عربستان در حالی که واقعا با همان شرایط هم بهتر از حریف بود دو گل ناباورانه خورد و بدترین و تلخترین لحظات من اتفاق افتاد. بعضیها فکر میکنند من ناراحت نشدم در حالی که همه میدانند آن شکست برای علی دایی خیلی تلخ و سنگین بود. با وجود این خودم را آماده کرده و به بازیکنان هم گفته بودم، اگر من باشم میدانم چه راهی را در سه بازی آینده انتخاب کرده و با شما چه کار کنم.
بازیکنان تیم ملی مرد و مردانه مصمم بودند که شکست از عربستان را با صعود به جامجهانی تلافی کنند و ناراحتی را از دل مردم بزدایند اما متاسفانه تصمیمات گرفته شده این مجال را به ما نداد تا ماموریتم را به اتمام برسانم. از طرفی حتی اگر یک درصد هم من با تیم ملی در بازی بعدی نمیتوانستم نتیجه بگیرم، باز مثل همین امروز بود. پس میبینیم که برکناری من درست نبود.
بعد از برکناری از تیم ملی سکوت اختیار کردید و فقط مدعی شدید برکناری شما کار فدراسیون فوتبال نبوده است. شاید تکرار مکررات باشد اما یعنی چی که فدراسیون دخالتی در برکناری مربی تیم ملی نداشته است؟
نمیخواهم وارد این قضایا شوم؛ چرا که فعلا با پرسپولیس کار میکنم و میخواهم تمام توانم را برای این تیم بگذارم. ولی همه متوجه شدند که خبر بر کناری من را صبح اعلام کردند و تازه بعدازظهر همان روز کمیته فنی فدراسیون فوتبال جلسه گذاشت تا تصمیمگیری کنند. برخی کسانی که ادعا میکردند تا آخر در کنار من هستند و دم از رفاقت و حمایت میزدند، خیلی زود جا زدند و حتی به نیمی از وعدههای خود هم عمل نکردند.
شما بعد از خداحافظی از تیم ملی، (پس از جامجهانی 2006 آلمان) روزه سکوت اختیار کردید و حتی برخی ها مدعی شدند دایی به اروپا و آمریکا رفته و دیگر به ایران برنمیگردد؟
همه آن حرفها شایعه بود. من بعد از این که از تیم ملی رفتم، دنبال کارهای مربوط به خود بودم و بنابراین دلیلی نداشت حرفی بزنم.
بعد از برکناری هم اگر حرفی میزدم بعدها آقایان مدعی میشدند که فلانی اجازه نداد تیم ملی با آرامش بازی کند و گناه صعود نکردن به جامجهانی را گردن من میانداختند.
بنابراین با خود میگفتم گذشت زمان همه چیز را روشن میکندو نیازی هم نمیدیدم درباره شایعات حرفی بزنم. من بارها گفتهام هرگز از کشورم دل نخواهم کند؛ چرا که این آب و خاک و این مردم خوب را دوست دارم و به کشورم عشق میورزم. هرگز هم از اینجا تکان نمیخورم، چرا که میخواهم تجربیاتم را به جوانها منتقل کنم و این که قدمی برای پیشرفت فوتبال کشورم بردارم.
و باز هم مثل همیشه به یکباره سر از پرسپولیس در آوردید و همه را غافلگیر کردید؟
باز هم لطف خدا بود. آقای کاشانی یک روز با من تماس گرفت و شرایط تیم را توضیح داد. احساس کردم اوضاع به گونهای است که میتوانم به پرسپولیس خدمت کنم. از آنجا که از وی شناخت کافی داشتم و وی را مدیری با صداقت دیدم، وارد شدم و خدا را شکر تا به امروز توانستهام مقداری اسباب رضایت و خوشحالی هواداران پرسپولیس را فراهم کنم.
امروز همه بازیکنان پرسپولیس از تحول صورت گرفته در تیم صحبت میکنند که موثر و چشمگیر بوده است. این مساله را برای ما باز میکنید؟
بازیکنان پرسپولیس همه لطف دارند و جملگی نیز آدمهای بزرگی هستند. آنها پس از بازی با شاهین بوشهر باور کردند که من با کسی شوخی ندارم و با احدی نیز تعارف نمیکنم.
بازیکنان پرسپولیس میدانند که با هیچکس تعارف ندارم و هرکس آمادهتر باشد در ترکیب اصلی تیم قرار میگیرد
برای همین به همه بازیکنان ثابت کردم که برای من هیچ چیزی مهمتر از آمادگی نیست. یعنی بازیکنان آمادهتر را در ترکیب تیم قرار دادم تا با ایجاد حس رقابتجویی مثبت، همه به جنبش و تلاش تازهای برای اوجگیری پرسپولیس بیفتند.
امروز همه بازیکنان میدانند که اگر آماده باشند، بازی میکنند و هیچ بازیکنی هم حاشیه امنیت ندارد.
از این منظر بازیکنان فعل خواستن و توانستن را با هم در آمیختهاند و من هم آنچه را در توان دارم به آنها منتقل میکنم. ضمن اینکه مدیران پشت صحنه پرسپولیس خیلی در این موفقیتها سهیم هستند. وقتی این شرایط به صورت زنجیروار فراهم باشد، طبیعی است که موفقیت باید حاصل شود.
وقتی شما به پرسپولیس آمدید این شائبه به وجود آمد که ممکن است با بازیکنانی مثل کریم باقری، شیث رضایی و... دچار مشکل شوید، اما آنها امروز بهترین بازیها را برای شما انجام میدهند؟
من با هیچ بازیکنی بویژه بازیکنان پرسپولیس مشکلی ندارم. آقا کریم از دوستان، همشهریان و همبازیان خوب من است که واقعا به عنوان یک لیدرو بزرگتر درون زمین عمل میکند و همه بازیکنان و کادر فنی هم احترام او را دارند. در عین حال کریم مثل یک بازیکن جوان و پرانرژی در زمین میجنگد و یکی از موثرترین بازیکنان کنونی پرسپولیس و فوتبال ایران است. با شیث هم مشکلی نداشتهام و واقعا او هم مثل یک بازیکن بزرگ درون زمین و در خط دفاعی انجام وظیفه میکند.
برسیم به احمدرضا عابدزاده، زمانی که در تیم ملی بودید رابطه بسیار خوبی با احمدرضا داشتید، ولی در بدو ورود به پرسپولیس عذر او را خواستید؛ دلیل خاصی داشت؟
امروز هم احمدرضا از دوستان خوب من است و بزرگتر فوتبال ما. من احترام خاصی برای او قائلم، اما معتقدم که احمدرضا میتواند در جاهای دیگر هم به ما کمک کند. رفتن او از کادر فنی و مربیگری دروازهبانهای پرسپولیس به معنای وجود اختلاف بین ما نیست. در این قضیه هم به گذشت زمان اعتقاد دارم و میدانم که این اتفاق به سود عابدزاده تمام خواهد شد.
ولی عابدزاده از شما دلخور است؟
شاید اگر من هم جای احمدرضا بودم، ابتدا ناراحت میشدم ولی تلاش میکنم از وجود او حتما در یک جای مناسب استفاده کنم.
آیا منکر اختلاف خود با علی کریمی میشوید و این را هم مثل قضیه عابدزاده عادی تلقی میکنید؟!
ببینید، من باز هم میگویم، هیچگاه با هیچکس مشکلی نداشته و ندارم.
در همین قضیه آقای کریمی، شما یک جا دیدهاید که من یک کلمه درباره وی صحبت کنم؟ هر جا هم از من سوال شده، گفتهام کریمی از بازیکنان خوب و بزرگ فوتبال ماست و من برایش احترام قائلم. امروز هم من حرفی نزدهام و این آقای کریمی بوده که گفته تا فلانی در پرسپولیس باشد، من نمیآیم. من هم در جواب سوال خبرنگاران گفتم هرگاه کارت دعوت برای وی فرستادم، او کارت دعوت ما را پس بدهد.
خب، برگردیم به سوالات کلیتر و کمکم مصاحبه را تمام کنیم. سال 1389 را چطور پیشبینی میکنید؟
انشاءالله سال خوبی برای همه مردم کشورم باشد. دوست دارم مثل همیشه در کشور ما صلح و صفا و آرامش برقرار باشد و مردم در کمال آرامش زندگی کنند. امیدوارم مشکلات اقتصادی مردم هر روز کمتر و با تلاش مسوولان اوضاع مردم بهتر شود.
برای ورزش ایران هم آرزوی روزهای خوبی را دارم و انشاءالله که فوتبال ما سال خوبی را سپری کند.
چقدر به موفقیت تیم ملی در جام ملتها اعتقاد دارید؟
اگر خوب برنامهریزی و مدیریت کنند، فوتبال ایران توانایی موفقیت در آسیا را دارد.
آیا ممکن است علی دایی در جام ملتهای آسیا روی نیمکت مربیگری تیم ملی باشد؟
هیچ چیز غیرممکنی وجود ندارد!
یک سوال به عنوان حسن ختام، واقعا روزنامه جامجم را میخوانید، اگر میخوانید چه نظری راجع به این روزنامه دارید؟
بله، «جامجم» را میخوانم. به دفتر کارم میآورند و هرروز آن را ورق میزنم. اگر فرصت باشد علاوه بر صفحات ورزشی، صفحات دیگر روزنامه را هم میخوانم.
«جامجم» از جمله روزنامههای پرمحتوای کشورمان است که همواره یک رویه متعادل را در پیش میگیرد. راستی صفحه ورزشی شما همیشه نصف و نیمه است!
اگر بتوانید هر روز یک صفحه کامل داشته باشید، بهتر خواهد بود. در مجموع برای شما و همه همکارانتان و مدیریت خوب روزنامه آرزوی موفقیت دارم.
سید رضا فیض آبادی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: