«رستگاری ترمیناتور» فیلمی سرگرمکننده است، ولی آن چیزی نیست که میتوانست باشد. بحث فقط بر سر غیبت آرنولد شوارتزنگر و کاراکتر او (شخصیت اصلی سه قسمت قبلی) از چهارمین قسمت فیلم نیست. حتی بدون حضور او هم میشد فیلمی گیرا و جذابتر تولید کرد. اما در این قسمت فیلم مثل قسمت سوم آن خبری از دید خلاق و نوجوی جیمز کامرون، خالق دو قسمت اول و دوم آن نیست. واقعیت این است که کسانی که از دو قسمت اول و دوم ترمیناتور، آن استقبال خوب را کردند، برای قسمتهای بعدی آن به چیزی کمتر از جذابیتهای این دو قسمت رضایت نخواهند داد. رستگاری ترمیناتور قرار بود به نوعی احیاکننده این مجموعه فیلم باشد. ولی شاید بهتر بود این کار به دست خود کامرون صورت میگرفت و نه آقای مک جی (خالق فرشتگان چارلی). صحنههای اکشن حدود 90 درصد از کل رستگاری ترمیناتور را تشکیل میدهد. در اوج این صحنههای اکشن نبرد نهایی و آرماگدونوار بین انسانها و روباتهای ماشینی در یک آینده نزدیک است. عنصر جذاب قصه فیلم هم همانا جلوههای ویژه آن است که البته در برخی صحنهها بشدت توی ذوق میزند و یک جورهایی حالت تحمیلی دارد. در قسمت جدید فیلم کریستین بل (مرد خفاشی مجموعه فیلم بتمن) نقش جان کانر کاراکتر اصلی انسانی این مجموعه فیلم را بازی میکند. کانر که در 3 قسمت قبلی کودک و نوجوانی بیش نبود، حالا تبدیل به یک مرد بزرگ شده و هنوز رهبری مبارزه بین نوع بشر و ماشین را به عهده دارد. ترمیناتور از اولین قسمت آن در اوایل دهه هشتاد تا به امروز در ارتباط با درگیری بین بشر و ماشین، سوالات زیادی را پیرامون خود به وجود آورده است. چهارمین قسمت فیلم هم ادامه دهنده همین راه است. اما در این قسمت نبرد بین انسان و ماشین بیشتر شده و شکل حجیمتری پیدا کرده است. سازندگان فیلم تمام تلاش خود را به کار گرفتهاند تا این صحنهها از جذابیت ویژهای برخوردار باشد. در بعضی از لحظات فیلم، این احساس در دل تماشاچی ایجاد میشود که قصه فیلم گوشهچشمی به قسمتهای قبلی این مجموعه فیلم و همچنین تعدادی از دیگر محصولات قدیمی و سرشناس سینما دارد.
در قصه فیلم زمین به صورت مکانی به تصویر کشیده میشود که زندگی در آن با سختیهای زیادی همراه است. یک جورهایی بسیاری از چیزها حالت مکانیکی به خود گرفته است و این در حالی است که کاراکتر اصلی قصه تلاش دارد با ماشینی شدن همه چیز مقابله کند. در طول فیلم به ندرت میتوان با یک شهر سالم، یک خانه زیبا و یا یک مزرعه روبهرو شد.
انگار که همه چیز به پایان خود رسیده است. حتی کاراکتر کانر هم یک جورهایی دیگر انسان نیست و تبدیل به یک آدم آهنی شده است. او به کمک یک ژنرال قدیمی میآید تا با کمک یکدیگر، ماشین آهنی اصلی منفی قصه فیلم را شکست دهند و باعث رهایی نوع بشر شوند. اما کانر برای انجام کارها و اقدامات خود یک رقیب سرسخت هم دارد. او مارکوس رایت (با بازی سام و ورتینگتن استرالیاییتبار که با آواتار تبدیل به یک بازیگر سرشناس شد) مردی از گذشته است که خیلی شبیه کانر رفتار میکند و بر این تصور است که بهترین گزینه برای نجات نوع بشر از چنگال ماشینها و روباتهاست. مارکوس که در گذشته به جنایت محکوم شد، پس از سالها از خواب موقت خود در یک آزمایشگاه علمی بیدار میشود. سازندگان ترمیناتور 4 امید زیادی به موفقیت بالای مالی آن در جدول گیشه نمایش داشتند. ولی این فیلم تابستان گذشته نتوانست با دیگر محصولات پر سر و صدای سینمایی رقابت خوبی کند و همین مساله باعث شد تا تهیهکنندگان آن نسبت به تولید قسمت دیگری از این مجموعه فیلم، دچار شک و تردید شوند. این اتفاق در شرایطی رخ داد که مالک اصلی حقوق تولید فیلم سینمایی قصه ترمیناتور (که یک شرکت گمنام غیرهنری بود) ورشکسته شده، به همین دلیل، امتیاز تولید فیلمهای سینمایی ترمیناتور را در یک حراج، در معرض فروش قرار داد. خریداران جدید امتیاز برگردان سینمایی ترمیناتور گفتهاند بزودی تولید قسمت دیگری از این مجموعه فیلم را شروع میکنند، ولی آنها قصد احیای دوباره این فیلم و کاراکترهای آن را دارند. حتی احتمال آن وجود دارد که قسمت پنجم فیلم، پیشدرآمدی بر قصه قسمت اول باشد. اگر این اتفاق بیفتد، ماجراهای قصه قسمت جدید چند سال قبل از شروع قصه اولین قسمت رخ خواهد داد. این همان کاری است که تهیهکنندگان فیلم رقیب یعنی «سفرهای ستارهای/ پیشتازان فضا» انجام دادند و جواب خوبی هم گرفتند. رستگاری ترمیناتور به دلیل حال و هوای قصه خود، فضایی بیروح داشت ولی قرار است قصه قسمت جدید آن، حال و هوا و فضایی متفاوت داشته باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم