تحلیل روز 11 سپتامبر و دکترین جورج بوش

جام جم آنلاین: چگونه رویدادهای یازدهم سپتامبر نگرش امریکا را نسبت به حقوق بشر تغییر داده است؛ «هارولد هونگجو کو» می گوید: بطرز خطرناکی ، اما شاید بطور موقت .
کد خبر: ۳۱۶۷۸

bush

به نظر من 11 سپتامبر به شادی ناشی از سقوط دیوار برلین و این اعتقاد که همکاری جهانی به رهبری امریکا می تواند مشکلات جهانی را حل کند ، پایان داد.
دولت امریکا به تراژدی برج های دوقلو با یک استراتژی فراگیر جدید جهانی یعنی با یک «دکترین در حال ظهور بوش» واکنش نشان داد.
یک عنصر این دکترین چیزی است که من آن را «آشیل پاشنه اش» می نامم 11 سپتامبر یک احساس روان گسیختگی را در امریکا - همچنان که زمانی در آشیل به وجود آورده بود - درباره قدرت استثنایی و آسیب پذیری استثنایی آن ایجاد کرد.
یک ابرقدرت هرگز در تاریخ در یک زمان آنقدر نیرومند و آنقدر آسیب پذیر به نظر نرسیده بود.
دکترین بوش می پرسید: ما چگونه می توانیم از منابع ابرقدرتی خود برای مقابله با آسیب پذیری خود استفاده کنیم؛.
پاسخ حکومت امریکا «امنیت داخلی» بوده است برای حفظ قدرت امریکا و پیشگیری از حملات آینده ، دولت امریکا حق جدیدی تحت قوانین بین المللی برای خلع سلاح از طریق دفاع از خود با حق پیشگیری هر کشوری که تهدیدی به شمار می رود برای خود قائل شده است.
به این منظور برنامه هایی فراگیر در مورد کنترل مهاجرت ، بازداشت های امنیتی ، پنهان کاری و افزایش اطلاعات دولت در امور شهروندان به اجرا درآورده است .

 bush1

دولت امریکا تاکید خود در مورد حقوق بشر را نیز بشدت تغییر داده است در سال 1941 فرانکلین دلارنو روزولت با ارائه تصویری از دنیا که امریکا می خواست بنا کند از متحدان خود خواست برای ایجاد چنان دنیایی به او ملحق شوند: دنیای پس از جنگ که دارای چهار آزادی اساسی : آزادی بیان ، آزادی مذهب ، آزادی از فقر و تنگدستی ، آزادی از ترس باشد.
این چارچوب ترکیب حقوق بشر دوره پس از جنگ را - که در اعلامیه جهانی حقوق بشر و پیمان های بین المللی بعدی تبلور یافت - پیش بینی می کرد ، ترکیبی که بر حمایت کامل از حقوق مدنی و سیاسی (آزادی بیان و مذهب) ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی (آزادی از فقر و تنگدستی) ، و آزادی از توهین و آزار و تعقیب شدید (پیمان مربوط به آوارگان ، پیمان جلوگیری از نسل کشی و پیمان جلوگیری از شکنجه تاکید می کرد.
اما مقامات دولت بوش حالا تشخیص داده اند که «آزادی از ترس» مهمترین آزادی است که ما به حفظ آن نیاز داریم آزادی از ترس اسم رمز وسواس آمیز سیاست حقوق بشر امریکا شده است .
پنج جنبه سیاست حقوق بشر امریکا که براساس آزادی از وحشت استوار است به شرح زیر است :
اول:حکومت بسته و تجاوز به حریم خصوصی شهروندان.
دوم:هدف گرفتن و قربانی کردن مهاجران و پناهندگان.
سوم :ایجاد مناطق خارج از حیطه قانون ، که بارزترین نمود آن پایگاه دریایی امریکا در خلیج گوانتانامو در خاک کوبا است.
چهارم:ایجاد کسانی که در حمایت قانون نیستند مخصوصا آن گروه از شهروندان امریکایی که با عنوان «مبارزان خصم» زندانی شده اند.
پنجم ، رنگ باختن حضور اصول حقوق بشر مورد نظر امریکا در بقیه کشورهای جهان ، شرح زیر این تغییر نهادی در اصول حقوق بشر امریکا را آشکار می کند.
دولت بسته و تجاوز به حریم خصوصی شهروندان دو اصل اساسی دنیای پس از واترگیت این بوده است که دولت ما در زندگی شهروندان خود جاسوسی نمی کند و شهروندان امریکایی باید از هر چه که دولت ما دارد انجام می دهد ، باخبر باشند و آنها را مشاهده کنند.
اما از 11 سپتامبر پنهان کاری دولت و طبقه بندی اسناد آن به اوج تازه ای رسیده است .
قانون میهن پرستی ، که پس از 11 سپتامبر تقریبا بدون هیچ مخالفتی به تصویب رسید ، به وزارت دفاع امریکا اجازه می دهد طرحی را برای ترویج چیزی به نام آگاهی کامل اطلاعاتی به اجرا درآورد.
براساس این برنامه دولت مجاز است مقادیر فراوان اطلاعات درباره شهروندان گردآوری کند بدون این که مجبور باشد ثابت کند آنان کاری خلاف انجام داده اند.
دولت می تواند به همه سوابق مردم - اعم از تلفن ، مالی ، اجاره ای ، اینترنتی ، پزشکی ، آموزشی یا کتابخانه ای - بدون این که هیچ ارتباطی با تروریسم داشته باشند، دسترسی داشته باشد.
تامین کنندگان خدمات اینترنتی موظفند فقط بر مبنای اعلام اف بی آی دایر بر این که اطلاعات مورد نظر برای انجام تحقیقات ضدتروریستی این سازمان لازم است سوابق کاربران اینترنت را در اختیار این سازمان قرار دهند.
افتضاحات بسیاری در نتیجه این امر به وجود آمده است : «کمیته وکلا برای حقوق بشر» ، براساس بررسی هایی که در سپتامبر منتشر شد ، گزارش می دهد که 20 نفر از فعالان صلح امریکا از جمله چند راهبه و دانش آموز دبیرستانی به عنوان تهدید امنیتی شناسایی و دستگیر شدند.
جرم آنان این بود که گفته بودند قصد دارند برای اعتراض به کمک نظامی به رژیم کلمبیا در یک راهپیمایی شرکت کنند.
تمام اعضای تیم کشتی دبیرستان ژونو (Juneau) ، آلاسکا ، را هفت بار در فرودگاه ها نگهداشتند و از آنان بازجویی کردند فقط برای این که یکی از بچه ها فرزند یک افسر گارد بازنشسته ساحلی بود که نامش در فهرست «افراد تحت نظر» اف بی آی قرار داشت .

 attackwtc

قربانی کردن مهاجران پس از 11 سپتامبر 1200 مهاجر زندانی شدند که اتهام بیش از 750 نفر از آنان خلاف های بی اهمیت مربوط به نقض مقررات مدنی مهاجرت بود.
بازرس کل خود وزارت دادگستری امریکا اجرای قوانین مهاجرت به وسیله دادستان کلی امریکا را کورکورانه ، آشفته و بی نظم نامید.
سرویس مهاجرت و اعطای تابعیت ، که سابقا در کنار حفظ مرزهای امریکا در مورد امدادهای بشردوستانه نیز ماموریت داشت ، حالا به یک بازوی وزارت امنیت داخلی تبدیل شده است .
تاثیر این اقدامات بر گروه های خاص ویرانگر بوده است تعداد آوارگانی که در امریکا مستقر می شدند از 90 هزار نفر در یک سال قبل از 11 سپتامبر به کمتر از 27 هزار نفر در سال جاری کاهش یافت.
جمعیت پاکستانی های مقیم منطقه آتلانتیک کانتی در نیوجرسی از نصف کمتر شده است .

افراد و مناطق بیرون از حیطه قانون

ایجاد بخش های خارج از حیطه قانون حدود 660 نفر از شهروندان 42 کشور در خلیج گوانتانامو زندانی هستند که بعضی از آنان نزدیک به دو سال از اسارت شان می گذرد.
سه کودک در آنجا زندانی هستند که یکی از آنان 13 ساله است سن چند نفر از زندانیان بالای 70 سال است و یکی بیش از 100 سال سن دارد.
دادگاههایی برای محاکمه شش زندانی ، از جمله دو تبعه انگلیس که واجد شرایط محاکمه شدن به وسیله کمیسیون نظامی تشخیص داده شده اند در دست ساخت است از سی و دو مورد تلاش برای خودکشی به وسیله این زندانیان گزارش رسیده است .
با این حال دولت امریکا در صدد تقویت سیاست خود در زمینه زندانی کردن هر چه بیشتر مردم است و با هزینه 25 میلیون دلار در حال ساختن ساختمانهای دیگری در گوانتانامو است که ظرفیت زندان های آن را به 1100 نفر افزایش خواهد داد.
ایجاد افراد خارج از حیطه قانون در دو پرونده که شتابزده و با عجله برای طرح در دادگاه عالی امریکا آماده می شوند ، یاسر حمدی و «جوزف پادیلا» دو شهروند امریکا هستند که در داخل امریکا با برچسب «مبارزان خصم» زندانی شده اند و از هر وسیله ای برای استفاده از حقوق قانونی خود محروم شده اند.
تفاوت های نژادی در استفاده از برچسب «مبارز خصم» خیره کننده و وحشتناک است برای مثال توجه کنید به تفاوت رفتار با حمدی ، از لوئیزیانا ، اما از نیاکان عربستانی ، با رفتار با «جان واکر لیند» یعنی «طالبان مشهور امریکایی» که یک امریکایی سفیدپوست از یک خانواده مرفه در ناحیه خلیج سانفرانسیسکو است.
هر دو شهروند امریکا هستند، هر دو در اواخر 2001 به وسیله ائتلاف شمال در افغانستان دستگیر شدند ، هر دو به نیروهای امریکایی تحویل داده شدند که سرانجام آنان را به ایالات متحده آوردند.
اما دادستان علیه لیند اتهام کیفری وارد کرد و او با استفاده از خدمات یک وکیل گران قیمت سرانجام به چند سال زندان محکوم شد.
اما حمدی بدون وکیل در 16 ماه گذشته در یک پایگاه نظامی در جنوب کالیفرنیا بصورت ممنوع الملاقات زندانی بوده است .

تاثیر بر بقیه جهان

فعالیت های ضدتروریستی دولت امریکا سرپوشی برای بسیاری از دولت ها در کشورهای دیگر بوده که می خواهند نقض حقوق بشر خود را با استفاده از «ضدیت با تروریسم» توجیه کنند.
نمونه این دولتها فراوان است در اندونزی ، ارتش این کشور با استفاده از بهانه گوانتانامو در صدد ساختن زندانی در آبهای ساحلی جزیره «ناسی» است تا افراد مظنون به اعمال تروریستی «آچه» را در آنجا زندانی کند.
در استرالیا پارلمان ، با تصویب قوانینی اخراج اجباری پناهندگان زندانی شده در اردوگاه Nauru را مجاز دانست تا به گفته وزیر دفاع این کشور ، استرالیا مسیری برای تروریست ها نشود.
در این اردوگاه کودکان سه ساله در کنار مردان و زنان پناهجو در بدترین شرایط زندگی می کنند.

افراد خارج از حیطه قانون
در منطقه خارج از حیطه قانون

در چین ، وانگ بینگ ژانگ ، بنیانگذار مجله طرفدار دمکراسی به نام «بهارچین» اخیرا به اتهام سازمان دادن و رهبری یک گروه تروریستی به زندان ابد محکوم شد.
این ظاهرا نخستین بار است که دولت چین یک فعال دمکراسی را به تروریسم متهم کرده است.
در روسیه ولادیمیر پوتین روز 12 سپتامبر 2002 اعلام کرد که امریکا و روسیه «یک دشمن مشترک دارند» زیرا افراد اسامه بن لادن با رویدادهای چچن ارتباط دارند.
چند ماه طول نکشید که دولت امریکا سه گروه چچنی را به فهرست سازمان های تروریستی خارجی خود اضافه کرد.
در مصر ، دولت قانون اضطراری خود را سه سال دیگر تمدید کرد این قانون به دولت اجازه می دهد افرادی را که مظنون هستند خطری برای امنیت ملی باشند بدون اتهام تقریبا بطور نامحدود زندانی کند ، تظاهرات عمومی را ممنوع کند ، و شهروندان غیرنظامی را در دادگاههای نظامی محاکمه کند (و چنین دولتی ، در هر جای دنیا فرقی نمی کند ، اسم خود را دولت هم بگذارد!).
پرزیدنت حسنی مبارک ، اعلام کرد که سیاست های مشابه امریکا ثابت کرد که ما از ابتدا در استفاده از همه وسایل ، از جمله دادگاه های نظامی ، برای مبارزه با تروریسم ، حق داشتیم!.
(عجیب است که نویسنده از ترس گروههای فشار صهیونیستی و دولت اسرائیل (ظاهرا) فراموش کرده از تشدید وحشتناک جنایات رژیم اسرائیل در اراضی اشغالی پس از حملات 11 سپتامبر ، جنایاتی که در هیچ دوره ای از تاریخ از نظر شدت و بی رحمی سابقه نداشته ، سخن بگوید).
عیب این وضع چیست؛ هر شاخه دکترین بوش امریکا را در موقعیت ترویج دو دوزه بازی و معیارهای مضاعف ، یکی برای خود و دیگری برای بقیه جهان قرار می دهد.
این دکترین فشاری حیرت آور بر ساختار حقوق بشر و قوانین بین المللی که خود ایالات متحده طرح و تا سال 1948 از آن حمایت کرد ، وارد می سازد.
ایالات متحده طی دوره ای کوتاه از حامی اصلی آن اصول(!؛) به آشکارترین ناقض آن تبدیل شده است.
سیاست حقوق بشر امریکا در سراسر جهان بی اثر شده است و تحت تاثیر شعار فراگیر ، جنگ علیه تروریسم رنگ باخته است و در داخل امریکا، قانون میهن پرستی ، کمیسیون های نظامی ، گوانتانامو و زندانی کردن نامحدود شهروندان امریکایی امریکا را در موقعیت عجیب دخالت های ناموجه در امور قانون ، حتی با ایجاد مناطق و افراد خارج از حیطه قانون ، قرار داده است .

ادامه دارد
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها